گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 348

جنگ‌ طبقاتی‌ شکل‌ گرفت، ام��ا شکل‌گیری‌ آن‌ به‌ دلیل‌ ذات‌ ستیز و مقابله‌ درون‌ اجتماع‌ نبود، بلکه‌ پیامد ستم‌ سرمایه‌داری‌ بود. کارگر چاره‌ای‌ جز حرکت‌ نداشت. طبعاً‌، حرکت‌های‌ نخستین بدون‌ سازمان‌دهی‌ و فردی‌ بودند. امّا حرکت‌ها آهسته‌‌آهسته‌ به‌ حرکت‌های‌ برنامه‌ریزی‌‌شده‌ و جمعی‌ بدل‌ شد و به‌ پیروزی‌ انجامید. البته‌، در برخی‌ جاها نیز این‌ حرکت‌ها موفقیت‌آمیز نبود.
این‌ها توضیحات‌ مختصری‌ بود درباره‌ موضع‌ نظام‌های‌ سرمایه‌داری‌ در برابر توزیع‌ ثروت‌ میان‌ نهاده‌های‌ سه‌گانه‌ تولید. بر این‌ اساس‌، آن‌ها هراندازه‌ که‌ بتوانند تولید را به‌ صاحبان‌ تولید اختصاص‌ می‌دهند. سرمایه‌داران‌ وقتی‌ دریافتند که‌ نارضایتی و آشفتگی‌ها و تحرکاتی‌ آغاز شده‌ است‌ و دستگاهِ‌ آنان‌ را تهدید می‌کند، کوشش‌هایی‌ کردند. ازجمله‌ رابرت‌ اوئن‌ انگلیسی‌ که‌ کارخانه‌دار بود و اخیراً‌ او را پدر سوسیالیسم‌ می‌خوانند، مزایا و امتیازاتی‌ به‌ کارگران‌ داد. این‌ مزایا و امتیازات‌ شامل‌ ساعات‌ کار، معاف‌ کردن‌ کودکان‌ و زنان‌ باردار، با توجه‌ به‌ قوانین، از کار بود. اوئن‌ یکی‌ از افراد مشهور حرکت‌ اقتصادی‌ جهان‌ است. این‌ یک‌ موضع‌ است.
موضع‌ دیگر، موضعی‌ ضد سرمایه‌داری‌ و واکنشی‌ بود که‌ در برابر ستم‌ سرمایه‌داران‌ و صاحبان‌ کسب و کار صورت گرفت. به‌ اختصار، این‌ موضع‌گیری یعنی‌ انکار تأثیر سرمایه‌ در تولید. آنان‌ کار را به‌تنهایی، چه‌ کار ساده‌ و چه‌ متراکم، چه‌ مستقیم‌ و چه‌ غیرمستقیم، در تولید معتبر می‌دانستند. کالا باید مستقیماً‌ به‌ کار نسبت‌ داده‌ شود، زیراکه‌ غیر از کار چیز دیگری‌ در تولید دخالت‌ ندارد. این‌ تئوری‌ که‌ واکنشی‌ به‌ ستم‌ سرمایه‌داری‌ و ستم‌ کارفرمایان‌ بود، فلسفه‌ سوسیالیسم‌ علمی‌ یا کمونیسم‌ شناخته‌ شده، است و اخیراً‌ نیز مارکس‌ به‌ آن، براساس‌ تئوری‌ ارزش، به‌مثابه فلسفه‌ یا تئوری‌ پرداخت. این‌ سخن‌ بدین‌معناست‌ که‌ ارزش‌ هرچیزی‌ به‌ اندازه‌ کار صورت گرفته‌ برای‌ آن‌ است. پس‌ صاحب‌ کسب و کار (تولید) حتی‌ اگر نیم‌ لیره‌ هم‌ بگیرد، دزد است. همه‌ سود حق‌ کارگر است. مارکس‌ بر این‌ اساس‌ و بنابر تئوری‌اش‌، کالا را میان‌ ابزار کار و کارگر توزیع‌ کرد. نظریه‌ او را نظریه «ارزش» می‌نامیم‌ و ارزش‌ اضافی‌ چگونگی‌ تولید و توزیع‌ را مشخص‌ می‌کند.
این‌ موضوع، یعنی‌ ارزش، محور مباحث‌ هفته‌ آینده‌ ماست. ما در برابر این‌ موضع‌ ستمکارانه‌ و در برابر واکنش‌ها، این‌ مسئله‌ را با اعصابی‌ آرام‌ و بدون‌ ستم‌ و جانبداری‌ و یا منفعلانه‌ بررسی�� می‌کنیم. بر آنیم‌ که‌ این‌ عناصر سه‌گانه‌ یعنی‌ کار و ابزار و سرمایه‌ در تولید مشارکت‌ دارند. تولید بدون‌ این‌ عوامل‌ سه‌گانه‌ صورت نمی‌گیرد. تولید بر این‌ عوامل‌ سه‌گانه‌ توزیع‌ می‌شود، امّا پرسش‌ از چگونگی‌ این‌ توزیع‌ است؟
به‌ نظر اسلام‌ درباره‌ چگونگی‌ توزیع تولید میان‌ عناصر سه‌گانه‌ توجه‌ می‌کنیم. این‌ نظریه‌ در دو فصل‌ خلاصه‌ می‌شود: فصل‌ نخست‌ درباره‌ امتیازاتی‌ است‌ که‌ اسلام‌ به‌ هرکدام‌ از عناصر سه‌گانه‌ تولید می‌دهد، و فصل‌ دوم‌ درباره‌ تئوری‌ ارزش‌ بنابر منطق‌ اسلام‌ است.
امّا درباره‌ بخش‌ اوّل‌ باید بگوییم‌ که‌ وقتی‌ ما می‌گوییم‌ اقتصاد اسلامی‌ یا نظر اسلام، منظورمان‌ این‌ نیست‌ که‌ حضرت‌ محمد(ص)‌ فصل‌ خاصی‌ را به‌ اسم‌ اقتصاد در قرآن‌ گشود و یا بعدها فقها بابی‌ به‌ نام‌ اقتصاد در ابواب‌ فقه‌ ایجاد کردند. بلکه‌ فقه‌ را به‌مثابه کل‌ در نظر می‌گیریم‌ و همه‌ فقه‌ اسلامی‌ را به‌صورت کل‌ بررسی‌ می‌کنیم. به‌ سخن‌ دیگر، منظورمان‌