که همه مسلمانان را زیر پرچم خود گرفته است، چه شیوههایی را باید در پیش بگیرد؟
پاسخ: به تصور من، راه درمان فهمیدن اسلام است. چرا کسی مارکسیسم را میپذیرد؟ جوانی که به لحاظ اقتصادی و سیاسی به مکتب مارکسیسم میگرود، انسان شریفی است که خیر و صلاح جامعهاش را میخواهد و میخواهد وضعیت جامعهاش بهتر از وضع کنونیاش شود. حال ما هرچه بگوییم، آنان را ملحد بخوانیم، تکفیرشان کنیم، طردشان کنیم. هرچه بگوییم باز هم جوانی که مارکسیسم را میپذیرد، به هدف لجبازی با فلانکس یا از روی دشمنی با اسلام نیست، ابداً. او در پی یافتن راهی است که جامعه را به بهترین شکل اصلاح کند. ازهاینهرو، اگر بدیلی به وی ارائه کردی و حقیقت را به او تفهیم کردی و کتابها و مجلات و نشریات و جزوهها و سخنرانیهایی را در اختیار هر فرد و در هر منزلی قرار دادی، او درخواهد یافت که اسلام نیز راهی برای درمان مشکل دارد. در آن صورت، وی هیچ بهانهای نخواهد داشت و خواهد توانست انتخاب کند. بنابراین، مشکل در صورتی حل میشود که اسلام به شکل صحیح و مطالعهشده و قانونمند و امروزی عرضه شود و راهحلهای اسلامی برای این مشکلات تبیین شود و این کاری است که باید صورت داد.
پاسخ: پاسخ دادم که بدون آگاهیبخشی و تفهیم نمیتوان حکومت را در دست گرفت. به یاد میآورم که یکی از علمای بزرگ که در فعالیت جنبشهای انقلابی در خاورمیانه مشارکت دارد ـ و با من همنسب است و او را میشناسم و مرد پرحرارتی است ـ در گفتوگو با روزنامهای فرانسوی، پس از آنکه از اسلام و حکومت اسلامی سخن گفت و اسلام اسلام گفت، خبرنگار از او پرسید: بسیار خوب، این اسلام و نظام حکومتی اسلامی چیست؟ وی در پاسخ چیزی برای گفتن نداشت.
پاسخ: من راه آگاهیبخشی را بهترین راه در مرحله کنونی میدانم. من میتوانم این وظیفه را به شکلی فعال و مؤثر ادا کنم. آگاهیبخشی و بحث و گفتوگو. چنانکه گفتم، این فقط وظیفه من نیست، بلکه وظیفه همگان است. من امیدوارم که جوانان در کارِ آگاهسازی جوانان و جامعه به من کمک کنند. همچنین، در مطالعه موضوعات و آماده کردن مباحث در آینده نزدیک کمک کنند و این جلسات را هم تکرار کنند تا ابزارها و زمینههای عملی فرهنگسازی اسلامی در سطحی فراگیر فراهم آید. من با پیشنهاد دوستان درباره راهاندازی نشریه یا مجله موافقم و چنین خواستهای إنشاءالله در آینده تحقق پیدا خواهد کرد.
