گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 384

به موضوع و سؤال اصلی بازمی‌گردیم. اگر اسلام همان دین ابراهیم است و اگر در میان عرب‌های پیش از اسلام حنفاء بودند، دیگر چه نیازی به پیامبر جدید، سخنان جدید، کتاب جدید و رسالت جدید است؟ گویا آیه می‌خواهد این مسئله را توضیح دهد و تأکید کند که جهان نیازمند وجود نبی و رسول بود. حقیقت این است که اگر ما اوضاع جهان پیش از اسلام را بررسی کنیم، اوضاع شگفت‌آوری می‌بینیم. چنان‌که می‌دانید حضرت رسول(ص) در قرن ششم میلادی متولد شد. در این وقت خاص اوضاع جهان شگفت‌آور است. من دو سال پیش، روز میلاد پیامبر، در سخنرانی‌ام کوشیدم که اوضاع عمومی تاریخ جهان را نشان دهم؛ اوضاع اروپا و آسیا و آسیای میانه و شرق آسیا و غرب آسیا و خاورمیانه. در واقع، همه، تاریکی و تاریکی بود، و هیچ نشانی از تمدن و دین و اخلاق نبود. هیچ اثری از پرستش خدا به معنای درست آن نبود. آموزه‌های مسیحیت در اثر تعامل با قبایل مجاور و دیگر مردمان دچار انحراف شده بود و بسیاری از مردم منحرف بودند. بنابر اطلاعات ما مردم به دسته‌های مختلفی تقسیم شده بودند؛ نسطوری‌ها و یعاقبه و فریسیان و صدوقیان و غیر این‌ها. این تقسیمات را از یهود به ارث بردند. یهودیان نیز به فرقه‌های گ وناگون تقسیم شدند. میان یهودیان و مسیحیان نیز تا حد غیرقابل تصوری جنگ و قتل درگرفت و یکدیگر را آواره کردند و به فساد پرداختند. اوضاع جهان پیش از اسلام بسیار تأسف‌آور بود و جهان در تاریکی به سر می‌برد. چهار یا پنج قرن گذشت و اوضاع بی‌نهایت ناگوار بود. در چنین وضعیتی پیامبر اسلام برانگیخته شد. قرآن می‌گوید : «﴿لَمْ یکُنِ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ وَ الْمُشْرِکِینَ مُنْفَکِّینَ حَتّی تَأْتِیهُمُ الْبَیِّنَـة رَسُولُ مِنَ اللهِ یَتْلُوا صُحُفاً مُطَهَّرَةً فِیها کُتُبٌ قَیِمَـةٌ. » یعنی تأسیس اسلام به دست حضرت ابراهیم و وجود حنفاء در میان مردم و برانگیخته شدن موسی و عیسی و دعوت آن دو، به سبب واقعیت زندگی، کافی نبوده است. اگر این دعوت‌ها بسنده بود، جهان در ظلمتی که می‌بینیم به سر نمی‌برد. سبب این است که هواها بر عقول چیره و فطرت آدمی منحرف و دچار اعوجاج شده است. از این رو، بشر وارد ظلمات شد.

بنابراین، کافرانِ اهل کتاب و مشرکان دست از گمراهی‌شان برندارند تا برایشان برهانی روشن بیاید. ممکن نبود که آن کافران و مشرکان و دیگر مردمان بدون برهان و بینه جدید هدایت شوند، تا دعوت خداوند متناسب با تحولات فکری و ژرفای اندیشه و آگاهی بیشترِ آدمی با روش‌های گوناگون تازه شود. پس، جهان نیازی مبرم به پیامبر داشت و اگر بینه‌ای در کار نبود، مردمان دست از گمراهی برنمی‌داشتند. بینه رسولی از جانب خداست که می‌آید و «صحف مطهره» را می‌خواند. طبیعتاً، طهارت در هرچیزی به حسب همان است. طهارتِ جسم پاکی از نجاست است؛ طهارتِ زبان پاکی از دروغ و فریب است؛ طهارتِ قلب پاکی از حسد و کینه و دشمنی است. بنابراین، اگر گفتیم «صحف مطهره» یعنی نوشته‌هایی که از دروغ و گمراهی و مبالغه و فریب و تناقض و سایر آلودگی‌ها منزه است.

به سخن دیگر، وجود پیامبر و وجود «صحیفه مطهره» ضروری است. صحیفه‌های مطهری که در آن «کتب قیمه» است؛ یعنی در صحیفه‌های مطهر موضوعاتی وجود دارد. لفظ «کتاب» هم برای نوشته به کار می‌رود هم برای فصول کتاب. فی‌المثل، در فقه کتاب‌های طهارت و صلات و زکات و غیر این‌ها