گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
445
اما فقط مؤمنی که از ایمان قوی و عمیق برخوردار است، خودش را گم نمیکند. در وقت بلا و شادی از اعتدال خارج نمیشود. نه وقتی چیزی بهدست میآورد، در شادی دچار افراط میشود و نه وقتی چیزی را از دست میدهد، به جزع و فزع میافتد.
داراییها و فرزندان زینتاند و نعمت خدا بر ما هستند، ولی در عین حال فتنه و وسیله امتحاناند. چرا؟ چون اگر انسان ثروتمند نباشد و فقط درجهای از ایمان داشته باشد، میتواند بر خودش مسلط باشد، ولی اگر ثروتمند باشد، دو چندان ایمان لازم دارد تا بتواند عدالت را حفظ کند و از حد اعتدال خارج نشود؛ چون بیشتر مردم به این علت مرتکب حرام نمیشوند که ثروت زیادی ندارند. دنبال گناه و ظلم نمیروند، به این علت که قدرت آن را ندارند. اگر کسی ثروتی به دست بیاورد و درجه ایمانش به اندازه ایمان شخص غیرثروتمند باشد، احتمال انحرافش بیشتر است. این است که ثروت وسیله امتحان قرار داده شده. چرا؟ برای اینکه ثروت درجه ایمان افراد را محک میزند. اگر شخص ایمان قوی و محکمی داشته باشد، بعد از به دست آوردن ثروت و اعتبار و قدرت، باز هم اعتدال خودش را حفظ میکند. بعضی از مردم مظلوم هستند، برای اینکه فرزند و به تعبیری، حامی و پشتیبانی ندارند، ولی همین که صاحب فرزندان رشید و برومندی شدند، وقتی پنج تا، شش تا، بیست تا و پنجاه تا جوان دور و بر او را گرفتند، آن وقت میل به ظلم و گناه پیدا میکنند. به خدا پناه میبریم. این یعنی فتنه؛ زیرا وقتی انسان از سطح عادی و متوسط خودش بالاتر میرود و تعداد فرزندانش بیش از حد معمول افزایش پیدا میکند یا مقام و اعتباری به دست میآورد یا ثروت بسیاری نصیبش میشود و زور بازوهایش بیشتر میشود، باید از ایمان بیشتری برخوردار باشد تا بتواند رفتار مناسبی از خود نشان بدهد.
پس رفتار مؤمن در وقت توانگری و کثرت مال با وقت فقر و نداری فرقی نمیکند. چرا؟ به سبب اینکه ایمانش تغییری نکرده، به سبب اینکه این ثروتها و امکانات نمیتواند او را از اعتدال خارج کند و به انحراف بکشاند. او همان بنده فقیری است که «لا یَملِکُ لِنَفسِه نَفعاً وَلا ضَرّاً وَلا مَوتاً وَلا حَیاةً وَلا نشوراً» (مالک نفع و ضرری نیست و مالک مرگ و حیات و رستاخیزی برای خود نیست.) میگوید این ثروت، پیش من است، ولی خدا مرا خلیفه خودش در روی زمین ساخته و این اموال را تحت تصرف من قرار داده. مرا طبق حدیث شریفِ «الأغنیاءُ أمَناءُ اللهِ» (ثروتمندان امین خداوندند) امین قرار ��اده. همینطور، کسی که جاه و مقامی دارد، خداوند این جاه و مقام را پیش او به امانت گذاشته و کسی که صاحب فرزند است، خداوند این فرزندان و خویشاوندان را که مایه قدرت و عزت او هستند، پیش او به امانت گذاشته. میگوید تا وقتی که اینها در دست من امانت هستند، به هیج وجه حق ندارم که از آنها طوری استفاده کنم که مورد رضای خدا نباشد. حق ندارم امانتی را که خدا به من سپرده، در راه معصیت او به کار بگیرم. آیا شما راضی میشوید که پولی به دوستتان یا به همسایهتان بدهید و او با این پول بر ضد شما شکایتی ترتیب بدهد و آن را در دادگاه بر ضد شما صرف کند؟ آیا راضی میشوید که به دوستتان احترام بگذارید و مثلاً به او سلاحی بدهید و او از آن سلاح در کشتن پسرتان یا مجروح کردن برادرتان استفاده کند؟ آیا این کار صحیحی است؟ این کار خوب است یا زشت؟
ما اگر منطق قرآن را بپذیریم و باور داشته باشیم
