تجزیهطلبانه شناخت و در مقابل، در استان بقاع رهبری حرکت همان ادارات دولتی سابق را احیا کرد. احزاب ادارات دولتی، عدلیه و حتی اداراتی شبیه به سفارتخانه در خارج تأسیس کردند. دوم آنکه احزاب طرح لائیک کردن کامل لبنان را مطرح کردند. واضح بود که منظور از این طرح لغو قوانین احوالات شخصی( مدنی خاص) در لبنان بود، زیرا لبنان از نظر دولت و یا قوانین اداری و سیاسی و مدنی و تجاری و غیره کشوری لائیک شمرده میشد. فقط در شئون ازدواج، طلاق و میراث هر فرد به مذهب خود رجوع میکرد. حرکت محرومین به همه رهبران دینی مسلمانان اعلام کرد که با لائیک کردن کامل لبنان موافقت نخواهد کرد، در عین اینکه الغای رژیم مذهبی سیاسی یکی از اهداف اصلی حرکت است. به نظر حرکت محرومین طرح احزاب خلاف مبادی دینی و مخالف مصالح ملی لبنان بود، زیرا لبنان نباید رونوشتی از کشورهای دیگر جهان شود و فرهنگ ملی خود را از دست بدهد.
رابطه شما و حرکت محرومین با مقاومت فلسطین و الفتح چگونه است؟
در میثاق (منشور) حرکت محرومین ایمان به مبارزه در کنار سازمان مقاومت فلسطین مادهای اساسی به شمار میرود. اصولاً حمایت این نهضت بدون توجه به همپیمانی و ملاحظه منافع مشترک، ایمانی راسخ و همهجانبه است. اسرائیل در نظر ما شر مطلق است و همه مقدسات ما با وجود اسرائیل در خطر است و از این جهت، سازمان مقاومت که در مقابل اسرائیل قرار دارد، حتماً مورد حمایت ماست. آنگاه که سازمان مقاومت در جنوب لبنان به فعالیت پرداخت، شیعیان در جنوب، بهرغم نداشتن وسایل دفاعی کافی، از این سازمان حمایت کردند. وقتی دولت لبنان به تحریک و ایجاد اختلاف بین مردم و مقاومت فلسطین پرداخت و از پارهای از اشتباهات فلسطینیها سوءاستفاده کرد، شیعیان در کنار مقاومت ایستادند. شیعیان از روش سایر گروهها در جنوب لبنان، مانند دروزیهای حاصبیا و مسیحیهای راشیا که فدائیان فلسطینی را از شهرها بیرون رانده بودند، پیروی نکردند و همچنان وظیفه خود را در قبال مقاومت فلسطینی انجام دادند. اسرائیل انتقام گرفت و قریهها و مزرعههای جنوب لبنان را به آتش میکشید و مناطقی را که حتی فلسطینیها از آن عبور نمیکردند، به بهانههای گوناگون بمباران میکرد، مردم را میربود، محصولات را آتش میزد. با تمام این احوال، شیعیان همچنان به حمایت از مقاومت میپرداختند. خانه و مزرعه و فرزندان خود را در اختیارشان قرار میدادند. حتی آنگاه که بین ارتش لبنان و سازمان مقاومت در سالهای 1969 و 1970 و 1973 میلادی زد و خورد درگرفت، شیعیان از مقاومت حمایت کردند. در یک جلسه ابوعمار، رئیس سازمان آزادیبخش فلسطین، به هیئت نمایندگی از روحانیون ایران میگفت: «این روش بینظیر شیعیان نتیجه مستقیم رهبری موسی صدر است.» تلاشهای فراوانی صورت گرفت که شیعیان با مقاومت اختلاف پیدا کنند یا حداقل بیطرف باشند، ولی با رهبری حرکت محرومین این تلاشها بینتیجه ماند. در جنگ اخیر نیز شیعیان عموماً در کنار مقاومت فلسطین ایستادند و کشتهها دادند. مناطق داغ جنگ دهات و محلههای شیعهنشین بود، مانند نبعه، شیاح، لیلکی، حی ماضی و…
اصولاً، چنانکه قبلاً گفته شد، جنگ با موافقت شیعیان به این مناطق منتقل شد تا انعکاس خارجی
