حق و عدالت تأکید دارد و بر اینکه این مسئله در شش روز و در زمان مقدر به دست آمده است. وقتی انسان اینها را میبیند و درمییابد که اینها همان اساس خلقت است، پس بر اوست که همساز با آن زندگی کند و با توجه به آن، بر اساس حق و عدالت گام بردارد؛ بر اساس برنامهریزی دقیق در همه طرحها و تحرکاتش. آدمی از این نقطه کلیدی نگرش کلی جدیدی به هستی و زندگی مییابد. نگرشی که بر اساس ایمان به خدا و صفات و وحدانیت او استوار است و نیز بر اساس معرفت او از خدا و افعال خدا. هستی، فعل خالق زنده و آگاه و عالم و عادل است. بنابراین، هستی نیز زنده و منظم و دقیق است و در آن عدل و علم حاکم است. معنای این ضرورت هماهنگی و انسجام و پویایی و حرکت براساس این اصول است؛ اگر آدمی خواهان موفقیت و پیروزی است. بدین شکل صفات خالق بر تصویر هستی منعکس میشود. و اینگونه است که راه حرکت در زندگی مشخص میشود. از مهمترین نکات این رابطه التزام به ارزشها در زندگی است که از ایمان به خدا جداییناپذیر است. بلکه ایمان به ارزشهای مطلق بدون ایمان به خدا ممکن نیست؛ خدایی که سرچشمه ارزشها و آفریننده و پاسدار آنهاست. توضیح این وابستگی چنین است که اگر فرض کنیم آفرینش بهطور تصادفی و به دست خالقی که کامل نیست صورت گرفته است، ناگزیریم که همه اتفاقات را خارجی و مادی بدانیم. در نتیجه، انسان بر اساس انگیزه درونیِ محض به حرکت و تکاپو در خواهد آمد و منافع مشترک با دیگران پیدا میکند. البته، میزان این اشتراک متفاوت است. در این صورت، دیگر امکان فرض مُثُلی فراتر از موجودات خارجی وجود ندارد. در حقیقت، پذیرفتن فرض قوانین کلی در هستی و در عین حال، انکار خالق بسیار دشوار است، تا چه رسد به مُثُل و ارزشهای متعالی مطلقی که پذیرش و تصور آنها در این حالت ممکن نیست. اصل پایبندی به ارزشها در مقام عمل، همان سنگ بنای ایجاد جامعه مؤمن است. جامعه مؤمنی که بر روابط میان افراد و نسلها و بر اساس عمل به رسالت آسمانی، که کمال فرد و ادامه وجود اوست، استوار است.
اما عملی که از غیرمؤمن صادر میشود، محدود است و مانند کالا بیجان است. در اینجاست که شکاف میان افراد جامعه واحد ایجاد میشود و روابط اجتماعی همگی به شرکت مبدل میشوند، نه به واحد. و میان ملتهایی که جز ارتباط محدود و مادی رابطهای با یکدیگر ندارند شکاف هم ایجاد میشود؛ ملتهایی که نه رابطه عاطفی دارند و نه رابطه فکری. اینجاست که شکاف اساسی ایجاد میشود و سختیهایی که به بشر امروز میرسد، حاصل میشود. خلاصه کلام اینکه ایمان به خدا انعکاسی عمیق و جزئی و کلی بر رفتار انسان دارد. ایمان صرفاً احساس درونی و بیتأثیر بر رفتار نیست. در اینجا به بحث کلی درباره غیب و غیرتجریدی بودن آن در نگاه قرآن میرسیم.
والسلام علیکم و رحمـةاللّه و برکاته.