گام به گام با امام موسی صدر جلد 2
ما را از جامعه جاهلی مکه پستتر کرده است. جامعه مکه حداقل تن به استعمار نداده بود، سست نبود، متملق نبود، تعارف نداشت و دروغگو نبود. ولی ما دروغگوییم. ما سخن را میگوییم و معنایش را اراده نمیکنیم. ما با مردم تعارف داریم، حقیقت را نمیگوییم. این جامعه ماست، جامعهای منحط؛ جامعهای که در آن واژه معنا و محتوای خود را از دست داده است. شاید ما کمتر و منحطتر از جامعه مکهایم که برای آنکه به جامعه اسلامی ناب تبدیل شود به سیزده سال وقت نیاز داشت.
به هر حال، همگی مسئول و نگاهبانیم.[107] پس بیایید تجربه کنیم. هرکدام از ما با مجموعهای از جوانان و دوستان فعالیتی فرهنگی راه میاندازیم. این فعالیت فرهنگی بر محور آشنایی با اسلام و معرفی اسلام باشد. هرگاه دیدیم که عملاً آمادگی داریم، هرکدام، به فعالیت سازمانیافته و صحیح بدون ایجاد حساسیت برای تکوین جامعه اقدام میکنیم. من به یاد دارم هنگامی که نخستین بار ـ ده سال پیش ـ فعالیتم را آغاز کردم، اتهامکمونیست بودن، بدترین اتهام در لبنان بود. یعنی تهمتی بسیار بزرگ بود. دشمنان ما که هر روزه نوعی سلاح برضد من برمیگرفتند، در آن زمان مرا متهم به کمونیست بودن کردند.
اکنون پس از گذشت ده سال، کمونیست بودن مَثَل پیشرفته و مترقی بودن است. این امر به شکل طبیعی اتفاق نیفتاد، بلکه نتیجه تلاش و زحمت بود. صاحبان این عقیده و اندیشه گروهی زحمتکش و فداکار و فعال بودند. آنان این حق را داشتند که به این درجه از ترقی برسند. امروز هم اگر کسی در این زمینه فعالیت کند، باز هم متهم میشود، ولی باید فعالیت کرد. اگر اجازه بدهید، به همین مقدار بسنده کنیم و پاسخ بقیه پرسشها را بدهیم و این موضوع را به پایان ببریم.
پاسخ: به اجمال گفتم و اگر بخواهم به تفصیل از آن سخن بگویم، وقت بسیاری میگیرد. من معتقدم که در دوران اموی یعنی در عهد کسانی مانند هشامبنعبدالملک شاهد شکوفایی در شام بودیم. در شام رود بردی جریان داشت که به چهار مخزن در چهار منطقه شام میریخت و سپس، مسیری سرپوشیده را طی میکرد تا به تکتک منازل میرسید و در هر خانهای هم آب شرب وجود داشت و هم آب برای شستوشو. همچنین، فاضلاب وجود داشت. این وضع در ایام هشامبنعبدالملک یعنی در اواخر دوران بنیامیه بود و این دوره را دوره شکوفایی میدانم.
اما شکوفایی دوره عباسیان که من آن را دوره امپراطوری اسلامی و نه اسلام حقیقی مینامم، بیشتر از دوره امویان بود، زیرا هر جامعه قدرتمند و هر امپراطوری که به مدت یک یا دو قرن به درازا کشد، استمرارش نتایجی در بر دارد که این نتایج ادامه مییابد و این بدانمعنا نیست که امپراطوری نمیتواند موفق شود. امپراطوری اسلامی موفق شد، ولی جهت کلی آن موافق با خواست اسلام نبود. نیروهای سلطان محمد فاتح زمانی به استانبول (قسطنطنیه) رسیدند که این شهر یکصدوپنجاه سال در محاصره قرار داشت. آنان این شهر را از دست بیزانس خارج کردند. میدانید که محمد فاتح به
[107]هاشاره به حدیث «کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته.»
