گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 379

بهره‌مند می‌شدم‌ و با عقل‌ و قلبم، در برابر این‌ میراث‌ بزرگ‌ و شورانگیز، احساس‌ سربلندی‌ می‌کردم. لذت عمر من‌ همین‌ ساعات‌ بود؛ ساعاتی‌ که‌ در مقابل‌ جمال‌ الهی‌ فاطمه‌(س)‌ که‌ بر اندیشه‌ و قلب‌ این‌ مرد انعکاس‌ یافته‌ بود، قرار داشتم.

به‌ مقـدمه‌ کتاب‌ او بـازگشتم‌ و بـه‌ کلماتـش‌ گوش‌ سپردم‌ کـه‌ می‌خواند: درباره‌ فاطمه‌ زهرا(س)‌ خواهم‌ نوشت‌ و به‌قدر امکان‌ از استعمال‌ حرف‌ جر یعنی‌ حرف‌ «عن»، که‌ در کتب‌ سیره‌ بسیار به‌ کار می‌رود، و نیز از نقل‌ سلسله‌‌راویان‌ خودداری‌ خواهم‌ کرد. قلمی‌ که‌ میان‌ انگشتان‌ من‌ جای‌ گرفته، بیشتر رنگ ساقه گل را ترسیم‌ خواهد کرد و از بوی‌ خوش‌ آن‌ به‌ جنبش‌ در خواهد آمد، تا آنکه‌ آزمایشگاهی برای آهن و گوگرد آن باشد‌.

از او پرسیدم:‌ آیا این‌ نمایشگاه خود را درباره‌ فاطمه‌ تنها به کسانی‌ اختصاص داده‌ای که‌ فاطمه‌ را می‌شناخته‌اند و با مطالعه‌ کتب‌ سیره‌ به‌ زندگی‌ آن‌ حضرت‌ واقف‌ شده‌اند؟ و کسانی‌ را که‌ می‌خواسته‌اند از زندگی‌ او اطلاعی‌ به‌دست‌ آورند، محروم‌ کرده‌ای؟ چرا راه‌ رسیدن‌ به‌ چشمه‌ خورشید و منبع‌ حیات‌ را ترسیم‌ نکرده‌ای‌ تا جامعه‌ ما که‌ این‌ کتاب‌ را می‌خواند، بتواند مرد و زنی‌ فاطمه‌وار پرورش‌ دهد و تربیت‌ کند؟ به‌ او گفتم‌: این‌ لوحه‌های زیبا به‌زودی‌ ارواح‌ مردم سرگردان‌ را به‌شگفتی‌ وامی‌دارد و آنان را به‌ خود جذب‌ می‌کند؛ ارواحی‌ که‌ از بحث‌ها و نظریه‌ها و تجربه‌ها درباره زن خسته شده‌اند تا جایی که مسئله‌ زن‌ به‌صورت‌ بزرگ‌ترین‌ مشکل‌ جوامع‌ گذشته‌ و حال‌ درآمده است. این‌ شگفتی‌ و شیفتگی، هر دو، منجر به‌ مطالعه‌ مواد و عناصری‌ می‌شود که‌ این‌ تابلوهای‌ زیبا را پدید آورده‌ است، یعنی همان آهن و گوگرد؛ و منجر به جست‌وجو برای ورود به‌ خانه‌هایی‌ می‌شود که‌ خداوند اجازه‌ داده‌ نام‌ متعالش‌ در آن‌ها بلند شود.

پژوهشگـران‌ و کارشنـاسـان تمـدن‌ جدیـد را «تمـدن‌ سکس» می‌نامند و این‌ خود حاکی از خطیر بودن‌ چالش‌ دیدگاه‌ها درباره‌ زن است‌ و نیز اشتباهات بزرگی را آشکار می‌کند که در اثر خطای‌ تمدن‌ جدید درباره‌ زن‌ دچارشان شده‌ایم… نظریاتِ‌ نویسندگان‌ و دانشمندان‌ علم‌ روان‌شناسی و ماده‌گرایی که‌ در همه‌ پدیده‌ها و خصوصاً‌ در تعریف‌ زن‌ در دنیای‌ جدید رواج‌ یافته، راه‌ها را تیره‌ ساخته‌ و زن‌ را در تمایلات‌ غریزی‌ غرق‌ کرده‌ است و درنتیجه، راه‌ صواب‌ را تباه‌ کرده و سردرگمی‌ به بار آورده‌ و جنبه‌ انسانی‌ زن‌ را زیر قدم‌های‌ تجارب‌ قدیم‌ و جدید متلاشی‌ ساخته‌ است.

ما امروز بیش‌ از هروقت‌ دیگر به‌ ارائه خلاصه‌ای‌ از زندگی فاطمه‌ زهرا(س)‌ احساس‌ نیاز و احتیاج‌ می‌کنیم، تا آن‌ را مقتدای‌ خویش‌ سازیم‌ و در راه‌ صلاح‌ و اصلاح‌ خود از فیض‌ زندگی‌ او بهره‌مند شویم.

همه‌ این‌ سخنان‌ را به‌ نویسنده‌ کتاب‌ اظهار داشتم. او در پاسخ، با اطمینان فردی که احساس می‌کند مسئولیتش را ادا کرده است، گفت: من‌ پرداختن‌ به‌ این‌ کار را بر عهده‌ تو گذاشته‌ام، تا در مقدمه‌ کتاب‌ بدان‌ بپردازی‌ و این‌ مأموریت را به‌ آخر رسانی، تا بدین وسیله‌ کتاب‌ کامل‌ شود و به‌ آن‌ سطحی‌ که‌ باید، برسد.

من‌ در برابر این هدف والا و این وسیله احساس مشکلی بزرگ کردم. از این‌ رو، گفته‌ ستودنی‌ امام‌ شرف‌الدین‌ را که‌ به‌ هنگام‌ نوشتن‌ تقریظی‌ بر کتاب‌ الإمام‌ علی‌ صوت‌ العدالة الانسانیة‌ خطاب‌ به‌ مؤ‌لف‌ دانشمندش‌ فرموده‌ بود که‌ «قلمت‌ را به‌ من‌ امانت‌ ده‌ تا با همان قلم تقریظی‌ بر کتاب‌ تو بنگارم»، برای‌ ایشان‌ نقل‌ کردم. البته،‌ این‌ سخن‌ کسی‌ بود که‌ کتاب‌ها و نوشته‌هایش‌ قلمرو کتاب‌ و پژوهش‌ و