گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
موسوم به ملیگرا و ترقیخواه، تقسیم شد و در ادامه نیز انشعاب دیگری در شاخ? دوم یعنی احزاب ملی و ترقیخواه پدید آمد و برخی از شخصیتهای سیاسی هم از اجلاس عرمون جدا شدند.
هریک از شاخههای پراکند? جبه? ملی تلاش میکردند که مقاومت فلسطین را به سوی خود بکشانند و بدینترتیب، مقاومت هر روز بیش از پیش دچار عسر و حرج میشد و بهطور فزاینده در شنهای روان لبنان فرو میرفت و هم? توان و امکانات خود را برای جلوگیری از برخورد و درگیری به کار میگرفت، بهویژه آنکه در برخی موارد، اختلافات به درگیریهای خونین منجر شده بود و همسنگران و همرزمان، به حذف فیزیکی و کشتن یکدیگر روی آورده بودند. در این میان، جوانان عضو امل بیش از دیگران از این وضع خسارت دیدند، زیرا احزاب چپ و سردمداران تندرو، حملات بیرحمانهای را بر ضد آنان و رهبرانشان تدارک دیدند و سازمان فتح ناگزیر شد برای جلوگیری از برخورد و درگیری، تلاشهای بسیاری به خرج دهد.
چهار. خطرناکترین اختلاف و شکاف پدیدآمده در جبه? ملی، ایجاد اختلاف ساختگی و مصیبتبار میان مقاومت فلسطین و احزاب همپیمان آن از یک سو و دولت سوریه (همپیمان مهم مقاومت) از سوی دیگر بود. این اختلاف ساختگی از آنجا ناشی شد که بدخواهان و مغرضان ابتدا شعار مخالفت با قیّومیت سوریه را سر دادند و در ادامه از وضعیت معیشتی و روحی ناگوار ملت فلسطین و مبارزان آن سوءاستفاده کردند؛ بهویژه آنکه فلسطینیان پس از واقع? سپتامبر 1970 در اردن، هم? پایگاههای خود -به غیر از لبنان- را از دست داده بودند. فتنهانگیزان از این وضعیت بهره بردند و با دامن زدن به حساسیتها و ایجاد تردید و بدبینی، رسانههای فلسطینی را به دام انداختند و متأسفانه این رسانهها نیز در تشدید اختلافات مؤثر بودند. اختلاف بالا گرفت و سوریه ناگزیر شد به علل امنیتی، نیروهای بیشتری را به لبنان اعزام کند. درگیریهای غمانگیزی روی داد و چیزی نمانده بود که فاجعهای بزرگ روی دهد.
امّا مواضع تاریخی و مسئولان? حافظ اسد، رئیسجمهور سوریه، و تلاشهای برخی رهبران فلسطینی و پیگیریهای همهجانب? امام صدر مانع از بروز فاجعه شد؛ هرچند حوادث و وقایع از پیش طراحیشده همچنان ادامه داشت. این در حالی بود که طرف دیگر (راستگرایان لبنان) هم? تلاش خود را برای همراه کردن سوریه با خود و جلب اعتماد کامل سوریه به کار گرفته بودند.
فاجعه رخ نداد، امّا این اختلاف، مقاومت و احزاب همپیمان آن را تضعیف کرد. معادلات قوا در لبنان دگرگون شد و مصایب دیگری در تلالزعتر، نبعه، جسرالباشا، کوره، شکا و دیگر مناطق به وقوع پیوست.
رسانههای عربی و بینالمللی و حتی رسانههای راستگرا، سعی در بزرگنمایی بحران داشتند و درصدد بودند که سوریه را بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم در این بحران مقصر قلمداد کنند. این مسئله سوریه را که همواره مشعلدار مبارزه در جهان عرب و حامی مقاومت فلسطین بوده، تحت تأثیر قرار داد و در نزد افکارِعمومی این تصور به وجود آمد که سوریه همپیمان راستگرایان لبنان و دشمن نهضت فلسطین و نهضت ملی لبنان است، که این هم یکی دیگر از زیانهای بزرگ قومی، بهویژه برای جبه? ملی و انقلاب فلسطین به شمار میآید.
پنج. از مهمترین شاخصههای این مرحله (فصل
