گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
169
به رسمیت شناختهشدن بینالمللی باقی میماند و اینکه دولتهای جهان و سازمان ملل بپذیرند که ما دو حکومت داریم. معنای تجزیه این است.
همه به یاد داریم که اساساً علت ورود ما به میدان جنگ و مرگ جوانان و کشته شدن جوان در برابر پدرش چه بود. وقتی جوانی کشته میشد، به خانوادهاش چه میگفتیم؟ ب�� وجدان خود چه پاسخی میدادیم؟ در روز قیامت به پروردگارمان چه میگوییم؟ چرا جوانان را به کشتن دادیم؟ علت آن چه بود؟ ما هدف مشخصی داشتیم. البته، در آغاز، درگیریها به اراده ما رخ نداد، بلکه بر خلاف میل ما بود و به ما تحمیل شد. ولی ما این مسئله را توجیه کردیم و به آن تصویری روشن بخشیدیم و گفتیم که اهداف ما روشن و مشخص است و ما برای آنها جان میدهیم. ما تنها برای سه هدف حاضریم بمیریم: جلوگیری از تجزیه لبنان، حفظ جنوب و جلوگیری از نابودی مقاومت فلسطین.
چرا ما برای جلوگیری از تجزیه لبنان جان میدهیم؟ زیرا تجزیه لبنان به معنای شکلگیری اسرائیلی دیگر است، یعنی دولتی دیگر به نام دولت مارونی در این منطقه شکل میگیرد و برای مسلمانان و اعراب مشکلاتی دنبالهدار و توطئههایی پیدرپی ایجاد میکند و همه نسلها را خوار و ذلیل میکند؛ گذشته از آنکه سرزمین اسلام و بنابر تعبیر فقهی، بیضه اسلام به خطر میافتد. پس چرا منتظر بمانیم تا اسرائیلی دیگر متولد شود و آنگاه بجنگیم.
در سالهای 1948، 1965، 1956، 1967 و 1973 میلادی، جنگهای پیدرپی رخ داد. اکنون، چرا ما باید منتظر بمانیم؟ همین الان از آن جلوگیری میکنیم. پس نخستین هدف ما جلوگیری از تجزیه کشور است.
هدف دوم حفظ جنوب است. این مسئله نیاز به توضیح ندارد. خاک جنوب و جبلعامل خاک مسلمانا�� است؛ خاک ماست؛ میهن ماست و در حد توان امکان ندارد که اجازه دهیم اسرائیل به آن تجاوز کند.
هدف سوم مقاومت فلسطین است. دیدگاه ما درباره مقاومت روشن است، چه بخواهند، چه نخواهند، چه آنها خوب باشند، چه خوب نباشند. ما بر این باوریم که اسرائیل شر مطلق است. اسرائیل ضد اسلام، ضد مسیحیت، ضد ایمان، ضد قومیت عربی، ضد میهن و ضد انسانیت است. اسرائیل شر مطلق است. در این میدان، مقاومت فلسطین دشمن اسرائیل است. آنکس که بر ضد شر مطلق است، خیر مطلق است. بنابراین، مقاومت باید باقی بماند.
ما این سه هدف را داریم. ما در ابتدای حوادث، در آغاز درگیریها حتی در اوایل دور اوّل گفتیم که ما برای این سه هدف اسلحه به دست میگیریم. امّا اگر به ما حمله کنند، از خود دفاع میکنیم. این چیزی نیست که به فتوا یا اجتهاد نیاز داشته باشد. انسان، طبیعتاً، از خود دفاع میکند و وظیفه اوست که از خود دفاع کند. حدیث شریف میفرماید: «هرکس در دفاع از جان خود کشته شود، شهید است.» هرکس در راه دفاع از خانواده خود کشته شود، شهید است، «هرکس در راه دفاع از مال خود کشته شود، شهید است.» یعنی دفاع از جان، گذشته از آنکه وظیفه عقلی است و به رایزنی نیاز ندارد، واجب شرعی است. تنها تفاوتی که وجود دارد، این است که جنگ در راه این سه هدف هیچ حد و مرزی ندارد. اگر از سوی شرق به من حمله کنند، از طرف غرب به آنها یورش میبرم. این کار تاکتیک و راهبرد معینی دارد. ممکن است اینجا به من حمله کنند، من نیز در جای دیگر
