گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 12
صفحه: 289

ارزش‌ می‌نامند، و آن‌ را نوعی‌ تجاوز و سرقت‌ نسبت‌ به‌ حقوق‌ کارگر می‌دانند و لبه‌ تیز مبارزات‌ سیاسی‌ و فکری‌ خود را متوجه‌ این‌ سود، که‌ به‌ اعتقاد آنان‌ پایه‌ سرمایه‌داری‌ است، کرده‌اند. مارکسیست‌ها، به‌ پیروی‌ از مارکس، عالم‌ معروف‌ اقتصادی‌ آلمان، از طرف‌داران‌ مهم‌ این‌ نظریه‌ به‌ شمار می‌روند.
دسته‌ سوم، سود حاصل‌ را به‌ سه‌ عامل‌ فوق‌الذکر یعنی‌ کار و سرمایه‌ و ابزار تولید تقسیم‌ می‌کنند و با تفاوت‌های‌ گوناگونی‌ هر سه‌ عامل‌ را منتفع‌ می‌دانند. سیستم‌های‌ سرمایه‌داری‌ ارشادی‌ (یعنی‌ طرف‌داران‌ مداخله‌ و ارشاد دولت‌ در تولید) که‌ براساس‌ بانکداری‌ استوار است‌ و نصیبی‌ در تولید برای‌ کارگر قائل‌ شده‌اند، جزو این‌ دسته‌ محسوب‌ می‌شوند.
ما در این‌ بحث‌ها سعی‌ کرده‌ایم‌ با عباراتی‌ واضح‌ و به‌‌دور از تعصب، با دقت‌ و انصاف، این‌ اختلاف‌ بزرگ‌ را که‌ پایه‌ مهم‌ترین‌ مشکلات‌ عصر ماست، بررسی‌ کنیم‌ و مقصود مؤ‌سسین‌ این‌ روش‌ها را به‌خوبی‌ درک‌ و نظریات‌ آنان‌ را نقد کنیم‌ و حق‌ را در هر قسمت‌ بپذیریم. این‌ هدف‌ را در پاسخ‌ به‌ سؤ‌الات‌ زیر مطالعه‌ می‌کنیم:
1. آیا کار تنها عامل‌ تعیین‌کننده‌ ارزش‌ اشیاست؟
2. آیا ثروت‌ بشر رو به‌ زیادی‌ است؟
3. کالای‌ تولیدشده‌ و سود حاصله‌ را چگونه‌ باید تقسیم‌ کرد؟
4. منابع‌ پیدایش‌ سرمایه‌های‌ موجود چیست؟ و آیا این‌ سرمایه‌ها را می‌توان‌ مشروع‌ شمرد؟
آیا کار تنها عامل تعیین کننده ارزش اشیاست؟
نخست، به‌ عنوان‌ مقدمه، معنی‌ تولید و همین‌طور مقصود از احتیاجات‌ اقتصادی‌ را از نظر ارتباطی‌ که‌ بحث‌ ما با آن‌ دارد، توضیح‌ می‌دهیم. تولید، برخلاف‌ مفهوم‌ ظاهر آن، در مباحث‌ اقتصادی‌ به‌ خلق‌ و ایجاد ماده‌ گفته‌ نمی‌شود، بلکه‌ تولید فعالیتی‌ است‌ که‌ برای‌ ایجاد وصف‌ و حالت‌ جدیدی‌ در موجود به‌ کار می‌رود، به‌ این‌ شرط‌ که‌ این‌ وصف‌ و حالت‌ آن‌ موجود را قابل‌ مصرف‌ کند. کارخانه‌ ذوب‌ فلزات، سنگ‌ آهن‌ را با اسلوبی‌ خاص‌ تجزیه‌ می‌کند و آهن‌ خالص‌ را در دسترس‌ صنعتگر می‌گذارد. صنعتگر همین‌ فلز خالص‌ را به‌ صورت‌ تیرآهن، اتومبیل، در، قفل‌ و کلید درمی‌آورد یا فلزی‌ قیمتی‌ را به‌ اشیای‌ لوکس‌ و تجملی‌ تبدیل‌ می‌کند.
در این‌ سه‌ مثال، خالص‌ کردن‌ آهن، تغییر شکل‌ دادن‌ آهن‌ خالص‌ و به‌صورت‌ قابل‌ استعمال‌ شدن‌ آن‌ و تبدیل‌ فلز قیمتی‌ به‌صورت‌ لوکس، تولید نامیده‌ می‌شود. در هیچ‌یک‌ از این‌ سه‌ مثال‌ چیزی‌ خلق‌ نشده‌ است، بلکه‌ صنعت‌ و حالت‌ خاصی، در این‌ موجودات‌ پدید آمده‌ که‌ به‌ کار مصرف‌کننده‌ می‌آید.
کشاورز نیز از این‌ قانون‌ مستثنی‌ نیست؛ در نتیجه‌ فعالیت‌ او، یعنی‌ شخم‌ و آبیاری‌ و کشت، و به‌ کمک‌ عوامل‌ طبیعی، مواد مختلف‌ و متفرق‌ آب، هوا و آفتاب‌ مجتمع‌ و در دانه‌ گندم‌ یا سایر محصولات، متراکم‌ می‌شوند و محصول‌ قابل‌ خوردن‌ می‌گردد. این‌ نوع‌ تغییرات‌ را در اقتصاد تغییرات‌ کمّی‌ نام‌ داده‌اند.
علمای‌ اقتصاد، تجارت‌ را نیز به‌ علت‌ آنکه‌ به‌‌وسیله‌ حمل‌‌ونقل‌ و توزیع، کالاهای‌ مختلف‌ را در دسترس‌ مصرف‌کننده‌ می‌گذارد و حالت‌ جدیدی‌ به‌ کالا می‌دهد، آن‌ را کاری‌ تولیدی‌ دانسته‌اند.
تعریف احتیاجات اقتصادی

در علم‌ اقتصاد، حاجت‌ فقط‌ به‌ ناراحتی‌ و رنج‌ شخص‌ در مقابل‌ محروم‌ بودن‌ از چیزی‌ گفته‌ نمی‌شود، بلکه‌