گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 349

ای‌ روزه‌داران، هرساله‌ شما با روزه داشتن ارتقا می‌یابید و به‌ ملکوت نزدیک‌ می‌شوید. شما با گوش‌هایتان‌ بارها قرآن‌ را شنیده‌اید و در ماه‌ رمضان‌ به‌ آیات‌ پروردگار گوش‌ دل فرا داده‌اید. در ماه‌ رمضان‌ و هنگام‌ تزکیه‌ نفْس‌، آیات‌ قرآنی‌ را در سطح‌ بالاتری‌ و با جان‌ و عقل‌ و عاطفه‌ خود ادراک می‌کنید. بنابراین،‌ بزرگداشت‌ خاطره نزول‌ قرآن‌ تنها به‌ این‌ علت‌ نیست‌ که‌ ما را با گذشته‌، گذشته‌ نزول‌ قرآن، مرتبط کند، بلکه‌ می‌خواهد ما را به زمان‌ حاضر نیز ارتباط‌ دهد و تجربه‌ محمدی‌ در نفْس‌ها و دل‌های‌ این‌ امت‌ تجدید شود تا در همه‌ دل‌ها سخنگوی‌ کوچکی از جانب‌ محمد وجود داشته‌ باشد و همگان‌ را به‌ دین‌ پیامبر‌ اسلام‌ دعوت‌ کند و کلید کوچکی‌ از قلبی‌ بزرگ‌ باشد.

ما در ماه‌ رمضان‌ آمادگی‌ می‌یابیم‌ تا قرآن‌ و آموزه‌های‌ آن را بپذیریم؛ خاصه اینکه‌ قرآن‌ کلام‌ پیامبر نیست،‌ بلکه‌ وحی‌ الهی‌ است‌: ( وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى.) [250] پیامبر از خود چیزی‌ نمی‌گوید. او سخنان‌ خداوند را منتقل‌ می‌کند؛ سخنان‌ خداوند که‌ قدیم‌ است‌. من‌ نمی‌خواهم‌ درباره‌ قدیم‌ یا حادث‌ بودن‌ قرآن‌ سخن‌ بگویم. آیاتی‌ که‌ ازلی‌ و ابدی‌ است‌ و در همه‌ کون‌ و مکان نمایان‌ است‌ و در قلب‌ و جان‌ محمد(ص)جا گرفته‌ است. در این‌ شب، ما، امت‌ محمد، از این‌ مفاهیم‌ الهام‌ می‌گیریم‌ و ما، امت‌ محمد، با بزرگداشت‌ هرساله‌ شب‌ قدر معانی‌ آن‌ را در می‌یابیم، تا شب‌ قدر در زندگی‌ ما، شب‌ نزول‌ قرآن‌ بر قلب‌ ما و جا گرفتن‌ تعالیم‌ قرآن‌ در نفْس‌ ما باشد، و تا قرآن‌ و معانی‌ آن‌ سبب پویایی تن و روان ما باشد. این‌ معنی‌ ورای‌ مفهوم‌ ارتباط‌ با گذشته‌ است. بنابراین،‌ شب‌ قدر و نزول‌ قرآن‌ به‌ این‌ معنا که‌ ذکر کردم،‌ استمرار دارد و بعضی‌ از تفسیرها نیز این‌ مفهوم‌ از شب‌ قدر و نزول‌ قرآن‌ را تأیید می‌کند. در کتاب‌ الدُرُّ المَنثور سیوطی‌ آمده‌ است: پیامبر اکرم‌ چنین‌ رؤ‌یت‌ یا احساس‌ کرد که‌ گروهی‌ از منبر ایشان‌ بالا می‌روند و پس‌ از ایشان در فواصل‌ متعددی‌ حکمرانی‌ می‌کنند و قصد دارند که دین‌ و شریعت‌ اسلام‌ را تحریف‌ کنند و احکام‌ آن را تغییر دهند؛ می‌خواهند پادشاهی‌ را جانشین‌ خلافت‌ الهی‌ کنند و وظیفه‌ جهاد نظامی‌ را به‌ مزدوری‌ بدل‌ کنند؛ می‌خواهند خواسته‌های‌ شخصی‌ را به‌ جای‌ اراده‌ حق‌ بنشانند، و تقرّب‌ مردم به‌ شخص‌ خود را به‌ جای‌ قرب‌ الهی جا بیندازند؛ و می‌خواهند شغل‌ها و مناصب‌ را به‌ دوستان‌ و بستگان‌ خود بسپارند، نه‌ به‌ افراد لایق‌ و شایسته‌… پیامبر احساس‌ کرد که‌ در مدت‌ هزار ماه‌ از تاریخ‌ این‌ امت‌، حکومت‌ و امت‌ بازیچه‌ بدترین‌ مردم‌ خواهد گشت. پیامبر غمگین‌ شد. زمانی که‌ پیامبر ما از این‌ قضیه‌ ناراحت‌ شد، آیات‌ متعددی‌ در مکان‌های‌ مختلف‌ برای‌ تسلی‌ خاطر پیامبر و آشکار کردن‌ حقیقت‌ نازل‌ شد. بر اساس نقل‌ سیوطی،‌ سه‌ آیه‌ در این‌ باره‌ نازل‌ شد. زمانی که‌ پیامبر فکر کرد که‌ چقدر تلاش‌ کرده‌ و خسته‌ شده‌ و اذیت‌ شده‌ و تمام‌ توان خود را برای‌ تثبیت‌ این‌ مفاهیم‌ به‌ کار برده‌ است و آن‌گاه پس‌ از مدتی، گروهی‌ دین‌ را تحریف‌ خواهند کرد. این‌ امر برایش‌ گران‌ بود و بسیار ناراحت‌ شد. این‌ آیات‌ نازل‌ شد: (أَفَرَأَیْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِینَ ثُمَّ جَاءهُم مَّا کَانُوا یُوعَدُونَ مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا کَانُوا یُمَتَّعُونَ،) [251] و بعد این‌ آیه‌ نازل‌ شد: وَمَا جَعَلْنَا الرُّؤیَا


[250]«و سخن از روی‌ هوا نمی‌گوید. نیست‌ این‌ سخن‌ جز آنچه‌ بدو وحی‌ می‌شود. او را آن‌ فرشته بس‌ نیرومند تعلیم‌ داده‌ است.» (نجم،3ـ5)

[251]«دیدی‌ که‌ هرچند سال‌ها برخودارشان‌ ساختیم، باز هم‌ عذابی‌ که‌ به‌ آن‌ها وعده‌ شده‌ بود بر سرشان‌ آمد. آن‌ برخورداری‌ها به‌ حالشان‌ سود نکرد؟» (شعرا،205ـ207)