گام به گام با امام موسی صدر جلد 7

جلد: 7
صفحه: 435

و می‌گوید بسیاری از طرح‌ها بررسی شده است و نیازی به زمان زیادی تا اجرا ندارد. بهتر آن است که کشورهای عربی و یا برخی از کشورهای دوست مانند فرانسه، اجرای این طرح‌های عمرانی را عهده‌دار شوند تا ارتباط نزدیک‌تری با جنوب لبنان پیدا کنند و در ادامه، امکان اقدامات سیاسی، دیپلماتیک و رسانه‌ای برای تبیین مسائل جنوب و جلوگیری از تهدیدهای موجود برضد جنوب فراهم شود.

[امام در ادامه، شمارش راه‌حل‌ها را ادامه می‌دهد:]

چهارم. احیای هرچه سریع‌تر نهادهای دولتی و قانونی در جنوب، پیش از مناطق دیگر، با هدف حضور مسئولان در صحنه، به گونه‌ای که اهالی جنوب احساس کنند که دولت در این منطقه حضور دارد و از آنان حمایت می‌کند و بر آنان سرپرستی دارد و در قبال آنان شرافتمندانه احساس مسئولیت می‌کند.

پنجم. پیش از تعیین جزئیات و اجرای کامل مفاد توافق‌های دو اجلاس ریاض و قاهره، ابتدا بند‌هایی از این توافق‌‌ها که به جنوب اختصاص دارد، به اجرا درآید و تعهدات در خصوص تعیین دقیق اماکن حضور فلسطینیان و مشخص ‌شدن تعهدات لبنان در قبال مسئل? فلسطین، اجرایی شود.

مسئل? اصلی آن است که نیت‌ها دگرگون شود

سخن‌گفتن از تعهدات لبنان و فلسطینیان، طولانی و مفصل است. به نظر شما که از ابتدا در جریان بحران بوده‌اید و تا آخرین مراحل از ابعاد آن باخبرید، چه عاملی سبب بروز این بحران شد و کدام ‌یک از دو طرف، تعهدات خود را در قبال طرف مقابل زیر پا گذاشت؟

به عقید? من در اجرا[ی این تعهدات] تغییراتی پدید خواهد آمد. پیش از وقوع حوادث لبنان احساس می‌کردم که توافق‌‌ها در فضایی تنظیم شده که اذهان دولتمردان از آن فاصله دارد. حکومت که خود توافق‌نامه‌ها را امضا کرده بود، در بسیاری موارد در چند جهت و حتی بر خلاف مفاد آن‌ها اقدام می‌کرد و مثلاً سعی می‌کرد از طریق برخی گروه‌ها، به اختلافات میان فلسطینیان و لبنانیان دامن بزند و میان آن‌ها درگیری و برخورد ایجاد کند. یا گروه دیگر درصدد بود که پیمان قاهره را از دستاوردهای سیاسی و منطقه‌ای خود قلمداد کند و در جست‌وجوی دستاوردهای دیگر بود و راه و روشی را جست‌وجو می‌کرد که بتواند این دستاوردها را برای منافع گروهی یا انتخاباتی خود به کار گیرد یا گروه سوم -‌که متأسفانه اغلب سردمداران حکومتی را شامل می‌شد‌- برای فرافکنی مشکلات و رویارو نشدن با حقایق تلاش می‌کردند.

از سوی دیگر، احساس می‌کردم که طرف فلسطینی هم با وجود آنکه توافق‌نامه‌ها را امضا کرده است، به طرف لبنانی -‌یا بخش تأثیرگذار آن یعنی رئیس‌جمهور یا فرماندهی ارتش لبنان‌- اعتماد ندارد و خود را آماده می‌کند که اگر لازم شد از خود دفاع کند. از طرفی فلسطینی‌ها درصدد ارتباط با گروه‌هایی از مردم و رهبران بودند تا حامی و پشتیبان آنان باشند.

این وضعیت و آثار و پیامدهای آن در ابعاد مختلف سیاسی، نظامی، رسانه‌ای و حتی اجتماعی، بر لبنان حاکم شده بود و بی‌شک از علل اصلی بحران بود.

امّا با توجه به تجرب? تلخی که دو طرف لبنانی و فلسطینی پشت سر گذاشته‌اند و با توجه به‌ویژگی‌های