گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 9
صفحه: 139

شیعیان مبالغه کرده و به تشیع حجم دین داده‌اند، نه مذهب. در عین حال، از نظر تاریخی شیعیان و سنیان در بحران‌های تند هماهنگ و هم‌پیمان بوده‌اند. در اوایل ایام استقلال لبنان، چنان‌که اشاره شد، تلاش برای به وجود آوردن پیمانی نانوشته بین شیعیان و مارونی‌ها در جریان بوده است و گروهی از رهبران سیاسی (سنتی) شیعه در این دام افتادند، ولی مجلس اعلای شیعیان این تز را به کلی رد کرد.

درباره ارتباط با مذاهب دیگر، حتماً تأکید بر اصل حمایت از وطن، تعهد به ارزش‌ها، تلاش برای دور بودن از تعصب و به اختصار، روی نقاط مشترک تکیه کردن، روش مجلس بوده است. مجلس اعلای شیعیان در گفت‌وگوهای اسلامی- مسیحی به‌طور فعالانه شرکت می‌کند. رئیس مجلس و رفقای او در سخنرانی‌های خود به مناسبت‌های گوناگون مسیحی و اسلامی، حتی در کلیساها و دیرها، اسلام را دینی باز، هم‌چنان‌که قرآن خوانده است، می‌نامند. ناگفته نماند که اگر عرب بودن لبنان ثابت باشد، چنان‌که هست، هیچ نوع خطر استعماری از مسیحیان عرب در پیش نیست. هر‌چند مسیحیان لبنان به دلیل یکصد‌و‌چند سال تماس مستقیم با اروپا میدانی آماده برای همکاری‌های غرب بوده‌اند. رهبران دینی مسیحی درحال حاضر مردمی خوش‌نیت و متدین و علاقه‌مند به همزیستی برادرانه با مسلمانان هستند، مثل پاتریاک خریش.

درباره دُروزی‌ها باید به‌طور خاص صحبت کرد. به احتمال زیاد دروزی‌ها قبایلی هستند که اجداد آن‌ها طرفدار فاطمی‌های مصر بوده‌اند. چون ایوبی‌ها بر فاطمی‌ها غلبه کردند، این قبیله‌ها نیز که اسماعیلی بودند، مانند همه فرقه‌های شیعه تحت فشار سنی‌ها قرار گرفتند. اما چون در کوه‌ها و دره‌های سرسخت می‌زیستند، از مرگ نجات یافتند و به علت دور بودن از مرکز تعلیمات اسلامی راه برای تبلیغات گوناگون تصوف و یا داعیان دیگر باز بوده است. این‌ها در حال حاضر صحبت از عقل و فلسفه می‌کنند. فلاسفه یونان را مقدس می‌شمارند و از آن‌ها به «سیدنا» تعبیر می‌کنند. عالم آن‌ها نیز «عاقل» و رهبر رسمی آن‌ها «شیخ‌العقل» نامیده می‌شود. مجلس اعلای شیعیان سعی کرده است که به عنوان اسماعیلی بودن آن‌ها و به عنوان فلسفه‌دوستی آنان، با آن‌ها روابط خاصی برقرار کند. ولی باید گفت که در حال حاضر از آثار اسلام در مذهب دروزی جز قرائت قرآن آن‌هم به‌طور ناقص و کم چیزی باقی نمانده است. نماز، روزه، حج و مسجد در بین آنان نیست. فقط عید قربان را جشن می‌گیرند. معابدشان به نام «خلوت» نامیده می‌شود که این خود اشاره‌ای به تصوف است. در نماز میت کلماتی که شبیه به قرآن و شهادت به وحدانیت خداست، تلاوت می‌کنند.

دروزی‌ها دو قبیله بزرگ تاریخی هستند که یکی را جنبلاطی و دیگری را یزبکی می‌نامند. از نظر مذهبی آن‌ها را می‌توان باطنی هم نامید. این کلمه با معنی تَقیه فرق دارد. آن‌ها کلمات قرآن را به صورت سمبلیک تفسیرهای خاص می‌کنند. به‌طور کلی می‌شود گفت که سبب بقای دروزی‌ها همان انزوا و دعوت نکردن به مذهب و پنهان داشتن آن از جوانان و قرار ندادن کتب خود در اختیار دیگران است. در هر حال، اخیراً کاملاً احساس می‌شود که به اسلام نزدیک‌تر و نزدیک‌تر می‌شوند و این خودبه‌خود آن‌ها را به شیعیان نزدیک‌تر می‌کند. در بین رهبران دروزی تنها کمال جنبلاط است که مکرراً مسلمان نبودن دروزی‌ها را مطرح می‌کند و اگر مصلحت سیاسی ایجاب نکند، حتی از گفتن کلمه «محمدی»