گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 9
صفحه: 131

شلیفا، که دهات مسیحی‌نشین منطقه بقاع هستند، مانند تیراندازی به سوی خانه و خانواده من است و بلکه، همچون حمله به محراب و منبر من است. در همان وقت احزاب چپ از بعلبک به واسطه بلندگوهای مسجد ندای وا اسلاما برداشتند و مرا به بی‌علاقگی به شیعیان متهم ‌کردند.

شما را متهم می کنند که در حملات مسلمانان به مسیحیان این موضع را داشتید، اما در حملات مسیحیان به شیعیان، به خصوص در کشتار و فاجعه نبعه چنین مواضعی را نداشتید.

این سؤال بسیار تعجب‌برانگیز است، زیرا در موقعی که مسیحیان به نبعه تجاوز کردند، ما خود در حال جنگ با مسیحیان بودیم. آن‌ها به هیچ وجه به اعلامیه‌های ما توجهی نداشتند. حتی قبل از آن به مجلس اعلای شیعیان حمله و پاسبانان مجلس را به قتل تهدید کردند. در و پیکر آن را شکستند. کاملاً استهزاآمیز است که در آن وقت و در تحت چنان وضعیتی من به مسیحیان بگویم که حمله به نبعه حمله به خود من و یا به محراب و منبر من است، چه آن‌ها به خود من و به محراب من و به منبر و منزل من حمله می‌کردند. این تشبیه بسیار بی‌معناست. در عین حال، از طرف مجلس اعلای شیعیان و من چند اعلامیه در هنگام جنگ نبعه و چند اعلامیه در موقع حمله به تل‌زعتر و ده‌ها بیانیه و اعتراض علیه روش وحشیانه مسیحیان صادر شده است. حتی ضمن اعتصاب غذا در مسجد و در اعلامیه دومی که در مسجد صادر شد، توضیح داده شده است که فاشیست‌های راست‌گرا مانند حیواناتی زمین مردم را آلوده کرده‌اند و به همین جهت من به خانه خدا آمده‌ام تا از پلیدی‌های آنان دور باشم.

شما گفتید که در نبعه می جنگیدید. با چه نیرویی و چگونه؟ و نقش مقاومت فلسطین، احزاب چپ و سوریه هر کدام در این فاجعه چه بوده است؟

حرکت محرومین به‌رغم حداثت آن (نوپایی‌اش) در نبعه با 90 نفر جنگجو در حال دفاع بود. در تمام مدت جنگ تنها سازمانی که یک بیمارستان صحرایی موقت در نبعه با سه پزشک و جراح تأسیس کرد، حرکت محرومین بود. قبل از آن 16 نفر در اثر خونریزی مرده بودند. تنها سازمانی که به کمک ارمنی‌ها اسلحه و مواد غذایی برای محاصره‌شدگان نبعه می‌فرستاد، حرکت محرومین بود. دفاع از نبعه به صورت‌های دیگری نیز انجام شد. از جمله آنکه ارمنی‌ها که در همسایگی نبعه بودند و در حدود یک‌سوم اطراف نبعه در اختیار آنان بود، در تمام مدت جنگ به صورت دوست و پشتیبان شیعیان در نبعه درآمده بودند. این روش در اثر فعالیت‌های رهبری حرکت صورت می‌گرفت. در عین حال، تنها کسانی که تا آخرین نفس در نبعه جنگیدند و تا آخرین فرد از کادرهای نظامی خود مقاومت کردند و کشته شدند، جوانان أمل بودند. هم‌اکنون، همه کادرهای فرماندهی احزاب چپ و سازمان‌های مقاومت به سلامت به مناطق غرب بیروت بازگشته‌اند (یعنی کشته نشده‌اند و در صحنه یا نبوده‌اند و یا فرار کرده‌اند)، در حالی که 24 نفر از زبده‌ترین جوانان این حرکت در نبعه شهید شدند.

اما درباره روش سوریه باید گفت که آن‌ها متأسفانه به فشار سیاسی اکتفا کرده و عملاً دفاعی از نبعه نکردند. این خود می‌تواند نتیجه طبیعی حمله‌های تبلیغاتی تند احزاب چپ علیه سوریه باشد که متأسفانه توده‌های مردم بدون سبب کفاره این گناه را دادند. در عین حال، در سه سفر به سوریه و