گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 386

تأکید کرده است که دین همان فطرت است : « ﴿ فَأَقِم وَجهَک لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطرَتَ اللهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها »[410] و « ﴿ صِبغَـةَ اللّهِ وَ مَن أَحسَنُ مِنَ اللّهِ صِبغَـةً .»[411] قرآن دائماً تأکید می‌کند که دین همان فطرت و ضمیر توست. تو بر اساس پذیرش دین خلق شده‌ای. دین چیزی نیست که خارج از تو باشد و بر تو سنگینی کند. نه، دین بار گرانی نیست که بر دوش تو گذاشته شود. دین ضروری است. دین با ضمیر آدمی هماهنگ است.

بنابراین، رسالت انبیا توضیح و روشن کردن است. آنان می‌خواهند برای فطرتی که در اثر مصالح (مصلحت) نادان یا خواب یا منحرف است، توضیح دهند که دین چیزی از صمیم ذات توست. چرا؟ دین به چه چیزی دعوت می‌کند؟ دین به این چند نکته دعوت می‌کند : « ﴿ وَ ما أُمِرُوا إلّا لِیَعبُدُوا اللهَ مُخلِصِینَ لَهُ الدِّینَ .» دین آدمیان را به چیزی بیگانه از خود آنان دعوت نمی‌کند، بلکه مکلف کردن آنان به رسالت و امر خدا برای رعایت این سه نکته است.

« ﴿ وَ ما أُمِرُوا إلّا لِیَعبُدُوا اللهَ مُخلِصِینَ لَهُ الدِّینَ .» این آیه بدین‌معناست که پیوندهای خود را تنها برای خدا قرار دهید. دین در اینجا به معنای پیوند انسان با خداست؛ یعنی از خط هستی و تکوینی منحرف نشوید. چرا از خط تکوینی؟ آیا ما مخلوقات خدا نیستیم؟ بنابراین، توجهِ ذاتی ما به سوی خداست. چرا متوجهِ غیرخدا شویم؟ چرا غیرِخدا را بپرستیم؟ غیرخدا دو گروه‌اند : بشر و غیربشر. اگر بشر باشند، مانند خود من‌اند؛ چرا باید او را بپرستم؟ اگر غیربشر است که آن را نیز خدا برای من آفریده و من از آن والاترم. چرا باید آن را بپرستم و بر او سجده کنم؟ بنابراین، عبادت غیرخدا پایین آوردن شأن و مقام من و تخریب فطرتم و خدشه‌دار کردن کرامتم است. چرا غیرخدا را بپرستم؟ بشر را بپرستم؟ هرچه که باشد شخصی مانند من است. شیء را عبادت کنم؟ چرا شیئی را بپرستم که برای من آفریده شده؟ پس، عبادت خداوند شرافتی برای انسان و کمال او و بلندی مرتبه او و صیانت از کرامت اوست. نیز عبادتِ خداوند لازمه خلقِ انسان است. این چراغ‌های برقی تا وقتی که نور خود را از کارخانه تولید برق می‌گیرد، روشن است. ما نیز مخلوقات و معلول‌های خداوند هستیم. پس، حرکت و توجهِ ذاتی و حقیقی ما به خداوند است. اگر ذات ما و حقیقت و خلق ما ریشه در خداوند دارد، (مقصودم از ذات و حقیقت اصطلاح فلسفی آن‌هاست) و ما شعاعی از اشعه خداوندیم، چرا در عرصه عبادت و در اعمال خارجی غیر خدا را بپرستیم؟ ما باید هماهنگ با ذات خود باشیم. هنگامی که ذات ما وجودش را از خدا می‌گیرد، ما نیز نیرو و خضوع و توجه خود را از خدا بگیریم. بنابراین، «آنان را جز این فرما ن ندادند که خدا را بپرستند در حالی که در دین او اخلاص می‌ورزند»[412] و این همان ذات تو و کرامت تو و راه توست.

« ﴿ وَ یُقِیمُوا الصَّلاةَ .» درباره فواید متعدد نماز بارها سخن گفته‌ایم. نماز فقط برای عبادت خداوند و تمرینی برای خروج از اطاعت غیر خداست. شاید انسان در زندگی عادی در اثر نیازهای صوری و روابط خارجی و تقسیم کارها و توانمندی‌ها، خود را نیازمند به شخص دیگری می‌یابد. گاهی خود را نیازمند صاحب مال یا علم یا قدرت می‌بیند و گمان می‌برد که به غیر خدا نیاز دارد. از این رو، پنج مرتبه در روز

[410]. «به یکتاپرستی روی به دین آور و فطرتی است که خدا همه را بدان فطرت بیافریده است.» (روم، 30)

[411]. «این رنگ خداست و رنگ چه کسی از رنگ خدا بهتر است.» (بقره، 138)

[412]. (بیّنه، 5)