گام به گام با امام موسی صدر جلد 12
جلد:
12
صفحه:
292
عبارت از پرتوی است از شعاع میل و آرزوی ما که بر روی اشیا افکنده میشود و ارزش آنها تا وقتی است که این نورافکن بر آنها بتابد و سپس، در ظلمت خود فرو میرود. اگر ارزش هر شیء همان کار متبلور محتوی آن باشد، فرار از این نتیجه، که هر ارزشی اجباراً ثابت است، غیرممکن میشود، زیرا آنچه گذشته، قابل تغییر نیست و نمیت��ان کاری کرد که آنچه شده نشده باشد.»
پروفسور ژید نظریات مارکس را در قسمتهای کار مجرد، کار متراکم و تبدیل کارهای پیچیده به ساده و طرز احتساب زمان کاری که اجتماعاً لازم است، نقد میکند و آنها را انتزاعی و فرضی و غیرعملی میداند.
درباره عامل تعیینکننده ارزش، نظریات دیگری از طرف مکتب کلاسیک (از مکاتب قدیمی اقتصاد انگلستان) و علمای مکتب روحی که در اواخر قرن نوزدهم میلادی میزیستهاند، ابراز شده است. ولی با بحث مفصلی که درباره نظریه مارکس شد و با بیانی که توضیح دادیم، تصور نمیرود احتیاجی به بحث و انتقاد یکیک آنها داشته باشیم. بنابراین، به پاسخ سؤال دوم خود میپردازیم.
