گام به گام با امام موسی صدر
جلد:
12
صفحه:
17
دهها تن از لبنانیهایی که در زندان به سر میبرند، آزاد خواهند شد، زیرا در موارد مشابه، متهمان تبعه فرانسه و آلمان غربی به همین صورت از زندان آزاد شده بودند. با وجود این، هیچیک از مسئولان لبنانی به گینه سفر نکرد و آنان سالها در بلاد غربت در زندان باقی ماندند.
هماکنون صدها لبنانی در آفریقای مرکزی در بازداشت به سر میبرند و سختترین انواع ظلم و شکنجه را تحمل میکنند و تنها کسانی که صدها هزار دلار بپردازند و اموالشان مصادره شود، آزاد خواهند شد. رئیسجمهور بوکاسا منتظر اقدام رسمی دولت لبنان است و هزاران نفر از جوانان و خانوادههای آنان نیز در انتظار به سر میبرند، بیآنکه نتیجهای حاصل شود.
مشکلات مهاجران لبنانی در کنگو کینشازا نیز با اقدام شخصی یکی از شهروندان پایان یافت. وی که مدتها در انتظار یک تلگراف یا نامه یا سفر رسمی یکی از مقامات لبنانی مانده بود، شخصاً برای حل مشکل اقدام کرد و سپس، با رئیسجمهور این کشور، موبوتو، برای افتتاح سفارت لبنان در کنگو به توافق رسید. امّا این وعده نیز عملی نشد، بلکه سرکنسول لبنان شخصی را جانشین خود تعیین کرده و او نیز رسیدگی به امور مهاجران لبنانی را به فرد دیگری که یهودی الأصل است، واگذار کرده است.
وضعیت دیگر کشورهایی که مهاجران لبنانی در آن به سر میبرند نیز بسیار اسفناک است، بهگونهای که در آفریقای غربی، برای رسیدگی به امور کنسولی 20 هزار مهاجر لبنانی، تنها یک نفر حضور دارد.
این همه در حالی است که اوضاع اجتماعی کشورهای مهاجرپذیر به سرعت در حال تغییر است و این مهم اقتضا میکند که مقامات دیپلماتیک لبنانی در آن کشورها حضور فعال و مستمر داشته باشند. امّا اکنون از آنان خبری نیست و مصیبت و گرفتاری گریبانگیر مهاجران است.
وضعیت مهاجرانی که همچون جنگجوی پیروز به لبنان باز میگردند خود داستان غمانگیز دیگری است که سخن گفتن دراینباره را به فرصت دیگری موکول میکنم، هرچند چهار سال پیش در دهکده مزیاره و در یک سخنرانی ویژه، بحث مفصلی درباره اوضاع مهاجران و مهاجرت مطرح کرده و به این موضوع به تفصیل پرداخته بودم.
موضوع دیگر مقوله آموزش است. در بسیاری از مناطق مدرسه وجود نداشت و فرزندان ما برای رفتن به مدرسه، در گرما و سرما، کیلومترها راه میپیمودند. قرار بود در طی پنج سال منتهی به 1970 میلادی هشتاد مدرسه در جنوب لبنان احداث شود، مشروط بر آنکه اهالی هر روستا زمین مناسبی برای احداث مدرسه در اختیار وزارت آموزش و پرورش قرار دهند. این شرط محقق شد و حتی در برخی از روستاها زمینهای موقوفه را در ازای اجاره بهای صوری و ناچیز به این کار اختصاص دادیم. امّا پنج سال سپری شد و جز نیمی از یک مدرسه سا��ته نشد. در بسیاری از روستاها، اتاقهای اجارهای و پراکنده و دور از هم را مدرسه نام نهادهاند، و ناگفته پیداست که امکانات و تجهیزات آموزشی مناسبی نیز در آنها وجود ندارد. در برخی مناطق جنوب و بیروت، مدارس خصوصی تأسیس شد، امّا به سبب تأمین نشدن منابع مالی کافی و علیرغم تلاش بسیار صاحبان آنها، هنوز هم این مدارس سطح قابل قبولی ندارند. اینک پس از تحقق نیافتن آرزوی تجهیز و تمرکز مدارس، بدون تعارف و به صراحت باید گفت که آینده علمی فرزندان ما در معرض تهدید قرار دارد و سطح آموزشی آنان در
