گام به گام با امام موسی صدر جلد 10

جلد: 10
صفحه: 80

پس زلزله‌ای سخت آنان را فرو گرفت و در خانه‌های خود بر جای مردند.

﴿ الَّذِینَ کَذَّبُوا شُعَیبًا کَأَنْ لَمْ یغْنَوْا فِیهَا الَّذِینَ کَذَّبُوا شُعَیبًا کَانُوا هُمُ الْخَاسِرِینَ .

آنان که شعیب را به دروغ‌گویی نسبت دادند، گویی که هرگز در آن دیار نبوده‌اند. آنان که شعیب را به دروغ‌گویی نسبت دادند، خود زیان کردند.

﴿ فَتَوَلَّی عَنْهُمْ وَقَالَ یا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسَالَاتِ رَبِّی وَنَصَحْتُ لَکُمْ فَکَیفَ آسَی عَلَی قَوْم کَافِرِینَ .

پس، از آن‌ها روی‌گردان شد و گفت : ای قوم من، هر آینه پیام‌های پروردگارم را به شما رسانیدم و اندرزتان دادم. چگونه بر مردمی کافر اندوهگین شوم؟

(اعراف، 93-85)

این آیات گفت‌وگوی میان پیامبر خدا، شعیب، و قوم او یا زورمندان و اشراف و مهتران قوم او را بیان می‌کند. بالطبع قرآن که کتاب دین است، به تربیت اهتمام دارد. قرآن وقتی حادثه یا گفت‌وگو یا واقعه‌ای را بیان می‌کند، قصد قصه‌گویی یا سرگرمی ندارد، بلکه مقصود، مفهوم کامل آن حکایت و نتایج آن حادثه است. بنابراین، باید حادثه را با مفهومی وسیع‌تر از ملاحظات خاص آن حادثه بررسی کرد؛ با مفهومی که همواره با زندگی عادی و زندگی اجتماعی و اوضاع اجتماعی ما مطابقت داشته باشد.

شعیب، همان‌گونه که قرآن کریم تأکید می‌کند، پیامبر بود و به مدین فرستاده شده بود. او مردم را به سوی خدا دعوت می‌کرد و می‌گفت : «ای قوم من، اللّه را بپرستید، شما را خدایی جز او نیست.» او مردم را به عبادت خدای یکتا و بیزاری از خدایان دعوت می‌کرد. «إله» در اصطلاح قرآنی مقدس‌ترین مقدسات است و انگیزه اصلی در انسان، همان‌طور که از نصّ آیه‌ای دیگر درمی‌یابیم. آنجا که قرآن کریم می‌فرماید : « ﴿ أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللهُ عَلی عِلم .»[115] معنای اینکه کسی که هوس خود را خدای خود می‌گیرد، این نیست که از برای هوسش نماز می‌گزارد، بلکه هوس و خودخواهی‌اش او را به حرکت درمی‌آورد و مقدس‌ترین مقدسات و علة‌العلل فعالیت‌های او می‌شود.

آدمی همواره از مبدئی حرکت می‌کند که این مبدأ اصیل، در اصطلاح قرآن، «اللّه» است. قرآن کریم می‌خواهد که اللّه مقدس‌ترین مقدساتمان باشد؛ واجبی که همه صفات کمال در او جمع است. پس چون اللّه به‌تنهایی برانگیزاننده ماست، برانگیزاننده ما به سوی کمال نیز هست. در عین حال، وحدت‌بخش ماست. در برخی از مباحث گذشته نیز گفتیم که اطاعت خدا ما را از تاریکی به سوی نور می‌برد.

شعیب نیز از مردم خواست تا از خدایان زمینی ابراز بیزاری کنند. نه بدین‌معنا که وجود عواطف و احساسات و نیازها را نادیده بگیرند، بلکه آن‌ها را خدا نشمارند. این‌ها ابزارهایی برای برآوردن نیازها هستند. مال یا جاه یا کار اموری خیر هستند و یا نعمت؛ اما خدایی غیر از «اللّه» نیستند که آن‌ها را بپرستند. شعیب می‌خواست مردم از خدایان زمینی، از ظالمان و ستمگران، از خدایان مال و شهوات، بیزاری بجویند. او بر عدالت در پیمانه و ترازو و ظلم نکردن مردم درباره دارایی‌شان تأکید می‌کرد. مشکل اینجاست که آدمی برای هر شخصی پیمانه

[115]. «آیا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد، دیده‌ای؟» (جاثیه، 23)

صفحه80 از396