ارتش خود وعده داده بود که در صورت تصرف این شهر، هرکدام از نیروهایش میتواند وارد هر خانهای شود و پرچمی را بر سر در آن خانه نصب کند و هر آنچه در آن خانه وجود دارد ـ از اموال و نوامیس ـ بر او مباح خواهد بود. وی سه روز هر آنچه را که در این شهر وجود داشت برای سپاهیان خود مباح اعلام کرد. طبعاً، اسلام با چنین رفتاری موافق نیست. اما این مرد در مقام امپراطور و حاکم و فرمانده نظامی چنین کرد و محمد فاتح نام گرفت.
بنابراین، دوران عباسی و مرحله شکوفایی که با تعبیر «قدرت استمرار» یا امپراطوری از آن نام بردم و نقاط مثبت آن را مایه افتخار میدانم، به این معنا نیست که مسئولیت نقاط منفی آن را بر دوش بکشیم.
ما بهطور طبیعی انقلاب حسین را تأیید میکنیم و میگوییم که ای کاش با تو بودیم و به آن کامیابی بزرگ میرسیدیم و إنشاءالله که از انصار او باشیم. شک نیست که انقلاب حسین بود که جامعه اسلامی را از فراموشی مطلق اصول نجات داد و باقیمانده روح اسلام را در میان افراد جامعه حفظ کرد تا روزی بتوانند به آن بازگردند.
پاسخ: حقیقتاً باید بگویم که مقصود این پرسش را بهخوبی دریافت نمیکنم، زیرا تعابیری که در آن به کار رفته مقصود آن را نمیرساند. اگر مقصود از این پرسش آن است که چالش (تضاد) طبقاتی است که فضایی مناسب برای ظهور اسلام فراهمکرده است، چنانکه تفسیر مارکسیستی از ظهور اسلام میخواهد بگوید، طبعاً، ما به چنین چیزی اعتقاد نداریم. مارکسیسم یا ماتریالیسم تاریخی یا دیالکتیک تاریخی میخواهد همه حرکتها و تحرکات اجتماعی را به تضاد طبقاتی یا تحرک اقتصادی منحصر کند. این مسئله بحثی طولانی میطلبد. اینکه اقتصاد زیربنای جامعه است و تحولات جامعه نتیجه تغییر اوضاع اقتصادی جامعه است و تحول اجتماعی در اصل تضاد طبقاتی نمود یافته است، این نظر مارکسیستهاست.
ما نه در تفسیر پدیده اسلامی و نه در تفسیر دیگر پدیدهها چنین چیزی را نمیپذیریم. ما نمیپذیریم که تنها مبنا و زیربنای تحولات جامعه اقتصاد باشد. البته، انکار نمیکنیم که وضعیت اقتصادی نقشی بزرگ در تحول و تکامل جامعه دارد، ولی دلیلی نداریم که نشان دهد همه تحرکات اجتماعی ریشه در وضع اقتصادی دارد. تفسیر اسلام بر مبنای اقتصادی تفسیری بسیار سست است، زیرا هیچ دلیلی نداریم که نشان دهد اسلام از انقلاب طبقهای بر ضد طبقهای دیگر نشئت گرفته است.
اینکه اسلام ربا را تحریم کرده و تعصبهای ناروای خانوادگی را محکوم کرده و شرک را نفی کرده است، درست است، اما از میان اینها فقط تحریم ربا به وضعیت اقتصادی مرتبط است. نظام ربوی هم نظام سرمایهداری نیست. متأسفانه، در نظامهای سوسیالیستی هم ربا وجود دارد.
