گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
444
را که در چشم مردم باعظمتتر از محمد (ص) باشد، ندیدهایم. با وجود تواضع و نرمخویی و توجه به حرف مردم [چنین عظمت و شکوهی دارد]. این جاسوس در گزارش خود میگوید: وقتی وضو میگرفت، اصحابش قطرات آب وضوی او را که از دستش میریخت، میربودند و به آن تبرک میجستند. چه کسی به این مقام رسیده است؟
پیامبر(ص) پیروزمندانه داخل مکه شد و قبایل ��ربی که ایستاده بودند و منتظر دیدن نتیجه درگیری حضرت با قبیلههایشان بودند، تسلیم شدند و گروه گروه اسلام آوردند. قرآن در این اینجا میگوید: ای محمد! غرور تو را نگیرد و نپنداری که این پیروزی محصول هوش و زحمت خودت بوده است، ما پشت تو بودیم و تو را حمایت میکردیم. این پیروزی از طرف خدا بود، نه از طرف تو: « ﴿ إِذَا جَاء نَصْرُ اللهِ وَالْفَتْحُ ﴾ .» تو فقط وسیله بودی، پس به سبب این احساس عظمت و پیروزمندی استغفار کن که اگر واقعاً توبه کنی، خدا تو را خواهد بخشید. به همین سبب است که پیامبرِ پیروز و سید عرب وقتی داخل مکه شد، بر روی اسب سرش را پایین گرفته بود و حالت خشوع و تواضع و تسبیح و استغفار داشت.
بنابراین، پیروزی نباید انسان را مغرور کند، بهطوری که سر از پا نشناسد و مشکلات خودش و دیگران را نبیند. باید خشوع و تواضع داشته باشد و این پیروزی را امانتی از طرف خدا بداند که به او سپرده شده و باید آن را در راه خدا استفاده کند. از این رو، عمل کردن به دستورها و احادیثی که به عفو و گذشت هنگام پیروزی و قدرت سفارش میکند، برای مؤمن کار سختی نیست. برای اینکه مؤمن میداند این یاری و نیروی خدا بود که او را بر دشمنش پیروز کرد، نه زرنگی و عمل خودش و بهراحتی میتواند ببخشد. خداوند به تو میگوید: ببخش. حال اگر نبخشی چه اتفاقی میافتد؟ خدایی که تو را در پیروزی یاری کرده، میتواند قضیه را معکوس کند؛ همانطور که بعد از فتح مکه کرد. آیا پیامبر(ص) بعد از فتح مکه، در هیچ جنگی دچار گرفتاری نشد؟ آیا در جنگ حنین که فزونی عده مسلمانان باعث غرورشان شده بود، شکست نخوردند؟ این شکست تذکری بود به سپاه پیامبر(ص) که تصور نکنید چون تعدادتان زیاد است، پیروزیتان حتمی است؛ در آستانه شکستی قرار گرفتند که بعضی از منافقان با استهزا میگفتند: با چنان شکستی روبهرو شدهاید که گمان نمیکنیم جز دریا بتواند در مقابل آن مقاومت کند. یعنی دامنههای این شکست از بیرون مکه تا داخل آن کشیده شده و بهتدریج جده و کرانههای دریای سرخ را هم در بر خواهد گرفت. منافقان بعد از این شکست، آن را چنین تحلیل کردند. ولی خداوند قضیه را دیگرگون کرد و مسلمانان توانستند با مقاومت عدهای اندکشمار پیروز شوند.
بنابراین، مؤمن هنگام پیروزی مغرور نمیشود؛ وقتی ثروت و مقام و سود و فرزند و اسباب شادی به دست میآورد، از حد اعتدال خارج نمیشود. در قرآن کریم میخوانیم که ثروتها و فرزندان شما فتنه هستند. نمیگوید عیب و نقص، حتی گاهی از آنها به زینت تعبیر میکند. البته گاهی هم به فتنه تعبیر میکند. فتنه یعنی وسیله امتحان مؤمن، آزمایش کردن مؤمن، همانطور که خدا مؤمن را با بلاها و سختیها امتحان میکند، با بسیاری فرزندان هم امتحان میکند. بعضی از مردم در وقت مصیبت و بلا خودشان را گم میکنند و به جزع و فزع میافتند و کنترل خودشان را از دست میدهند. عدهای هم در پیروزیها و شادیها خودشان را گم میکنند.
