بِیمِینِهِ»[199] و اینکه کوچکترین ذرهای نه در زمین و نه در آسمان از علم او بیرون نیست : « ﴿ وَمَا یعْزُبُ عَنْ رَبِّکَ مِنْ مِثْقَالِ ذَرَّة فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ ﴾ .»[200] در کنار این عظمت و بزرگی و گسترگی وجود بینهایت، قرآن برای رد هرگونه شبهه میافزاید : « ﴿ وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ﴾ »[201] و اینکه خدا میان آدمی و قلبش حایل است : « ﴿ یحُولُ بَینَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ ﴾ »[202] و اینکه او از رگ گردن به آدمی نزدیکتر است. اینگونه انسان با کمال اجلال این دو صفت را درمییابد و از آنها تأثیر میپذیرد : عظمت و قرب.
قرآن کریم اضافه میکند که خدا اول و آخر و ظاهر و باطن است : « ﴿ هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ ﴾ »[203] و اوست که دانایی آگاه و شنوایی بیناست. فرمانروایی آسمانها و زمین از آنِ اوست و بازگشت به سوی اوست. قرآن کریم، همچنین، به جد و جهد فراوان صفات رحمانیت و رحیمیت و رأفت و بخشندگی و لطف و اینکه خدا بندگانش را دوست دارد و نیز لزوم دوست داشتن خدا را تکرار میکند. در عین حال، بر صفات جبروت و کبریا و قهر و عذاب تأکید میکند. چنانکه در آیات مبارکهای که بحث را با آن آغاز کردیم، خواندیم.
قرآن اهتمام فراوانی در وصف خدا به وحدانیت دارد؛ وحدانیت به تمام معنای آن. او یکتایی است که شریکی ندارد و تنهایی است که جزئی ندارد و یگانهای است که شمارش نمیشود و دومی ندارد. بینیازی است که نیاز به کسی ندارد که حاجات و نیازهای او را برآورده سازد یا نقصهای او را جبران کند. او کسی است که نه زاده است و نه زاده شده و اینگونه از هرکس بریده و منقطع است. پس انسان، هر انسانی و هرچیزی و هر زمانی و هر مکانی در برابر خدا یکی است، چون دندانههای شانه. توحید قرآنی ایمان و عبادت غیر خدا را رد میکند. همانطور که قرآن اطاعت، حکومت، ولایت، کمک گرفتن و دعوت را جز از خدا و از سوی او رد میکند. هیچ حول و قوهای جز از سوی خدا نیست : « ﴿ مَنْ ذَا الَّذِی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ﴾ .»[204] بدینترتیب، تصویر کامل میشود و معرفت افزایش مییابد و ایمان زنده به خدا در زندگی و در رگهای انسان جاری میشود و در همه لحظات و حرکات و روابط او ساری. او با خدا خواهد بود و احساس میکند که هرکجا هست، خدا با اوست.
والسلام علیکم و رحمـةالله و برکاته.
[199]. «آسمانها در هم پیچیده، در یدِ قدرت او.» (زمره، 67)
[200]. «بر پروردگار تو حتی به مقدار ذرهای در زمین و آسمانها پوشیده نیست.» (یونس، 61)
[201]. «چون بندگان من درباره من از تو بپرسند، بگو که من نزدیکم و به ندای کسی که مرا بخواند، پاسخ میدهم.» (بقره، 186)
[202]. «میان آدمی و قلبش حایل است.» (انفال، 24)
[203]. «اوست اول و آخر و ظاهر و باطن.» (حدید، 3)
[204]. «چه کسی جز به اذن او، در نزد او شفاعت کند؟» (بقره، 255)
