گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 334

رقابت است:« ﴿ سَابِقُوا إِلَی مَغْفِرَة مِّن رَّبِّکُمْ » [112] یا « ﴿ فَاسْتَبِقُواْ الْخَیْرَاتِ .» [113] رقابت برای کسب بیشتر و نه نزاع؛ یعنی نمی‌خواهم برخلاف منافع تو از تو پیشی بگیرم، بلکه به‌عکس، می‌خواهم به تو عطا کنم، زیرا ازخودگذشتگی نزد من رسالت را کامل می‌کند. کار عبادت است. جامعه مبتنی بر کار اعتقادی، آن‌چنان است که حدیث می‌گوید:«مؤمنان با یکدیگر مهربان‌اند.» مهربانی به یکدیگر در جامعه اعتقادی معنا می‌یابد و در جامعه مادی فاقد معناست، زیرا مهربانی در جامعه مادی جای خود را به تجارت داده است. به همان مقدار که عطا می‌کنم، از تو می‌ستانم. این تجارت است. «مؤمنان در مهربانی و دوستی همانند جسم واحد هستند، چنانچه عضوی به درد آید، دیگر اعضا همه بیدار و در گدازند.» جامعه به جسم زنده بدل می‌شود. این کارْ زنده است و این احساسْ زنده است و جزئی از رسالت‌اند. هیچ نزاع درونی وجود ندارد. تفاوتی که در جامعه مادی طبقات را تشکیل می‌دهد، در جامعه اعتقادی و یا در جامعه مؤمنان، تعامل را افزایش می‌دهد.
بارها این مثال را زده‌ام که اگر دو ظرف کنار هم قرار دهیم که در یکی از آن‌ها آب شور و در دیگری آب گرم باشد و این دو ظرف را به هم مرتبط کنیم، آب شور از آب گرم گرما می‌گیرد و آب گرم از آب شور شوری را اخذ می‌کند. این جریان به سبب تفاوت در شوری و گرمای دو ظرف است. هراندازه که این تفاوت بیشتر باشد، جریان انتقال هم شدیدتر است. در جامعه همدرد و مهربان با یکدیگر و زنده، تفاوت‌ها باعث افزایش یاریگری و وحدت می‌شود، نه اینکه طبقات در حال نزاع تشکیل دهد، زیرا در جامعه همدرد، مهربانی و رسالت وجود دارد، کار اعتقادی وجود دارد. اگر فرض کنیم همه انواع بشر در همه ویژگی‌ها و توانمندی‌ها مثل هم هستند، یعنی همه افراد مساوی هستند، دیگر جامعه‌ای شکل نخواهد گرفت، زیرا دیگر تعاملی نخواهد بود. دیگر کسی واجد چیزی نیست که دیگری فاقدش باشد و کسی فاقد چیزی نیست که دیگران واجدش باشند. در مثال دو کاسه‌ای که گفتیم، اگر فرض بر این باشد که حرارت و شوریِ هر دو آب یکسان است، آیا با اتصال دو ظرف جریانی حاصل می‌شود؟ خیر. پس در جامعه اعتقادی تفاوت‌های فردی سبب تعامل و جریان و وحدت است. مفهوم این آیه کریم همین است: « ﴿ وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْض دَرَجَات لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضًا سُخْرِیًّا وَرَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِّمَّا یَجْمَعُونَ .» [114] قرآن کریم نمی‌خواهد در این آیه بین طبقات تفاوت قائل شود و نمی‌خواهد تفاوت طبقاتی را تثبیت کند، آن‌گونه که برخی از این آیه فهمیده‌اند. مقصود آیه این است که هر فردی توانمندی و شایستگی‌های خود را دارد و از طریق توانمندی‌هایش در بالا بردن سطح دیگران مشارکت می‌کند و دیگران را به خدمت می‌گیرد و نیز، راهبری می‌کند. اگر امروز پزشکی به شما بگوید فلان دارو را بخور و فلان دارو را نخور و فلان کار را در زندگی بکن، تو مطیع او هستی؛ یعنی پزشک در طبابت رهبر توست. در عین حال، مهندسی که در طبابت مطیع طبیب است، در ساختمان‌سازی طبیب را راهبری می‌کند. وکیل هم هردوی آنان را در تخصصش راهنمایی می‌کند. پس هرکس بر دیگری در توانمندی‌هایش برتری دارد. معنای این سخن کار تخصصی است. در آیه دیگری آمده است: «یَا أَیُّهَا

[112]. «برای رسیدن به آمرزش پروردگارتان بر یکدیگر پیشی گیرید.» (حدید، 21)
[113]. «پس در نیکی کردن بر یکدیگر سبقت گیرید.» (بقره، 148)
[114]. «بعضی را به مرتبت، بالاتر از بعضی دیگر قرار داده‌ایم تا بعضی، بعض دیگر را ب�� خدمت گیرند و رحمت پروردگارت، از آنچه آن‌ها گرد می‌آورند، بهتر است.» (زخرف، 32)