گام به گام با امام موسی صدر جلد 1

جلد: 1
صفحه: 168

اجرایی‌ و قضایی‌ و همان‌ رهبری‌ است‌ که‌ قرآن‌ از آن این‌‌گونه‌ تعبیر می‌کند: ( لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ.) [112] ‌و در توضیح‌ آیه‌ می‌گوید: وَمَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاکُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا.[113]

‌این سلطه به‌ نبی‌ اکرم‌‌ داده شده‌ تا جامعه‌ای‌ الهی‌ و نمونه بسازد که‌ در آن‌ هرکس بتواند از امکانات‌ زندگی‌ برخوردار شود، کارآمدی‌های او رشد پیدا کند و پیشرفت او مداوم باشد، زیرا نیرومندترین‌ عامل‌ تربیت‌ و هدایت‌ فرد، محیطی است که همراه با جامعه صالح شکل می‌گیرد. از این‌ رو، چنین سلطه‌ای به پیامبر اختصاص یافته است که تأ‌ثیر ژرفی‌ بر غایات‌ اسلام‌ و اهداف‌ والای آن‌ دارد. بنابراین، تنها کسی سزاوار این سلطه است که‌ خداوند او را از خطا و از تأثرات‌ گوناگون‌ نفسانی‌ مصون‌ نگاه‌ داشته‌ است. علاوه‌ بر این، شخص‌ ولی‌ باید همه مبادی شریعت و اصول ‌و فروع‌ آن‌ را بشناسد.

کاربست‌ این‌ سلطه‌ مستلزم پایه‌گذاری اصول اجرایی و تکیه بر مبانی رفتاری در مسائل قضا و داوری‌ است. چیزی که بر اهمیت این‌ مقام و حساسیت‌ جایگاه‌ صاحب چنین‌ سلطه‌ای‌ می‌افزاید.

همان‌طور که‌ تاریخ‌ اسلام می‌گوید، رسول‌ گرامی‌ اسلام، پس‌ از هجرت‌ از مکه‌ به‌ مدینه، این‌ سلطه را به‌ کار بست و مبادی و اصولی وضع کرد و از شیوه‌ها و راهکارهایی‌ استفاده کرد که‌ از متن‌ سلطه‌ الهی، که‌ همان‌ سلطه او بر مؤ‌منان است، بر آمده بود. بدون‌ شک،‌ این مبحث سودمند است‌ و‌ سیره‌ رسول‌ اعظم‌‌ و چگونگی‌ اقتدا به این سیره را‌ روشن‌ می‌سازد.

ولایت، بنابه این تفسیر، مقامی‌ عظیم‌ و متمم‌ رسالت‌ است. لکن بدان‌ مفهوم‌ که‌ ما گفتیم، عبارت‌ است‌ از یک نحوه سلطه الهی‌ برای‌ اجرای شریعت‌ و عملی کردن‌ اسلام‌ در جامعه؛ سلطه‌ای‌ که‌ تنها به‌ شخصِ‌ پیامبرِ‌ صاحبِ‌ رسالت‌ و یا به کسی‌ داده می‌شود که‌ اندیشه‌ او معطوف به اندیشه پیامبر شده و خود در ذات‌ وی‌ ذوب‌ شده‌، چندان‌که ادامه او تلقی شده است.

اما تفسیر ولایت‌ به این مفهوم که‌ باطن نبوت است و یا اینکه آغاز ولایت‌ پایان‌ نقش‌ نبوت‌ است، دیدگاه خاصی‌ است‌ که‌ نه تشیع‌ در مقام مذهب به آن قایل است و نه اسلام‌ در مقام دین، هرچند که‌ برخی‌ از بزرگان‌ صوفیه‌ و یا اهل فلسفه به آن معتقد باشند.

ولایت‌ سلطه‌ای‌ الهی است‌ که‌ برطبق‌ اعتقادات‌ شیعه، مستلزم نص است‌ و در این‌باره‌ نص‌ نیز وارد شده‌ است. ولایتْ‌ مقامی‌ است‌ بزرگ، که‌ بدان‌ کسی دست‌ می‌یابد که‌ چونان‌ صاحب‌ رسالت‌ سخن بگوید، عمل‌ کند، بیندیشد، و خداوند قلب‌ وی‌ را آزموده‌ باشد، و در برابر ذات‌ مقدس‌ ربوبی‌ و به سود‌ اسلام، خویش‌ را فراموش‌ کرده‌ و با همه‌ وجود‌ برای‌ اسلام‌ زندگی‌ کرده‌ باشد.

به‌ نظر ما توجه‌ بسیار احادیث‌ ائمه‌ اطهار‌ و سخنان‌ علمای‌ اسلام‌ به‌ ولایت‌ سبب‌ شده‌ است‌ که‌ مؤ‌لف‌ ولایت‌ را باطن‌ نبوت‌ و حقیقت‌ شریعت‌ و نظریه‌ ولایت‌ را نافیِ تعارض‌ میان‌ تشیع‌ و تصوف بداند تا آنجا که‌ تشیع‌ را یگانه سرچشمه اصیل تصوف‌ تلقی کند و به‌ استنتاجاتی دیگر برسد.

حقیقت‌ آن‌ است‌ که‌ ولایت‌ در نزد شیعه‌ مقامی‌ است‌ بس‌ بزرگ‌ که‌ از همه‌ مقام‌ها برتر است، لکن‌ به‌کلی‌ متفاوت است با آنچه‌ مؤ‌لف‌ آورده‌ و برداشت‌ کرده‌ است.

ولایت‌ سلطه‌ای‌ برای‌ تکوین‌ جامعه‌ الهی‌ است،


[112]«برای‌ شما شخص‌ رسول‌الله مقتدای‌ پسندیده‌ای‌ است.» (احزاب،21)

[113]«هرچه‌ پیامبر به‌ شما داد ستانید و از هرچه‌ شما را منع‌ کرد، اجتناب‌ کنید.» (حشر،7)