این گفتار با همین عنوان در کتاب حدیث سحرگاهان درج شده است.
﴿ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴾
﴿ قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ ﴾ ،
بگو: به پروردگار صبحگاه پناه میبرم،
﴿مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ،﴾
از شرّّ آنچه بیافریده است،
﴿ وَمِنْ شَرِّ غَاسِق إِذَا وَقَبَ ﴾ ،
و از شرّّ شب چون درآید،
﴿ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴾ ،
و از شرّّ جادوگرانی که در گرهها افسون میدمند،
﴿ وَمِنْ شَرِّ حَاسِد إِذَا حَسَدَ ﴾ .
و از شرّّ حسود چون رشک میورزد.
در سوره فلق به این آیه مبارک رسیدیم : « ﴿ مِنْ شَرِّ غَاسِق إِذَا وَقَبَ ﴾ .» معنای «غَسَق» تاریکی است و «وَقَبَ» یعنی داخل شد و آمد. بنابراین، « ﴿ وَمِنْ شَرِّ غَاسِق إِذَا وَقَبَ ﴾ » یعنی از شرّ شب، هنگامی که میآید و تاریک میکند. بدون شک، تاریکی شب یکی از انواع ظلمت است. در زندگی ما، انواع دیگری از تاریکی نیز وجود دارد؛ نادانی نوعی ظلمت است که سراغ ما میآید. غفلت و مرگ نیز نوعی ظلمتاند. بر این اساس، ما با این آیه بنا به دستور خداوند و راهنمایی پیامبر از شرّ تاریکیهایی که بر ما حاکم است، به پروردگار صبحگاه پناه میبریم. اما چرا تاریکی را شرّ میدانیم؟ زیرا فاسدان و توطئهگران در شب و ظلمت و غفلت، هنگامی که فرد غافل یا خواب باشد یا چیزی نبیند، فرصت توطئه مییابند. بنابراین، ما از این آیه معنایی وسیعتر از آنچه مفسران گفتهاند، درمییابیم. ما از همه بدیهایی که بدون آگاهی ما سراغمان میآید، به خدا پناه میبریم؛ بدیهایی که عامل آن، یا شبی است که ما را احاطه کرده یا جهلی است که ما را فراگرفته یا غفلتی است که بر زندگیمان سایه افکنده یا مرگ یا چیزی شبیه مرگ است. ما در برابر این بدیها از شرّ شب به پروردگار روز پناه میبریم و از شرّ جهل به پروردگار علم و از شرّ غفلتهایمان به پروردگار ذکر که چیزی را فراموش نمیکند و ممکن نیست خواب یا غفلت بر او چیره شود. این اقدام، اطمینان و امنیت و رضامندی در پی دارد و در عین حال، روشی تربیتی برای انسان است.
در ادامه این سوره میخوانیم : « ﴿ وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ ﴾ .» دمندگان افسون در گرهها به چه معناست؟ مفسران میگویند که اینان زنانی جادوگرند که ورد و طلسم میخواندند و در گرههای طناب میدمیدند