گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
333
بنابراین، جامعهای که از کار اقتصادی تکوین مییابد، جامعه نزاع و یا جامعه درندگان است. هرکس میکوشد تا سود بیشتری کسب کند. ضربالمثل معروفی هست که میگوید من و برادرم بر ضد پسرعمویم هستیم و من و پسرعمویم بر ضد فرد غریبه. ما یک تعبیر دیگر به آن اضافه میکنیم و میگوییم که من بر ضد برادرم هستم و من و برادرم بر ضد پسرعمویم هستیم و من و پسرعمویم بر ضد غریبه هستیم. این حقیقتی است، زیرا انسانی که ماده را إله خود قرار میدهد و انسانی که فقط کار اقتصادی میکند، به موتور کار اقتصادی تبدیل میشود. اگر این تعبیر درست باشد. منفعت این انسان با منفعت دیگری همسو نیست. او در نود درصد منفعت با برادرش به توافق میرسد و با برادرش بر ضد پسرعمویش همپیمان میشود. او با برادر و پسرعمویش بر سر 75 درصد منفعت به توافق میرسند و بر ضد فرد غریبه همپیمان میشوند. سپس، با پسرعموها و همروستاییها و خانوادهاش و همشهریهایش و هممذهبیهایش و... بر سر 60 یا 50 یا 40 درصد منافع به توافق میرسد و هر گروهی بر ضد گروه دیگر همپیمان میشود. به همین دلیل است که میگویند که سیاست نه دوست مطلق میشناسد و نه دشمن مطلق. سیاست منافع را برحسب منافع مشترک قبول دارد. بنابراین، انسانی که به مجموعهای از کارهای مادی تبدیل میشود، یعنی انسانی که معبودش مادیات است، تنها میماند. نه دوستی دارد و نه رفیقی. همه تشکلها و دستهبندیها در این جامعه بهصورت انواع شرکتهاست: نه برادری و نه خویشی و نه پیوند همسایگیای و نه پیوند امتی و نه پیوند ملتی. همه پیوندها بهصورت شرکتهای تجاری است. جامعه مبتنی بر کار مادی اوّلاً، جامعه نزاع است، آن هم نزاعی فراگیر که از فرد آغاز میشود و به نزاعی دائمی میرسد. ثانیاً، جامعه غریبههاست. هر فردی در این جامعه غریبه است و در عین حال، جامعه جامعه شرکتهاست. هر گروهی شرکت کوچکی است، خانه کوچکی است. قبیله شرکت بزرگتری است و ملت شرکت بزرگتر و... جامعه شرکتها یعنی همه روابط مادی است.
این برخی ویژگیهای عمومی جوامع مادی است. نتیجه این خصوصیات این است که جامعه مادی جامعه طبقات و به تعبیر دقیقتر، جامعه گروههاست. این گروهها در دورهای مشخص، طبقات بودهاند. درباره طبقات و نزاع طبقاتی و تشکیل طبقات از اصطلاح تز و آنتیتز استفاده میشود. همه اینها به همان اصل بازمیگردد، یعنی جامعه از کار مادی اقتصادی ساخته میشود.
امّا از دیگر سو، کار اعتقادی هم جامعه میسازد. کار زنده جامعه زنده میسازد. در جامعهای که از کار اعتقادی تشکیل میشود، انسان غریب نیست، زیرا در کار اعتقادی ماده حاکم نیست�� بلکه هدف و یا ارزشها حاکماند. هدفْ آدمیان را گرد هم میآورد. هدف فراتر از انسان است و من با همکارم در هدف پیوند مییابم. در این صورت، من فردی جداافتاده از دیگری نیستم. همه ما در راه هدف هستیم... در راه رسالت. رسالتْ همه گروهها را دائماً گرد هم میآورد. در این جامعه رسالت و برادری و دوستی معنا و مفهوم مییابد. نخستین مفهوم همان وحدتِ عقیده، یعنی وحدتِ هدف است.
در این جامعه طبقات وجود ندارد، زیرا سرآغاز آن نزاع نیست و آنچه مشاهده میشود،
