گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 10
صفحه: 156

محاسبه کنیم و درستی و نادرستی مواضع خویش را دریابیم. پس، این شب در ابتدا برای مشخص شدن امور و در ادامه، برای تصحیح امور و تأکید بر محاسبه است. بی‌شک، این شب از هزار ماه برتر است، چنان‌که سوره قدر بر این مسئله تأکید دارد. دشمنان پیامبر هزار ماه کوشیدند که چهره اسلام را مخدوش کنند، اما نتوانستند و تأثیر این شب مبارک برای همیشه باقی ماند. مقایسه این شب با هزار ماه در سوره قدر تأکیدی است بر اهمیت این شب و تأثیر آن بر تاریخ انسانیت. این سوره مایه تسلای دل رسول خدا بود. پیامبر هنگامی که در وحی و الهامات غیبی خود دید که دشمنان اسلام خلافت او را غصب می‌کنند و می‌کوشند که اسلام را از مسیر درست خود خارج سازند، محزون شد و سپس، سوره قدر نازل شد. این سوره تأکید کرد که آنان نمی‌توانند چهره اسلام را مخدوش کنند و تأثیر این شب پیامبر بسیار بیش از هزار ماه و هزاران ماهی است که دشمنان بر این امت حکم می‌رانند. امت می‌ماند و خط اسلام می‌ماند و قرآن می‌ماند؛ بی‌هیچ تحریف و خدشه‌ای در طول زمان. تحریف‌گران و تأویل‌کنندگان و دشمنان نمی‌توانند بر سرنوشت این امت تأثیری بگذارند. چه‌بسا، امت دچار ضربه و شکست شود، اما به فضل قرآن و گرامی داشتِ شب قدر و مقایسه اعمال خود، در نخستین فرصت ممکن به آگاهی و هوشیاری خود بازمی‌گردد. آنچه گفتیم، معنای نخست و قرآنی از مفهوم شب قدر بود. معنای دیگری نیز از قرآن و احادیث برای شب قدر فهمیده می‌شود که آن را ذکر خواهیم کرد.

معنای دوم شب قدر ناظر به واژه «قدر» است. چنان‌که می‌دانیم «قدر» به معنای «تحدید» است. در معنای نخست قدر را به معنای تحدید شرعی امور دانستیم. معنای دوم تقدیر و تحدیدِ تکوینی و بالفعل حیاتِ آدمی است. بدین‌معنا که شب قدر شب تعیین سرنوشت آدمی است. انسان در این شب می‌تواند آینده خود را ترسیم کند. این معنا را نیز می‌توان از قرآن و مفاهیم اسلامی دریافت، اما نه به معنای آن توکل که امروزه میان مردم شایع است، زیراکه قرآن کریم تأکید دارد که سعادت و شقاوت آدمی بسته به اراده و سعی و جهد فردی و اجتماعی انسان است. فی‌المثل، در سوره «شمس» تأکیداتی را می‌بینیم که به شیوه قسم وارد شده است : « ﴿ وَالشَّمسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلّاها »[185] تا اینکه به نتیجه می‌رسیم : « ﴿ وَ نَفس وَ ما سَوّاها فَأَلهَمَها فُجورَها وَ تَقواها »[186] و سرانجام، همه این سوگندها این جمله است : « ﴿ قَد أَفلَحَ مَنْ زَکّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسّاها .»[187] بنابراین، آن‌کس که نفسش را تزکیه کرد، به سعادت می‌رسد، و آن‌کس که دراین‌باره تلاشی نکرد و اقدامات ناپسند کرد، شقی است.

قرآن بر این اصل تأکید می‌کند و می‌گوید که سرنوشت انسان با اراده او پیوند دارد؛ آن هم هنگامی که این اراده به سوی تزکیه نفس هدایت شود. از سوی دیگر، ماه رمضان ماِ روزه است، و روزه، چنان‌که می‌دانیم، آثار متعددی بر خودِ فرد و نفس فرد و تزکیه فرد دارد. نتیجه آن می‌شود که انسان روزه‌دار چون به گرسنگی و تشنگی و دیگر حاجاتش در روز بی‌توجه است و نه می‌خورد و نه می‌نوشد و به خواهش‌هایش عمل نمی‌کند،

[185]. «و سوگند به آفتاب و روشنی‌اش به هنگام چاشت، و سوگند به ماه چون از پی آن برآید و سوگند به روز چون گیتی را روشن کند.» (شمس، 1-3)

[186]. «و سوگند به نفس و آنکه نیکویش بیافریده. سپس بدی‌ها و پرهیزگاری‌هایش را به او الهام کرده.» (شمس، 7-8)

[187]. «هرکه در پاکی آن کوشید، رستگار شد و هرکه در پلیدی‌اش فرو پوشید نومید گردید.» (شمس، 9-10)