گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
آن در برابر کارگران سخن گفتید.
در پاسخ باید بگوییم که این مسئله به بحثی تمدنی و عمیق باز میگردد. به صورت خلاصه باید بگویم که در تمدن مؤمن شرق به کارگران ظلمی نمیشد و جامعه را طبقهبندی نمیکرد. در این جوامع کارگر دشمن کارفرما نبود و کارفرما هم از کارگر سوءاستفاده نمیکرد.
علت این بود که تمدن بر پایه ایدئولوژی معنوی و اخلاقی بنا شده بود. اندیشههای اخلاقی و معنوی روابط میان افراد و گروهها را تنظیم میکرد. مثال در این مورد بسیار است که یکی از آنها را ذکر میکنم. در تمدن شرقی ما به کارگر کارآموز یا شاگرد گفته میشد، زیرا کارگر نزد کارفرما حرفه و صنعتی میآموخت تا این آموزش مقدمهای برای شریک شدن در آن حرفه و یا کار مستقل برای کارگر شود. پس کارگر به نوعی شاگرد و فرزند صاحبکار بود.
اما هنگامی که تمدن غرب فقط بر ماده بنیان نهاده شد و مانع دخالت متافیزیک در زندگی و جامعهمان شد، مادیگرایی بیهیچ قید و شرطی سیطره یافت. از این زمان صاحب کار تنها هدف خود را افزایش ثروت، آن هم بدون هیچ شرط و اندازهای دانست. از همینرو، بر کارگر فشار میآورد و حق او را به شیوههای گوناگون غصب میکرد تا سود بیشتری ببرد. این مسئله تا جایی ادامه پیدا کرد که کارفرما فقط به اندازه زنده ماندن به کارگر مزد میداد و کارگر مانند حیوانی در خدمت کارفرما میماند. بهطور طبیعی، این وضعیت به انفجار انجامید و کارگر شورید و تجمع کرد و حق خود را گرفت و کارخانه ساخت و بر املاک دیگران سیطره یافت. و این سرنوشت همه ابعاد تمدن مادی غرب و شرق است، بدون استثنا و نه فقط در موضوع کار و کارگر.
از همین رو، دین و دینشناسان در برابر مسائل تازهای قرار گرفتند، که پیش از این در سرزمین خودشان وجود نداشت. بنابراین، برای این نوع مسائل باید چارهای میاندیشیدند و نظر درست را میگفتند و از آن دفاع میکردند و ستم را از هر جایی که باشد، میکاستند. به این سازمان تبریک میگویم و امیدوارم فراگیر شود و سازمانهای مشابه آن تأسیس شود و با قدرت و هماهنگی در کارها و افکار ژرف به راه خود ادامه دهد. و الله من وراء القصد و هو ولی التوفیق.
