گام به گام با امام موسی صدر جلد 7

جلد: 7
صفحه: 431

و بدین‌ترتیب، وضعیتی پدید آمده بود که می‌توان آن را «حالت خاص» نامید. ما از این وضعیت بهره‌ می‌بردیم، غافل از اینکه چنین کاری به ضرر ما تمام خواهد شد و جهان عرب به درج? بالایی از آگاهی رسیده است. در رویارویی با مسائل مهم میهن در این منطق? حساس و در پایان قرن بیستم باید مواضع ما دارای وضوح و شفافیت باشد تا بتوانیم با حوادث مختلف مقابله کنیم.»

«پس از برگزاری اجلاس سران مشخص شد که لبنان دیگر کشور قبایل، یا کشور زعامت‌ها و سردمداران، یا کشور شخصیت‌های مرتبط با محافل عربی و بین‌المللی نیست. لبنان کشوری است که سلاح و ارتش و اموال و نیروهای سیاسی آن از هویت عربی آن سرچشمه می‌گیرند، بی‌آنکه این هویت بر استقلال و ویژگی‌های فرهنگی و شیو? خاص حکومتی لبنان تأثیر بگذارد.»

«از نتایج ادام? وضعیت پیشین در لبنان، موضع‌گیری ما لبنانیان در قبال قضی? فلسطین بود، به گونه‌ای که از وقتی این قضیه در لبنان مطرح شد، لبنانیان بر سر آن اختلاف نظر داشتند و عده‌ای افراط و زیاده‌روی در پیش گرفتند و آن را به رسمیت نشناختند و گروهی دیگر تفریط و کوتاهی کردند و تعهدات خود را به میهن فراموش کردند. با بروز این اختلافات حقیقی یا نمایشی، روزنه‌ای پدید آمد که موجب شد به‌رغم پرداخت هزینه‌های بسیار، جایگاه لبنانیان در قضی? فلسطین نادیده گرفته شود و با وجود هم? تلاش‌هایی که لبنانیان انجام دادند، حقوق آنان به رسمیت شناخته نشود.»

«در سال 1968 برخی از مسئولان نظامی لبنان برای دستیابی به اهداف خاص اجازه دادند که مبارزان فلسطین به جنوب لبنان وارد شوند و این به معنای گشودن جبهه‌ای در جنوب بود که لبنان به تنهایی نمی‌توانست آن را اداره کند و لازم بود که در مقابل، فلسطینیان و اعراب نیز تعهداتی بدهند که براساس آن لبنان بتواند این مسئولیت بزرگ را به انجام برساند. برخی از مسئولان نظامی و سیاسی به جای تلاش برای تحقق این امر، فقط به استقبال فلسطینیان و اعراب اکتفا کردند و سپس مسئله را به حال خود رها کردند تا میهن و به‌طور ویژه جنوب و اهالی جنوب به تنهایی بهای این اقدام را بپردازند.»

«در مسائل اساسیِ میهن هم مواضع ما بهتر از این نبود و رسیدگی به مشکلات میهن را با فرافکنی به تعویق می‌انداختیم.»

«منطق عده‌ای از ما هنوز قبیله‌ای و فرقه‌ای بود و همچنان به غلبه و چیرگی بر دیگران می‌اندیشیدیم. هر از چندگاه شعار «نه غالب و نه مغلوب» را مطرح می‌کردند تا روز سرنوشت را به تعویق اندازند و برای ورود به آن آماده شوند. هیچ‌گاه تلاشی برای مبنا قرار دادن میهن و منافع ملی و انسجام تاریخی و جغرافیایی لبنان صورت نگرفت تا اینکه غلب? لبنان را غلب? خویش بدانیم. گویی فراموش کرده‌ایم که اگر هم‌وطنان خود را مغلوب کنیم، وطن را مغلوب کرده‌ایم؛ وطنی که هیچ‌چیز جای آن را نمی‌گیرد.»

امام در ادام? سخنان خود و در اشاره به رویکرد فرقه‌ای در لبنان تصریح کرد:

«با توجه به ناممکن بودن غلب? زورگویی و ضرورت غلب? وطن و بر مبنای این اصل مهم که بدون وحدت هم‌وطنان، وطن معنا ندارد، می‌توان گفت که وجود مذاهب متعدد در لبنان و در چارچوب وحدت ملی، ثروتی بزرگ برای لبنان به شمار می‌رود که موجب غنای لبنان است. درواقع این ویژگی متمایز لبنان است و این امکان را فراهم می‌کند که لبنان