گام به گام با امام موسی صدر جلد 12
جلد:
12
صفحه:
135
عرب را از همه اقشار به سوی خود جذب کند. او به نقطه امید ملتهای جهان سوم و نهضتهای آزادیبخش جهان تبدیل شد. ابعاد حرکت عبدالناصر بسیار گسترده و عظیم بود. او درصدد برآمد که حزب و تشکلی به راه اندازد. حتماً تشکل او را به خاطر دارید. ابتدا اتحادیه سوسیالیستی تعاونی (الإتحاد الإشتراکی التعاونی) و سپس، اتحادیه نیروهای خلق کارگر (الإتحاد قوی الشعب العامل) را تأسیس کرد. پس از آن، فرصت بیشتری پیدا نکرد و درگذشت. برادرانی که از اوضاع کشور مصر باخبرند، میدانند که اتحادیه سوسیالیستی عربی با وجود شهرت و آوازه آن، با داشتن ساختمانهای مجلل و برپایی همایش و راهپیماییهای بزرگ، تشکلی جدی نبود. تشکل زمانی میتواند جدی و فعال باشد که اعضای آن و پیروان مکتب و عقیده آن باورمند باشند. ممکن است روزگاری ناصریسم همچون عقیدهای جدی مطرح شود و گسترش یابد، امّا آن تشکل در زمان عبدالناصر در حد و اندازه او و در سطح آمال و آرمانهای او نبود، زیرا تشکلی برتریجویانه و منفعتطلبانه بود. این مثال نشان میدهد که هر تشکل منفعتطلبانه که اعضای آن درصدد کسب جاه و مقام یا به دست آوردن مال و ثروت باشند یا به فکر کسب اعتبار و شهرت و آوازه باشند یا تشکلی که درصدد تهیه سلاح برای اعضای خود باشد و خلاصه، تمامی این قبیل تشکلها که انسان را با اهداف غیرایدئولوژیک جذب میکنند، حتماً با ناکامی مواجه خواهند شد.
ما هم در ابتدا نگران بودیم که مبادا تشکل ما منفعتطلبانه و ساخته و پرداخته رهبران باشد. البته، نه به سبب اینکه من مرد بزرگی هستم... نه. چنین فکری مطرح نیست و امیدواریم هیچگاه مطرح نباشد. امّا اوّلاً، نیازهای مردم بسیار است و به من امید بستهاند و إنش��ءالله این امید ماندگار باشد؛ و ثانیاً، حضور پرشمار مردم و راهپیماییها و اطلاعرسانیها و تجمعات مختلف به مردم چنین القا میکرد که اگر به این تشکل بپیوندند، شاید به اعتبار و مقام و منصبی برسند یا نیازی از آنان برطرف شود. از این رو، در ابتدا سعی کردیم که این تشکل همگانی نشود و مخفی بماند و گردانندگان آن هم مشخص نشوند. امّا مشکلاتی که در ادامه با آن مواجه شدیم، ما را وادار کرد که وجود این جنبش و این سازمان را اعلام کنیم و در ادامه، وجود این تشکل آشکار شد و خدا میداند که من همواره نگران بودم که مبادا تشکل ما منفعتطلبانه شود و اینکه مردم به من فکر کنند و به اینکه چه خدمات شخصی و کلیای میتوانم به آنان ارائه کنم. اگر با این فکر به تشکل ما ملحق شوند، موجب میشود که جنبش بهسرعت بزرگ و گسترده شود، امّا ارکان آن نیرو و ثبات لازم را پیدا نکند.
در این کنگره دریافتم که خداوند متعال ما را بهخوبی در معرض آزمون قرار داد و شر منفعتطلبی و برتریجویی را از ما دور کرد و ما را با رنج و محنت مواجه کرد. رنج کنونی ما، تبلیغاتِ گمراهکننده و افکارِعمومیِ مشوش و گمراه است. من از این حقیقت باخبرم که اکنون جوانان ما بیش از آنکه اعتبار و افتخار کسب کنند، از رنجها و دشواریها در عذاباند. میدانم که آنان در روستاهای خود و در دیدارها و ��جمعات مختلف در معرض پرسشها و تهمتهای گوناگون قرار دارند. اینها را میدانم. از این رو، تشکل ما اکنون برای کسی سودی در بر ندارد، پس تشکل منفعتطلبانه نیست و این مشکل هم رفع شده است.
