نمیگذارید؟ چرا ساعت را به پایتان نمیبندید؟ چرا عمامه را روی کمر نمیگذارید؟ هرچیزی مکانی دارد. من در روز قیامت ذاتی از ذوات هستم و مکانی دارم. جایگاه من کجاست؟ این جایگاه متناسب با ذات من است. پس عذاب من ستم نیست. به سخن دیگر، اگر خداوند ما را عذاب کند، بر ما ستمی نکرده است. با همه احترام جایگاه ما را به ما داده است. من از مجموعه اعمالم ساخته شدهام. مجموعه اعمالم مرا میسازد و به من صورت حقیقی مرا میدهد و مکان و یا درجات مرا در بهشت یا جهنم مشخص میکند. بنابراین، در روز قیامت ما اعمالمان را برابر خود میبینیم : « ﴿ یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفس ما عَمِلَت مِن خیر مُحضَراً ﴾ .» گمان مبر که این اتفاق روز قیامت میافتد، بلکه الان هم هست، اما ما نمیبینیم. امروز، پرده و پوشش الهی ما را فراگرفته است و این صورت است که همهچیز را در خود پنهان داشته است. در روز قیامت : « ﴿ فَکَشَفنا عَنکَ غِطاءَکَ فبَصَرُکَ الیَومَ حَدیدٌ ﴾ .»[404] در روز قیامت ما میبینیم: «﴿ لِیُرَوا أَعمالَهُم فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة شَرّاً یَرَهُ. ﴾ »
این آیه شلاقی به دِماغ انسان غافل یا مست یا خواب یا مشغول به زندگی دنیوی میزند و میگوید : «﴿إذا زُلزِلَتِ الأَرضُ زِلزالَها وَأَخرَجَتِ الأَرضُ أَثقالَها و قالَ الإنسانُ ما لَها یَومَئِذ تُحَدِّثُ أَخبارَها بِأَنَّ رَبَّکَ أَوحی لَها. ﴾ » شاید «اخبار» زمین، چنانکه گفتم «أثقال» و اسرار آن باشد : « ﴿ وَأَخرَجَتِ الأَرضُ أَثقَالها ﴾ .» یعنی اسرار خود، اسراری که همچنان بر قلب زمین سنگینی میکند. « ﴿ یومَئِذ تُحَدِّثُ أَخبارَها ﴾ .» چرا در آن روز اخبارش را میگوید؟ « ﴿ بِأَنَّ رَبَّکَ أَوحی لَها ﴾ » و در ادامه میگوید : « ﴿ یَومَئِذ یَصدُرُ النّاسُ أَشتاتاً ﴾ .» تا این آیه، ما واقعه را تصور کردهایم : « ﴿ لِیرَوا أَعمالَهُم ﴾ .» در ادامه ضربهای به آدمی میزند تا او را بیدار و هوشیار و متوجه صدای خدا کند، صدایی که میگوید : « ﴿ فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة خَیراً یَرَهُ ﴾ .» پس نه مستی و نه جانبداری و نه معاملهای در کار است : « ﴿ وَ أَن لَیسَ لِلأنسانِ إلّا ما سَعی ﴾ .»[405]
آنچه گفتم خلاصهای از تفسیر این سوره مبارک بود. در تفسیر این سوره روایاتی درباره خیرات کوچک آمده است. چنانکه گفتم حسناتِ کوچک را کمارزش مشمارید؛ قرصی نان با مقداری خرما و یا از خدمتی کوچک فروگذار نکنید و آنها را کمارزش مدانید. سیئات را هم کوچک مشمارید. در برخی از روایات «انسان» به امام امیرالمؤمنین(ع) تفسیر شده است و بیشک امام علی(ع) مصداق انسان کامل است، بنابراین، مصداقی از مصادیق بشر است. چنانکه میدانید در تفسیری که مصداق برای آیات تعیین میکند، تلاش بر آن است که بگوییم این تفسیرها مصداقی از آیه است : « ﴿ وزِنُوا بِالقِسطاسِ المُستَقِیمِ ﴾ .»[406] این آیه به علی بن ابیطالب تفسیر شده است. میگوییم او مقیاس کامل برای انسان است. «﴿ و قالَ الإنسانُ مالَها یَومَئِذ تُحَدِّثُ أَخبارَها بِأَنَّ رَبَّک أَوحی لَها یَومَئِذ یصدُرُ النّاسُ أَشتاتاً لِیرَوا أَعمالَهُم فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة خَیراً یَرَهُ وَ مَن یَعمَل مِثقالَ ذَرَّة شَرّاً یَرَهُ. ﴾ » فکر میکنم که دیگر چیزی برای گفتن ندارم. گرچه معنای قرآن از آنچه گفتم ژرفتر و ژرفتر است و چیزی جز نقطهای از آن را نگفتیم.
و غَفَرَاللهُ لَنا و لَکُم و السَّلامُ عَلَیکُم.
[404]. «ما پرده از برابرت برداشتیم و امروز چشمانت تیزبین شده است.» (ق، 22)
[405]. «و اینکه : برای مردم پاداشی جز آنچه خود کردهاند، نیست.» (نجم، 39)
[406]. «و با ترازوی درست وزن کنید.» (شعرا، 182)
