گام به گام با امام موسی صدر جلد 10
سخن گفت. شرّ یا آشکار است یا خفی. زمانی که به خدا پناه میبریم، به ربالفلق یا پروردگار صبحگاه از شرّ آنچه بیافریده است، این شرّ آشکار است. اما شرّ غاسق و شرّ نفاثات یا جادوگرانی که در گرهها افسون میکنند یا شرّ حسود چون رشک میورزد از موارد شرور خفی هستند. بنابراین، از ما خواسته شده که از شرّ آشکار و خفی به خدا پناه ببریم.
اما این سوره به ما میآموزد که از شرّی که نه کاملاً آشکار است و نه کاملاً خفی نیز به خدا پناه ببریم. «وسواس خنّاس» بدینمعناست که آدمی نفس خویش را در برابر احساساتی درونی مییابد که گاه میآید و گاه میرود. خنّاس کسی یا چیزی است که پس از ظاهر شدن، مخفی میشود. موجودی که ظاهر میشود، درون انسان نجوا میکند، او را تحریک میکند، میترساند، وسوسه و تهدید میکند و سپس پنهان میشود و در حالتی دیگر دوباره ظاهر میشود. شرّی که گاهی آشکار است و گاهی نهان. از این شرّ نیز به خدا پناه میبریم. اینجا نکته تربیتی روشنی وجود دارد که تأکید میکند از این شرّی که گاهی آشکار و گاهی نهان است، باید به خدایی که واجد سه صفت است، پناه ببریم؛ پروردگار مردم و فرمانروای مردم و خدای مردم. در حالی که ما در سوره فلق از چهار شرّ پناه بردیم. سه تا از آن شرور پنهان و یکی آشکار است و از این چهار شرّ به یک صفت خدا پناه بردیم. از همه آنها به پروردگار صبحگاه متوسل شدیم. اما در اینجا از یک شرّ به سه صفت خدا پناه میبریم. این بدانمعناست که این شرّی است خطرناکتر از شرور یادشده، چراکه این شرّ نه آشکار است که با آن روبهرو شویم و نه نهان است تا ا ز آن بپرهیزیم و آماده مواجهه با آن باشیم. شرّی آنی است که پس از ظاهر شدن، پنهان میشود و برای آدمی سختیهای غیرمنتظرهای ایجاد میکند. در هر حال، از شرّ وسوسهگر نهانی به خدا پناه میبریم؛ آنکه در دلهای مردم وسوسه میکند. از آنجا که قلب به صورت نمادین در سینه است، وسوسهگر نهانی در قلب وسوسه میکند و قلب در اصطلاح قرآنی منشأ و سرچشمه فعالیت و احساسات انسان است. اگر وسوسهگر نهانی در قلب وسوسه کند، اراده راسخ را سست میکند و به هنگام نیاز به جرئت، ترس میآفریند و به هنگام قاطعیت، تردید و به هنگام شفافیت و یقین، شک. آدمی ضعیف میشود و نمیتواند به کارهای خود بپردازد. پس باید به خدا پناه ببرد؛، اوست پروردگار و فرمانروا و خداوند. آنگاه در درون خویش یکی از صفاتی را بیابد که منشأ آن تربیت خداست و ارادهای که از مالکیت و ملکیت خدا سرچشمه میگیرد و امتداد و کمالجویی و بُعدی از الوهیت خدا را در نفس خویش بیابد.
خدای مردم، فرمانروای مردم، پروردگار مردم از هر سو بر ما احاطه دارد. و ما را از شرّ تردید و ترس و شک و خطرهایی نجات میدهد که آناً پس از آشکار شدن پنهان میشوند و پس از پنهان شدن، آشکار میشوند. بدینگونه به مشکلات پایان میدهیم و آنها را درمان میکنیم و به اطمینان و آرامش دست مییابیم. این بحث به تأمل بیشتری نیاز دارد که در بخش بعد بدان میپردازیم.
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.
