گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
و سوگندهای قرآنی با دیگر سوگندها متفاوت است.
ما به خدا و پیامبر و قرآن و ملائکه و جان پیامبر و جان خود قسم میخوریم. اما قرآن به این امور قسم نمیخورد. قرآن به موجودات آسمانی و زمینی قسم میخورد : « ﴿ وَالشَّمسِ وَ ضُحاها ﴾ .» به خورشید سوگند میخورد «﴿وَ القَمَر إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلّاها، وَ اللَّیلِ إذا یغشاها وَ السَّماءِ وَ بَناها وَ الأرضِ وَ ما طَحاها وَ نَفس وَ ما سَوّاها. ﴾ »[309] در این آیات خداوند به موجودات هستی مثلِ ماه و روز و شب و حتی نَفْس قسم خورده است. «﴿وَ التِّینِ وَ الزَّیتُونِ وَ طُورِ سِینِینَ﴾ »[310] یعنی قسم به انجیر و زیتون و طور مبارک.
سوگند در قرآن بسیار به چشم میخورد، تا جایی که برخی مادیگراها به بسیاری سوگند در قرآن ایراد گرفتند. اما چرا؟ خواهش میکنم به این بحث توجه کنید، زیرا موضوعی مستقل است. گاهی قسم برای تأکید بر درستی سخن است. فیالمثل، وقتی میخواهیم چیزی بگوییم و بر درستی آن تأکید کنیم، میگوییم : «وَاللهِ» یا «به محمد قسم» یا «به جانت قسم» یا «به جانم قسم». پس قسم گاهی برای تأکید بر درستی سخن است. این معنای مستقیم قسم است که شیء مقدسی را ضمانت درستی گفتارم قرار میدهم. این معنای عرفی قسم است. این معنا همه آن چیزی نیست که در قرآن کریم آمده است، زیرا قرآن کتابی است که به هیچ عنوان باطل در آن راه ندارد و شکی در آن نیست، بهویژه در همسخنی خداوند با پیامبر لزومی به این تأکیدات و سوگندها دیده نمیشود. در اینجاست که معنای دیگری برای سوگند روشن میشود. این معنا توجه و جلبِ نظر شنونده به قداست چیزی است که به آن سوگند خورده شده است. هرگاه میگویم : سوگند به انجیر و زیتون و بهطور مبارک و به این شهر ایمن و سپس آنچه را میخواهم، میگویم، شنونده احساس میکند که آنچه بدانها قسم خورده شده است، اموری مقدساند. در غیر این صورت، چرا به آنها قسم خورده شده است؟ مثلاً تو میخواهی به کسی تأکید کنی که به شخص احترام میگذاری. یکی نزد تو میآید تا پشت سر آن شخص فتنهانگیزی کند. تو متوجه این مسئله میشوی و میگویی که به جان آن شخص قسم من فلان کار را میکنم. شنونده از این سخن چه میفهمد. او درمییابد که زندگی آن شخص برای تو عزیز است و از همین روست که به آن قسم میخوری. تو با این قسم مقصودت را رساندهای و به صورت غیرمستقیم او را متوجه قصد خود کردهای.
بنابراین، تنها فایده سوگند تأکید بر درستی سخن نیست، بلکه سوگند آثار دیگری هم دارد که همان جلبِ نظر شنونده به قداست چیزی است که بدان سوگند یاد شده است. پس اگر در قرآن به انجیر و زیتون سوگند خورده شده است، هرکسی میفهمد که انجیر و زیتون مقدساند. معنای سوگند در قرآن، افزون بر معنای عادی سوگند، توجه دادن به قداست آن چیزی است که قرآن بدان سوگند یاد کرده است.
بنابر آنچه گفتم، ما میتوانیم قداست برخی اشیا را از قرآن دریابیم. اما این پرسش مطرح میشود که چرا قرآن میخواهد نظر شنونده را به قداست انجیر و زیتون و عصر و خورشید و روز و شب جلب کند. این مسئله یکی از جنبههای تربیتی اسلام است. اسلام میخواهد با بیانهای گوناگون و راههای مختلف و
[309]. «و سوگند به ماه چون از پی آن برآید، و سوگند به روز چون گیتی را روشن کند و سوگند به شب چون فرو پوشدش و سوگند به آسمان و آنکه آن را بر آورده، و سوگند به زمین و آنکه آن را بگسترده و سوگند به نفس و آنکه نیکویش بیافریده.» (شمس، 2-7)
[310]. «سوگند به انجیر و زیتون و سوگند به طور مبارک.» (تین، 1)
