گام به گام با امام موسی صدر جلد 12
جلد:
12
صفحه:
288
کار تعیین کننده ارزش
منبع: مجله مکتب اسلام، شماره سوم، بهمن 1337
این مقاله با همین عنوان در کتاب رهیافتهای اقتصادی اسلام درج شده است.
علم اقتصاد، هرچند اکنون در شمار یکی از مهمترین و مؤثرترین مسائل علوم اجتماعی است، ولی علمی است کاملاً جدیدالتأسیس که مبانی و اصول آن فقط از چهار پنج قرن به این طرف تدوین و به صورت علم درآمده است. از این رو، وقتی صحبت از اقتصاد در اسلام میکنیم،مقصود همان احکام و قوانینی است که بر پایههای دقیقترین اصول این علم استوار شده است، بدون اینکه کوچکترین نامی از خود این علم و اصول آن در این آیین مقدس برده شده باشد.
خوانندگان، با مطالعه این مباحث بهخوبی درمییابند که قوانین اقتصادی اسلام با نهایت دقت و با رعایت تحولات زمان، بدون اجازه استثمار کارگر یا کینهتوزی نسبت به سرمایهدار، با وسعت نظر خاصی که از آثار قوانین الهی است، تدوین و به دنیا عرضه شده است. چون توضیح و دفاع از این مکتب به مقدماتی چند نیازمند است تا انتقادهایی که ممکن است بر آن اصول وارد شود، تشریح و پاسخ گفته شود، خوانندگان را ��ه مطالعه این سلسله بحثها دعوت میکنیم.
عناصر اصلی اقتصاد بشر در این سه کلمه «کار»، «سرمایه» و «زمین» خلاصه میشود و با شناختن این سه عنصر و سهمی که هریک در تولید دارد، میتوان اصول نظامهای مختلف اقتصادی دنیا را بیان کرد. از نظر مؤسسینِ روشهای اقتصادی دنیا، سهم هریک از این سه عامل در محصولات تولیدشده متفاوت است و در نتیجه، دنیا را به دو گروه اصلی و چند واحد مختلف اقتصادی تقسیم کردهاند.
گروهی از اقتصادیون قدیم و جدید، در این تقسیم، سهم بزرگ و عمده را به سرمایه داده و برای کارگر فقط مزد در نظر گرفتهاند، یعنی مبلغی که با آن زندگی کارگر تأمین و مجدداً آماده کار شود. این روش را «کاپیتالیسم» خواندهاند و در طول تاریخ تغییرات کمّی مهمی کرده است و برحسب تکامل زندگی مادی و بالا رفتن سطح زندگی، این مزد افزایش یافته و وضع زندگی کارگر بهبود پذیرفته است. ولی این تغییرات، در اساس، فقط تغییرات شکلی بوده و کارگر در نتیجه کار سهمی نداشته و کارفرما قضاوت خود را درباره او تغییر نداده است؛ او یکی از ابزار کار است و با حداقل هزینهای که با شرایط و تحولات جهان ��طبیق کند، باید او را نگاهداری و حتی علاقهمند کرد.
مرکانتلیستها (یکی از مکاتب قدیم اقتصاد که پیروان آن بیشتر در قرن شانزدهم میلادی در اسپانیا و پرتغال میزیستهاند) و فیزیوکراتها (که علما و مؤسسین این مکتب در اواخر قرن هجدهم در فرانسه و سایر نقاط اروپا بودهاند) و اکثر روشهای اقتصادی معاصر از این رویه تبعیت کردهاند.
عدهای از دانشمندان اقتصاد، بهخصوص در قرن نوزدهم میلادی، درست در خلاف این جهت سیر کرده و تمام محصول تولیدشده را نصیب کارگر دانسته و برای سرمایه و ابزار تولید حصهای در نظر نگرفتهاند.
اینها سودی را که کارفرما از تولید برداشت میکند، ارزش اضافی یا به تعبیر صحیحتر، اضافه
