گام به گام با امام موسی صدر جلد 2

جلد: 2
صفحه: 105

به سکولاریسم اعتقاد ندارم‌

من در این چارچوب، اساساً‌، به سکولاریسم اعتقاد ندارم. یعنی در چارچوب‌ الگوی شهروندی‌ اگرچه برخی تصور می‌کنند که مردود شمردن فرقه‌گرایی به معنای پذیرفتن سکولاریسم است، اما چنین‌ تصوری نادرست است، چراکه می‌توان فرقه‌گرایی و سکولاریسم را یک‌جا مردود دانست و در کنار آن‌ می‌توان از رهاوردهای دین و نتایج مثبت آن بهره‌ گرفت، بی‌آنکه به آثار منفی فرقه‌گرایی‌ و فروپاشی جوامع مبتلا شد.

ثانیاً: درباره‌ مجلس اعلای شیعیان باید بگویم که در سخنرانی نخست خود پس از ابلاغ انتخاب من به ریاست این مجلس، خطوط کلی حرکت مجلس را در آینده به صراحت توضیح داده‌ام. در اینجا هم‌ می‌گویم که این مجلس سلاحی قاطع برای حمایت از وحدت‌ ملی و نزدیک ساختن پیروان اسلام از مذاهب مختلف و همبستگی آنان است.

راه این همبستگی، گفت‌وگویی است که قطعاً به تفاهم و نزدیکی و وحدت‌ می‌انجامد و گمان می‌کنم که برای همبستگی راهی جز گفت‌وگو و تفاهم وجود ندارد.

ثالثاً: معتقدم که نکته نخست این سخنم تا حدی پاسخ به سؤ‌ال بوده است. اکنون می‌گویم که دین به مفهوم درستش پیروان‌ خود را از دیگران منزوی نمی‌کند و آنان را به رها کردن‌ فعالیت‌های‌ اجتماعی و خدمات عمومی فرانمی‌خواند. بلکه عکس این قضیه درست است، زیرا تقرب به خدا در منطق دین از راه خدمت به خلق میسر است.

مأموریت مجلس جدید

معتقدم‌ که مجلس جدید که نقش آن در واژه‌ سازمان‌دهی خلاصه می‌شود، در آینده خواهد توانست این نقش را به صورتی بهتر ادا کند و سطح تربیت دینی‌ شیعیان را ارتقا دهد و آنان‌ را از فرقه‌گرایی و سکولاریسم دور کند.

شما از فعالیت‌های‌ اجتماعی و خدمات عمومی سخن گفتید، آیا سیاست در این حوزه وارد نمی‌شود؟

‌بله.

بنابراین، آیا درست است که شما به کار سیاسی روی نخواهید آورد و یا درست‌تر اینکه وارد سیاست نخواهید شد؟

دین مطلقاً مانع فعالیت سیاسی سالم با انواع مختلف آن‌ نیست، به شرط آنکه به لحاظ‌ اصول و راه و هدف با آن‌ هماهنگ باشد. چرا چنین نباشد… درحالی‌که فعالیت‌ سیاسی سالم مشارکت‌ در سازندگی آینده است. آیا دین پیروان‌ خود را از مشارکت در ساختن آینده باز داشته و کار ساختن آینده پیروان‌ خود را به دیگران سپرده است؟

اما درباره‌ خودم‌ همان‌طور که همواره‌ گفته‌ام، باید بگویم که امکانات اجتماعی من‌ که در اعتماد مردم‌ خلاصه می‌شود و از عنایات الهی است‌، از آنِ خود من نیست‌ و من حق تصرف در آن را ندارم، جز برای کسب رضای صاحب اصلی‌ آن‌ که خدا و دین است. همواره‌ گفته‌ام که من در مقام نقطه اشتراک این نیروها، نمی‌خواهم با یکی از گروه‌ها باشم، بلکه این امانت بر من ایجاب می‌کند که نقطه اشتراک همه فرزندانم و فرزندان مذهبم باشم.

من برای آنکه بتوانم‌ وظیفه اجتماعی خود را به درستی ادا کنم‌، آنان را به پایبندی به اصول‌ کلی مانند مبارزه با ظلم و فساد و استعمار و نیز به رهایی و