گام به گام با امام موسی صدر جلد 6

جلد: 6
صفحه: 131

در درجات گوناگون دانشگاهی و فوق دانشگاهی چقدر پیشرفت کردند. آنان با مجاهدت خود در این منطقه ماندگار شدند و از حکومت که آنان را علی‌رغم فعالیت‌هایشان و علی‌رغم فعالیت‌های جنبش محرومان، از همه‌چیز محروم کرده بود، تنها یک چیز می‌خواستند. سال‌ها گذشت، بدون اینکه خدمتی به آنان ارائه شود و خواست? آنان اجابت شود. آنان از حکومت تنها توقع یک خدمت داشتند؛ اینکه از آنان در برابر گروه‌های مسلح محافظت کند. امّا در طی ماه‌های اخیر غافل‌گیر شدند و دیدند حکومت نه‌تنها به آن‌ها بی‌اعتنایی می‌کند و از آنان دفاع نمی‌کند، بلکه در کنار دشمنانشان ایستاده و آنان را می‌کشد و خانه‌هایشان را ویران می‌کند. و بدین‌ترتیب، خود را در برابر جهادی جدید یافتند: جهاد برای ماندن در این منطقه و دفاع از فرزندان و زندگی خود. آنان در این مدت ثابت کردند که در برابر توطئه‌ای که برای از بین بردنشان شده است، تسلیم نمی‌شوند، زیرا آنان خاکروبه نیستند؛ بلکه انسان‌هایی شرافتمندند و مای? عزت و افتخار لبنان‌اند. خاکروبه‌های لبنان که باید جارو شوند، محتکران و مستبدان و مسئولان غاصبی هستند که کاخ‌های خود را به قیمت درد و رنج مردم ساخته‌اند و حقوق آنان را غصب کرده‌اند. آنان خاکروبه‌هایی هستند که باید جارو شوند.

گناه این مردمی که کار می‌کنند و مجاهده می‌کنند و با درد و رنج خانه و زندگی خود را می‌سازند و در نهایت ناگزیر می‌شوند که از خود دفاع کنند، چیست؟ شما را به خدا سوگند بگویید، وقتی من تأسیس سازمان امل را برای مقاومت و دفاع از روستاهای جنوب اعلام کردم و گفتم که مجموعه‌ای از جوانان قشر محروم در اینجا و آنجا، پس از آنکه دیدند اسرائیل خونشان را بی‌ارزش و سرزمینشان را بی‌قدر می‌شمارد و پس از آنکه ربع قرن یا بیشتر صبر کردند ولی مدافعی نیافتند، ناچار شدند از درون خود، سازمان و جنبش و گروه‌هایی تشکیل دهند، چرا این سخن حق همچون رعد در دل آنان طنین انداخت؟ چطور؟ چون آنان می‌خواهند ما در برابر دشمن به زانو درآییم. هرگز چنین نمی‌شود. ما فرزندان امام حسین‌(ع) هستیم که فرمود: «به خدا سوگند نه با ذلت دست بیعت به شما خواهم داد و نه همچون بردگان فرار خواهم کرد. من مرگ را جز سعادت نمی‌دانم و زندگی با ستمگران و زورگویان را جز مای? ننگ و خواری نمی‌شمرم.» ما زندگی همراه با ذلت نمی‌خواهیم و به دنبال زندگی همراه با عزت و شرافت در بیروت و حوم? آن و همچنین در جنوب هستیم.

و در یک کلام: ای اهالی شیاح و دیگر مناطق ستم‌دیده! در برابر شما و قهرمانی‌ها و پایداری‌ها و ارواح شهدایتان تعظیم می‌کنم و یاد آنان را گرامی می‌دارم، زیرا شما تنها از خود دفاع کردید و هرکس این محله را ببیند، گواهی می‌دهد که تجاوز از بیرون شیاح بوده است و مردم شیاح تنها دفاع کرده‌اند. ما به هیچ‌کس حمله نمی‌کنیم. هم? هم‌وطنان از هر محله و گروه و طبقه و مذهب و دین که باشند، فرزندان ما هستند. همان‌گونه که در تحصن گفتم، ما نمی‌پذیریم که هیچ شهر یا روستایی در لبنان گلوله‌باران شود. همان روز فوراً به بقاع رفتم تا به اهالی دیر الاحمر و قاع که می‌ترسیدند به آنان حمله شود، کمک کنم.

ما ظلم و ستم را برنمی‌تابیم، چون خودمان طعم ستم را چشیده‌ایم. ما حاضر به کشتن دیگران نیستیم، زیرا دیگران ما را کشته‌اند و درد آن را چشیده‌ایم. ما خواستار حمایت از لبنان هستیم و