گام به گام با امام موسی صدر جلد 5

جلد: 5
صفحه: 128

و اطمینان و آرمان و اخلاص می‌آفریند. بعد دوم مربوط به انسان زمینی است؛ مربوط به زندگی و واقعیت‌های ملموس. این بعد همان ارتباط کاملاً ارگانیک میان انسان مؤمن و برادرانش است. دین در همۀ مکاتب خود و از زبان همۀ پیامبران تأکید کرده است که جدایی انداختن میان ایمان و اهتمام به امور مردم، غیرممکن است و حتی قرآن کریم، کسی را که یتیم را از خود می‌راند و به رسیدگی به بینوایان ترغیب نمی‌کند، دروغ‌شمارندۀ دین خوانده است. به عبارت دیگر، اهتمام به امور محرومان بخش مهمی از تعهدات عالم دین است. این نکتۀ اوّل.

دوم، پایداری کشور و وحدت امت و سلامت جامعه، مسائلی است که جز با عدالت یا آنچه در عصر ما فراهم کردن فرصت‌های برابر برای همگان نامیده می‌شود، تحقق نمی‌یابد و بدون آن، جامعه فرو می‌پاشد. تجربۀ بعد از جنگ جهانی دوم که سی‌و‌هفت کشور در آن شرکت داشتند، هنوز در برابر ماست. این دولت‌ها در اثر وجود اختلافات شدید طبقاتی و یا، به عبارتی، نبود عدالت در آن‌ها فروپاشیدند و نظام‌های آن‌ها تغییر کردند. مایۀ خرسندی من است که در اینجا این آیۀ شریفه را بخوانم:

﴿وَأَنفِقُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَةِ. [15]

این آیه، به‌روشنی، خطر نهفته در ورای انفاق نکردن را گوشزد می‌کند.

سوم، می‌دانیم که تنها سرمایۀ لبنان، انسان آن است که در طول تاریخ با شایستگی‌ها و آرمان‌ها و خطرکردن‌ها و مواضع خود، عظمت و شکوفایی لبنان را و تمامیت ارضی و ارمغان تمدنی آن را رقم زده است. بنابراین، هر اقدامی برای راکد کردن این شایستگی‌ها یا حقیر شمردن فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، خاصه تحقیر اقتصادی، هر اقدامی از این دست یا هرگونه فعالیت دولت که به این نتایج بینجامد، برای لبنان خطر بسیار بزرگی است.

چهارم، نیاز نمی‌بینم به اختلاف در همۀ سطوح معیشت میان مناطق لبنان اشاره کنم. تحقیقات و مشاهدات صورت‌گرفته و موج مهاجرت‌ها به کشورهای دوست یا کشورهای بیگانه، آشکارا بیانگر این حقیقت تلخ است. کافی است این نکته را ذکر کنم که سطح معیشتی در مناطق گوناگون لبنان بین میانگین هشتصد لیرۀ لبنانی برای هر فرد در ماه تا هشتاد یا حتی چهل لیره برای هر فرد در برخی مناطق دیگر ازجمله هرمل و عکار در نوسان است. وضع بهداشت و تحصیل و غیر آن نیز بهتر از وضعیت درآمد افراد نیست. ولی همۀ این‌ها در برابر مسئلۀ امنیت و دفاع از شهروندان و خاک کشور هیچ است. با تأسف بسیار می‌توان گفت که منطقۀ گسترده‌ای از جنوب لبنان در شبه اشغال به سر می‌برد و دشمن هر لحظه که بخواهد وارد آن می‌شود و دست به خراب‌کاری و کشتار و آدم‌ربایی می‌زند و مردم را خوار و ذلیل می‌کند و سپس بدون هیچ ترس یا نگرانی یا تلفاتی بازمی‌گردد.

پنجم، با توجه به این اوضاع معتقدم که تلاش‌های پیگیرانه و رو به گسترش من و دوستانم برای یافتن راه‌حلی برای این مشکلات، برخاسته از ایمان ما به خداوند و حس وطن‌دوستی و شعور انسانی ماست. من بارها در برابر ده‌ها هزار نفر از مردم سوگند خورده‌ام که تا زمانی که در لبنان یک فرد محروم

[15]. و در راه خدا انفاق کنید و خود را با دست خود به هلاکت میفکنید» ﴿بقرۀ، 195﴾