صورت خدا و مثل او باشد. طبیعی است که خداوند شکلی ندارد و مراد صفات خداوند است. ممکن است کسی با نیرنگبازی جلو بیفتد؛ ممکن است کسی که بینظم است جلو بیفتد، اما تا کی؟ «﴿کُلُّ مَنْ عَلَیهَا فَان وَیبْقَی وَجْهُ رَبِّکَ. ﴾»[194]
به اختصار بگویم، بحثی در این نیست که کسی که جاودانگی را میخواهد، کسی که میخواهد عملش از جنس این جهان باشد، کسی که میخواهد در این جهان پیروز باشد، شایسته است که از آغاز راه امری را انتخاب کند که با این هستی هماهنگ باشد : «﴿وَالسَّمَاءَ رَفَعَهَا وَوَضَعَ الْمِیزَانَ أَلَّا تَطْغَوْا فِی الْمِیزَانِ. ﴾» این را میگوییم تا شما هم در کارهایتان منظم باشید، طبق ترازو و میزان. به همین سبب علی بن ابیطالب(ع) به ابوذر میگوید و او را خطاب قرار میدهد که : «لا تَستَوحِشُوا فِی طَریقِ الهُدیِ لِقِلَّـة أهله.» (در راه هدایت به سبب کم بودن اهل آن به وحشت میفتید.) انسان اگر در راه هدایت احساس غربت کرد، نباید بترسد، زیرا همه هستی با او همراه است. انسان منحرف میشود، فریب میخورد، اغفال میشود و گمراه میشود، اما هستی، همه هستی، همراه با انسانی است که در راه هدایت گام برمیدارد. از این رو، ما باید ایمان و عقیده را از بُعد رفتاری و توأم با عمل بنگریم و نه با دید مقایسه و ارزیابی و قضاوت. چه سودی دارد که بگوییم ما شیعه هستیم، ما مسلمان هستیم و با دیگران تفاوت داریم، و اینگونه مردم را دستهبندی کنیم؟ اساساً فایده این تقسیمات و دستهبندی چیست؟ در واقع، این جهانبینی و اعتقادات و دیدگاهها سلوکی و طریقهای برای عمل و انتخاب پیشروی ما قرار میدهد. هنگامی که قرآن میگوید جهان در شش روز خلق شد، میخواهد بر این تأکید کند که هر عملی که بخواهیم به ثمر برسد، باید بر اساس زمانبندی باشد؛ زمانبندی و برنامههای جمعی. کاری بدون تعیین زمان پیش نمیرود. کار با زمان نامحدود نیز پیش نمیرود. من این مطلب را برای شما یادآوری کردم تا برای خود و شما تکرار کنم که ما در پیریزی این بنا شریک و همکار هستیم و مأموریت خودم و شما را یادآوری کردم تا موفقیت مأموریت خود را تضمین کنیم.
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
[194]. «هر چه بر روی زمین است دستخوش فناست. و ذات پروردگار توست که باقی میماند.» (رحمان، 26-27)
