گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 11
صفحه: 186

شهادت امام

منبع: این سخنرانی در هم‌اندیشی ادبی مدرسه عالی ادبیات بیروت در سال 1974 ارائه شده است. ازجمله سخنرانان این هم‌اندیشی می‌توان از ادونیس و شیخ جعفر مهاجر و محمدعلی مکی و عبدالوهاب کاشی و ابراهیم فران و حسن کحیل و فردریک معتوق نام برد.
این سخنرانی در شماره پنجم مجله پژوهشی در باب عاشورا چاپ شده است.
یک. امام و امامت

علامه علایلی در کتاب المرجع با استناد به پژوهش‌های گسترده خود، «امام» را به ترازوی چوبی (شاقول) تفسیر می‌کند که بنّاها برای معلوم شدن راستی یا کجی دیوار به کار می‌برند. این تراز بعدها به تراز جیوه‌ای تبدیل شد. اصل معنای امام این است. در اصطلاح معاصر «امام» به عالمان دین که رهبری فکری و گفتاری و رفتاری را بر عهده دارند، گفته می‌شود؛ البته در جوامع ما، القاب با تعارفات و مبالغات همراه است.
ولی ماهیت و هدف این بحث می‌طلبد که واژه امام را با اصطلاح مذهبی آن از نظر شیعه امامیه تفسیر کنیم. امام، انسان است، نه خدا و نه نیمه خدا؛ انسانی است که به کمال مورد نظر اسلام رسیده است؛ انسانی ا��ت برتر نه مافوق انسان؛ انسانی است که به کمال رسیده و در عین حال پیشوا و مسئول هدایت امت است. در متون شیعه درباره امام آمده است: امام حجت خدا بر روی زمین است؛ کتاب گویای خداوند است؛ آینه تمام نمای اسلام است؛ اسلام مجسم است؛ انسانی است که در احساسات و اندیشه و فرمان و گفتار و کردار و حتی سکوت خود، نقش ترازو را دارد. در حدیثی از پیامبر آمده است: «من ترازوی اعمال هستم و علی زبانه آن است.» در یک کلام، امام، انسانی است که در فوق و در قله است و برتر انسان نیست. او وصی است نه پیامبر.
دو. عاشورا

از نظر تاریخی، عاشورا روز کشته شدن امام حسین در کربلاست. مقصود از عاشورا در این بحث و یا حداقل در سخنرانی من، مجموعه حوادث فاجعه‌باری است که در آن روز رخ داده و سوگواری برای آن که پس از آن روز آغاز شده و تا امروز ادامه یافته و با رشد و تحول روبه‌رو بوده است. بنابراین، ما در این پژوهش با دو عاملِ پابرجا، زنده و اثرگذار روبه‌رو هستیم، نه دو رویداد تاریخی. امام همان‌طور که می‌دانیم، تجسم‌بخش رسالت است و در کانون الگودهی و رهبری باقی است، خواه زنده باشد یا نباشد. ما در کتاب‌های فقهی خود به گفتار و رفتار و سکوت و رضایت امام به عنوان بخشی از مذهب استناد می‌کنیم. امام، حکم مجسّم و ایمان مجسم است و فرقی نمی‌کند که در جنگ پیروز شود یا شکست بخورد یا از مقام خود [خلافت] کنار گذاشته شود. این عاملی اثرگذار است که تا الان ادامه دارد. عاشورا، شهادت است و شهادت در منطق قرآن، جاودانگی و حرکت و رهبری است.
این آیه شریفه را به خاطر بیاورید:« ﴿ وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتا » [۱]؛ خواهش می‌کنم به این نکته در آیه توجه کنید. که: « ﴿ بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ » [۲]؛ (آل عمران، ۱۶۹) آن‌ها رشد پیوسته دارند: « ﴿ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ »[۳].