گام به گام با امام موسی صدر جلد 11
جلد:
11
صفحه:
246
مسیر، بسیار محتمل است که از بعلبک هم عبور کرده باشند. خلاصه سخن اینکه آنان از شهرهای بزرگ میان کوفه و خط ساحلی شام گذشتهاند.
برخی از آثار و پا��های تواریخ میگویند که این کاروان وارد رمله و عسقلان شده است و مردم این شهرها با شادمانی آماده استقبال از اسرا بودهاند. اینها نشان میدهد که اهلبیت از این شهرها و مراکز بزرگ، که در آن زمان جزئی از فلسطین و لبنان و سوریه بودند، گذشتهاند.
بیشک، مانند هر جنگ دیگری، عبور دادن اسرا از این شهرها برای خلیفه پیروزی به شمار میرفت؛ سرهای بریده، اسرا، سپاه پیروز. این همه نظرها را جلب میکرد. بهطورطبیعی هرگاه سپاهی از جایی میگذرد، اهالی شهر برای تماشای سپاه میآیند، چه رسد به اینکه سپاه، سپاه خودشان یعنی سپاه خلیفه و سرزمینشان باشد.
به همین سبب، میتوان گفت که از کوفه تا شام، در شهرها و سرزمینهایی که اهلبیت و اسرا و سرهای پاک وارد میشدند، با اجتماعات و جشنهای مردمان این سرزمینها مواجه میشدند.
شکّی نیست که این مسائل در همه شهرها رخ داده است، زیرا برای فهم این مسئله ضرورتی ندارد که ماجرا در مقاتل آمده باشد، بلکه از روحیه مردم و اوضاع عمومی میتوان این مسئله را دریافت. بیشک به هر شهری که پا میگذاشتند، حکام خلیفه برای پیروزی جشن میگرفتند و شادی میکردند. کاروان با مردم مواجه میشد. بهطور طبیعی مردم بنابر روحیه کنجکاویشان میخواستند بپرسند و بفهمند که ماجرا چیست؟ اینان کیستند؟ چرا این سرها بریده شده؟ چرا اسرا را آوردهاند؟ آیا اینان خوارجاند؟
در سرزمینهای اسلامی، در آن وقت، بودند کسانی که آنان را بشناسند و بهسرعت متوجه شوند. در غیر این صورت، بیشک طفلی، کوچکی، بزرگی، پیرمردی پیدا میشد که به اسرا نزدیک شود و بپرسد: شما کیستید؟ شما از کدام اسرایید؟ این عبارات در بسیاری از مقاتل آمده است: شما از کدام اسرا هستید؟ شما از زنگیان هستید؟ یا از دیلم؟ یا از تاتارها هستید؟ یا از سرزمین کفر؟
در آن وقت، در جهان اسلام، خوارج را کسانی میدانستند که از دین خارج شده و بر امام شوریده و منحرف شده باشند. آنان این پرسش را که مکرر نقل شده است، مطرح میکردند: شما از کدام اسرا هستید؟
بیشک اهلبیت(ع)، از مرد و از زن و از کوچک و بزرگ، میدانستند که چگونه به این پرسش پاسخ دهند. میگفتند: ما اسرا، اهلبیت محمدیم.
چگونه ممکن است؟ اسرا از اهلبیت محمد؟ مگر میشود اهلبیت محمد اسیر باشند؟ در این هنگام، اسرا ماجرا را شرح میدادند. این قصه در شنوندگان بازتاب داشت. پس توجه میکردند و بیشتر گوش میسپردند. در اینجا بود که نقش خطابه و سخنرانی به میان میآمد؛ یا علیبنالحسین(ع) سخن میگفت یا زینب یا امکلثوم. یکی از آنان سخن میگفت و به مردم میگفت که چه گذشت. از اینجاست که در مقاتل دهها خطبه و سخنرانی ثبت و ضبط شده است. این خطبهها کجا ایراد شدهاند؟ در کوفه و شام که روشن است، اما در دیگر شهرها روشن نیست، یا به علت نبودِ راوی یا به این سبب که مقتلنویسان ذکر نکردهاند که هر خطبهای کجا گفته شده است. خلاصه اینکه این کاروان از کوفه خارج شده، به سرزمین شام رسیده، و از شهرهای بزرگ گذشته است و در راه، در هر شهری، از آن استقبال شده و پرسشها و پاسخهایی مطرح شده و
