او را ببیند. امکلثوم گفت: اگر امیر مؤمنان نبودی تو را می زدم و وقتی نزد پدرش بازگشت از او شکایت کرد. او نیز گفت: عمر شوهر توست. سرور ما عثمان -?که به نظر امام صدر جزو مقدسان است ولی من این سه نفر را مقدس نمی دانم - در اواخر عمر خود با زنی از خانوادهای مسیحی ازدواج کرد و آن زن مسلمان شد. عثمان که پیرمردی فرتوت بود و بیش از هشتاد سال داشت، وقتی آن زن را دید به او گفت: شاید از من تعجب کنی! او گفت من از خانواده ای هستم که زنانشان مردان میانسال را دوست دارند. او گفت: ولی من میانسال نیستم، بلکه پیرمردم، ولی إن شاءالله نزد من چیزی خواهی یافت که تو را خوشحال می کند.
از نویسنده ای در زمین? علوم اجتماعی شنیدم که می گفت: خانواده بر پای? قانون بنا نمیشود، بلکه باید بر پای? دوستی و محبت شکل بگیرد. درست نیست در قوانین، بهویژه قوانینی که دست و پاگیرند، زیاده روی کنیم، زیرا هرگونه زیاده روی در آنها موجب تقیّد و محدودیت می شود که ممکن است به ستم بینجامد. از این رو، کاملاً و به طور مبنایی با دوست خود دربار? مسئل? چندهمسری مخالفم.
نکت? دیگر اینکه ایشان در مورد طلاق گفتند که زن می تواند هرچه خواست در هنگام انشای عقد شرط کند؛ مثل اینکه شرط کند مرد او را طلاق ندهد یا شرط کند اگر او را طلاق داد، مبلغ هنگفتی به او بدهد یا شرط کند با وجود او با زن دیگری ازدواج نکند و مانند آن. در بخشی از مطلب نظر ایشان درست است و دربار? بخشی دیگر دوست عزیزم به من اجازه می دهند که بگویم با ایشان مخالفم، که شرط باطل است و هیچکس نمی تواند اعتراض کند. شرط هایی که به خود طلاق تعلق می گیرد، باطل است، بلکه با اصل شرط و با مقتضای شرط مخالف است. پیامبر(ص) فرموده اند: «المُسلِمونَ عِندَ شُرُوطِهِم اِلّا شَرطاً اَحَلَّ حَرامَاً وَ حَرَّم حَلالاً.» (مسلمانان باید به شرطهایی که می کنند پایبند بمانند، مگر شرطی که حرامی را حلال یا حلالی را حرام کند.) و این شرط بی گمان حلالی را حرام می کند.
اما این شرط که در صورت طلاق مال بسیاری به او بدهد، برگرفته از اصل شرط است. جایز است که زن مهریه را پیشاپیش بگیرد، ولی نمی تواند هرچه را خواست شرط کند. به یاد دارم مرد و زنی یهودی حدود 25 سال پیش می خواستند بنا بر حکم اسلام ازدواج کنند. زن بنا بر آداب و رسوم فرنگی جهیزیه داشت و آن را هم تقدیم کرده بود. به من گفتند: چگونه بر طبق اسلام ازدواج کنیم؟ به آنان گفتم: پیشپرداخت مهریه را 150 جنیه قرار دهید و پسپرداختی نیز به انداز? جهیزیه که همان هزار جنیه است برای آن تعیین کنید. این شیو? ساده ای است و به توضیح بیشتر نیاز ندارد. در قانون احوال شخصیه مصر آمده است: زن می تواند شرط کند که مرد با وجود او، همسر دیگری نگیرد و اگر مرد زن دیگری گرفت، او حق فسخ دارد. این حکم برگرفته از مذهب امام احمد (رضی الله عنه) است. امام احمد این حدیث را نقل کرده است: «اَحَقُّ الشُّرُوطِ مَا استَحلَلتُم بِهِ الفُروج.» (سزاوارترین شرط ها آن است که به وسیل? آن بهره گیری از زنان را حلال کنید.) هرچه در هنگام عقد نکاح شرط شود، باید به آن احترام گذاشت. یکی از شرط ها که قوانین مصر آن را تأیید میکند و حتی اگر شرط هم نشده باشد، آن را قبول دارد، این است که اگر مرد همسر دیگری بگیرد، زن، چه شرط کرده باشد و چه نکرده باشد، بتواند تا سه ماه پس از ازدواج دوم همسرش، نکاح را
