گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 353

اگر به این تقسیم‌بندی توجه کنید، می‌بینید که از قرآن نیست، بلکه علما برای ساده کردن مسائل این تقسیم‌بندی را صورت داده‌اند. این تقسیم‌بندی نباید باعث خطا در دیدگاه ما شود.
قرآن در جاهای گوناگونی اسلام را وصف و قواعد را بیان کرده است. در قرآن ایمان به خدا و ملائکه و کتب و پیامبران خدا و روز آخرت آمده است. از همین رو، می‌توانیم بگوییم که اصول و عقاید و ایدئولوژی و ایمان، یعنی ایمان به خدا و ملائکه و کتب و پیامبرانش و روز جزا. هرچه دوست داری نامگذاری کن. دوست داری بگو اصول، می‌پسندی بگو فروع. من این اندازه می‌دانم که مسلمان باید به این مسائل ایمان داشته باشد. در قرآن آمده است: «آمنوا».
این مسئله عمل است، مسئله عقیده و ایمان است، مسئله زندگی است و دلیل می‌خواهد. اگر کسی به تو بگوید: «خدا هست» و تو به او گفتی: چشم، این ایمان نیست، احترام و ادب است. ایمان به دلیل نیاز دارد، به اقناع نیاز دارد و به چشم‌انداز.
به هر روی، اگر این تقسیم‌بندی را رها کنیم و تحقیق کنیم، می‌بینیم که اسلام قواعدی دارد. برخی از آن‌ها را گفتیم، ازجمله: « ﴿ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ». « ﴿ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ » تنها انفاق مال و اموال نیست. تندرسی را نیز خداوند داده است. پس تندرست نیز باید از تندرستی خود انفاق کند. باهوش، با تجربه و عالِم هم باید از هوش، تجربه و علم خود انفاق کند. در حدیث آمده است: «آیا راه بهشت را به شما نشان دهم؟»
پیامبر این را می‌پرسد. گفتند: آری ای رسول خدا. پیامبر گفت: «فاصنع الأخرق.» یعنی به تازه‌کار و ناآزموده حرفه‌ای بیاموزید. این راه بهشت است. آیا بیش از راه بهشت چیزی می‌خواهیم؟ ناآزموده در برابر امی و بی‌سواد است. امی کسی است که نمی‌تواند بخواند و بنویسد، امّا منظور از ناآزموده کسی است که حرفه‌ای بلد نیست. عرب به چنین کسی «اخرق» می‌گوید. اگر به «اخرق» حرفه‌ای آموختیم، این اسلام است و راه بهشت. پس مسئله انفاق و زکات و بخشش، مسئله‌ای فراگیر است و فقط مربوط به مال و اموال نیست، بلکه شامل دانش، تجربه، تندرستی، جوانی و حتی پند هم می‌شود.
چه کسی گفته انفاق و زکات از اصول دین نیستند؟ بدون انفاق ایمانی وجود ندارد:
« ﴿ أَرَأَیْتَ الَّذِی یُکَذِّبُ بِالدِّینِ * فَذَلِکَ الَّذِی یَدُعُّ الْیَتِیمَ * وَلَا یَحُضُّ عَلَی طَعَامِ الْمِسْکِینِ .» [128]
در حدیث آمده است: «به خدا و روز جزا ایمان نیاورده است کسی که شب سیر بخوابد و همسایه‌اش گرسنه باشد.»
حتی اگر زکاتی بر ذمه‌اش نباشد. یعنی اگر من همه زکاتی را که بر ذمه‌ام دارم، بپردازم، ولی همسایه‌ام گرسنه و من سیر باشم و من خود را به نادانی بزنم، مؤمن نیستم. پس اصول به چه معناست؟ کسی که زکات نمی‌پردازد، انفاق نمی‌کند و امور نیازمندان را نادیده می‌گیرد، مسلمان نیست. در سوره بلد آمده است: « ﴿ أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَیْنَیْنِ * وَلِسَانًا وَشَفَتَیْنِ * وَهَدَیْنَاهُ النَّجْدَیْنِ * فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ * وَمَا أَدْرَاکَ مَا الْعَقَبَةُ .» [129] در این آیات هدف از فضل و بخشش نعمت‌های خداوند آمده است: «فَکُّ

[128]. «آیا آن را که روز جزا را دروغ می‌شمرد دیدی؟ او همان کسی است که یتیم را به اهانت می‌راند و مردم را به طعام دادن به بینوا وانمی‌دارد.» (ماعون، 1-3)
[129]. «آیا برای او دو چشم نیافریده‌ایم؟ و یک زبان و دو لب؟ و دو راه پیش پایش ننهادیم؟ و او در آن گذرگاه سخت قدم ننهاد. و تو چه می‌دانی که گذرگاه سخت چیست؟» (بلد، 8-12)