گام به گام با امام موسی صدر جلد 7
اکنون در این روز با شما پیمان میبندیم که با تلاشی که از شما آموختیم و با صداقتی که از کردار شما عیان است، راهتان را ادامه دهیم.
پیمان میبندیم تا زمانی که منطقهای یا انسانی محروم در میهن وجود دارد، خاموش ننشینیم و دست از مبارزه برنداریم و راه و روش صادقان? شما را استمرار بخشیم. پیمان میبندیم که به منافع خویش نیندیشیم و در راه خدا از سرزنش ملامتگران و ستایش تشویقکنندگان تأثیر نپذیریم و در راه حق، از شمار اندک حقجویان هراسان نشویم.
شهیدان عزیز! اکنون که آتش جنگ رو به خاموشی نهاده و سخن از آشتی ملی و نشستن بر میز مذاکره به میان آمده و اکنون که رهبران جوانِ سر برآورده از دل وقایع، قصدِ دیدار هم کردهاند و جنگجویان سر صلح و آشتی دارند…
در چنین اوضاعی خون گرانبهای شما -که با دنیا و مافیها درخور قیاس نیست- راه و روش ما را مشخص میکند و ما با الهام از خون پاک شما موضع خود را اعلام میکنیم، بیآنکه به دشواریهای چهار ماه گذشته توجه کنیم؛ زیرا خونی با ارزشتر از خون شما و رنج و محنتی دشوارتر از رنج مادران و پدران و همسران و فرزندان شما سراغ نداریم.
روند کنونی آشتی ملی، تلاشی شرافتمندانه و ضروری برای جلوگیری از جنگ داخلی و توقف خونریزیهایی است که از تندبادی عظیم خبر میداد.
جنگ داخلی لبنان باید به پایان برسد، زیرا جز دشمن کسی از آن بهره نمیبرد و ادام? آن، میهن و تمامیت ارضی آن و حتی مقاومت فلسطین را با خطرهایی روبهرو میکند که تعیین ابعاد و پیامدهای آن ممکن نیست.
خلاصهای از پیامدها و ابعاد این جنگ -که پیشتر نیز به آنها اشاره کردهایم- عبارتاند از:
1. محرومیت -که زمین? آغاز نبرد و علت اساسی عقبماندگی لبنان است- گسترش یافته و ریشهدار شده است و بسیاری از هموطنانِ دارای درآمد متوسط و محدود و حتی افراد مرفه جامعه -به جز سوداگران سیاست سلاح- همگی به افرادی محروم تبدیل شدهاند و اکثر قاطع مردم امکان بهرهمندی از زندگی ساده را نیز ندارند. محرومیت افزایش یافته و این در حالی است که تقریباً هم? قربانیان جنگ داخلی از محرومان بودهاند و بدینترتیب، بهای گزافی پرداختهاند که از هزین? انقلابهای اجتماعی جهان فراتر میرود.
2. جنوب و جبه? جنوب و اهالی این منطقه، بسیار بیش از زمان آغاز بحران در معرض هجوم و تجاوز قرار دارند. حاکمیت دولت کاملاً از این منطقه برچیده شده و سلاحی برای دفاع وجود ندارد، و هماکنون هر روز سخنانی میشنویم و تجمعهای جدیدی را میبینیم و بهانهها و دستاویزهای جدیدی برای هجوم و تجاوز به گوش میرسد و این همه، جنوب را بهشدت در معرض فشار، چانهزنی و سوداگری قرار داده است.
3. حاکمیت ملی کاملاً از میان رفته و هر وجب از خاک میهن -ازجمله مقر قوای سهگان? کشور- تحت سلط? افراد مسلح قرار گرفته است و آنچه بر رنج و محنت ما میافزاید این است که حتی احساس فقدان حاکمیت دولت نیز از بین رفته است و کسی خواهان برقراری مجدد حاکمیت دولت در سراسر کشور نیست، مگر کسانی که این خواسته را برای به چالش کشیدن دیگران یا رسیدن به اهداف سیاسی مطرح میکنند.
