گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 2
صفحه: 479

اصلاً‌ دلیلی ‌نداریم ‌بر اینکه ‌پدیده ‌اسلام پدیده‌ای ‌اقتصادی ‌بوده ‌باشد، چنان‌که‌ برخی‌ برای ‌ظهور حضرت ‌مسیح ‌نیز تفسیری ‌مارکسیستی ‌تراشیده‌اند و آن ‌را به‌ حرکت ‌یا انقلابی ‌اقتصادی ‌نسبت ‌داده‌اند. به‌ هر حال، ‌این‌ موضوع به مطالعه ‌و بررسی‌ گسترده نیازمند ‌است ‌و باید چندین ‌جلسه ‌را به بحث ماتریالیسم ‌تاریخی ‌اختصاص‌ دهیم.

سؤ‌ال ‌چهارم

آیا تاریخ ‌به‌ چهار مرحله‌ کیفی ‌و مراحل ‌کمی‌ کوچک‌تر تقسیم ‌می‌شود؟ به ‌این ‌ترتیب‌ که ‌مرحله ‌اول‌ مرحله … [کمون] اولیه، مرحله‌ دوم‌ مرحله‌ فئودالیسم ‌و مرحله ‌سوم ‌مرحله‌ سرمایه‌داری ‌و مرحله ‌چهارم‌ سوسیالیسم ‌باشد؟ آیا با تقسیم ‌تاریخ‌ به ‌این ‌چهار مرحله ‌موافقید؟

پاسخ: آن‌گونه‌ که ‌من ‌می‌فهمم، این ‌تقسیم‌بندی‌ نوعی ‌اجتهاد و نظر ناشی ‌از تأمل ‌و آگاهی ‌است. یعنی ‌نشانه‌ تلاش ‌مارکسیست‌ها برای‌ تحمیل ‌چارچوب‌ متمایز و خاص ‌خود بر همه ‌امور اقتصادی‌ و اخلاقی ‌و تاریخی ‌و در همه‌چیز است. اما در زمینه ‌علمی ‌نمی‌توانید اثبات‌ کنید که ‌همه‌ حرکت‌های ‌اجتماعی ‌بر اساس ‌این ‌تقسیم‌بندی‌ چهارگانه‌ طبقه‌بندی می‌شود. حتی ‌انقلاب ‌اکتبر روسیه‌ هم ‌نشان ‌می‌دهد که ‌سرمایه‌داری‌ در این ‌جامعه ‌عمیق‌تر و پیشرفته‌تر از جوامع‌ غربی ‌نبوده ‌است. بر اساس ‌فرضیات ‌مارکس،‌ جامعه‌ آلمانی به ‌انقلاب ‌کمونیستی ‌نزدیک‌تر از جامعه ‌روسی ‌بود و آخرین ‌جامعه‌ای‌ که‌ ظرفیت ‌انتقال ‌به‌ جامعه‌ای سوسیالیستی ‌را داشت، جامعه ‌چینی ‌بود که‌ مستقیماً‌ از جامعه فئودال ‌با پریدن ‌از روی‌ جامعه ‌سرمایه‌داری ‌به ‌جامعه ‌سوسیالیستی ‌از نوع‌ عمیق ‌و خشن ‌آن‌ منتقل ‌شد. یعنی ‌جامعه ‌چینی ‌از جامعه ‌روسی ‌هم‌ سبقت ‌گرفته ‌است. این ‌بحثی ‌تاریخی ‌است‌ که ‌شاید موفق‌ شویم ‌درباره‌ آن‌ سخن بگوییم‌. ولی ‌به ‌اجمال ‌بگویم که ‌اسلام اساساً پدیده‌ای ‌طبیعی ‌نیست ‌که‌ در نتیجه ‌تضادی‌ طبقاتی‌ پدید آمده ‌باشد.

سؤ‌ال ‌پنجم

شما از توزیع ‌نادرست ‌ثروت‌ به وسیله ‌برخی ‌خلفا یاد کردید. آیا با من ‌هم‌نظرید که ‌این کار انحراف ‌از خط ‌اسلامی ‌و مخالف ‌حکم‌ خداست؟

پاسخ: بله، ‌من ‌نیز چنین‌ معتقدم.

سؤ‌ال ‌ ششم

آیا ازدواج ‌با کار زنان منافاتی ‌دارد؟ اگر چنین ‌است، آیا به ‌این ‌ترتیب ‌از خدمات ‌نیمی ‌از جامعه ‌اسلامی ‌محروم ‌نشده‌ایم؟ و آیا در چنین‌ وضعی از ‌دیگر ملت‌ها عقب‌ نمی‌مانیم؟

پاسخ: همان‌گونه ‌که‌ گفتم، کار زن‌ هیچ ‌ممنوعیتی ‌ندارد. من ‌چند مطلب‌ را بیان ‌کردم: اول ‌اینکه ‌زن‌ در ازدواج ‌مخیر است ‌و می‌تواند از ازدواج‌ خودداری ‌کند. زن ‌الزامی ‌به ‌ازدواج ‌ندارد. اگرچه ‌عزب ‌ماندن‌ برای ‌زن‌ و مرد به‌ صورت‌ مساوی‌ مکروه ‌است، چنان‌که ‌در حدیث‌ آمده ‌است: «بدترین ‌مردگان ‌شما عزب‌هایند.» (شرار موتاکم الغراب) اما ازدواج ‌نه ‌بر مرد واجب است و نه ‌بر زن‌ و زن ‌از اول ‌می‌تواند کار و خدمت ‌را انتخاب‌ کند. دوم ‌اینکه ‌زن ‌پس ‌از ازدواج ‌مجبور و مکلف‌ به ‌خانه‌داری ‌نیست‌ و می‌تواند برای‌ خانه‌داری و حتی‌ شیر دادن ‌بچه‌اش ‌تقاضای ‌اجرت ‌کند. اما چنان‌که‌ گفتم، ‌اسلام ‌فضای ‌مناسب ‌را برای ‌فراغت ‌زن‌ به منظور خانه‌داری‌ فراهم ‌کرده ‌است. یعنی ‌بر مرد واجب ‌کرده‌ است که نفقه ‌زن‌ را بدهد