بدینترتیب، این سند پس از ارتباط با طرف فلسطینی تدوین شد. روزی که این سند صادر شد، قرار بر این بود که مجموعه پیشنهادهایی باشد تا طرفهای لبنانی براساس آن گرد هم آیند و انتخابات برگزار کنند. اگر لبنانیان گرد هم آیند، حتماً با پیمودن مسیری که در سند قانون اساسی آمده است، میتوانند آینده خویش را بسازند. به این معنا، سند قانون اساسی هنوز میتواند طرح پیشنهادی یا دستور کاری برای گفتوگوهای سیاسی آینده باشد. اینجا دوست دارم نکتهای بگویم و امیدوارم حمل بر تعارف نشود. من معتقدم سخنان پاتریارک در روز میلاد حضرت مسیح بهتنهایی میتواند دستور کاری در بحثهای سیاسی آینده باشد، حتی میتواند گزینهها را نیز ارائه کند. باشد که ما وطنی داشته باشیم به همان شکلی که پاتریارک در پیام میلاد حضرت مسیح امسال ترسیم کردند.
اوضاع جنوب را چطور میبینید و آیا این اوضاع در اوضاع عمومی لبنان در آینده اثر خواهد گذاشت؟
بیم آن میرود که وخامت اوضاع در جنوب بر کلّ لبنان منعکس شود، زیرا معضل کنونی جنوب چکیدهای از معضل لبنان است که به سرزمینهای جنوبی سرایت کرده است. تنها راهحل این مشکل، انتقال نیروهای بازدارنده عربی به جنوب است؛ امّا در برابر این راهحل برخی دشواریهای سیاسی وجود دارد که از تهدیدهای اسرائیل نشئت میگیرد. برای حل این مسئله گفتوگوهایی ترتیب داده شده است. تلاشهایی نیز هماکنون صورت میگیرد تا آشتی سیاسی در جنوب به وجود بیاید. شاید این آشتی درد و رنج اهالی جنوب را کاهش دهد تا اینکه نیروهای بازدارنده عربی به جنوب برسند.
آیا تصور میکنید که اوضاع لبنان رو به بهبود است؟
اوضاع لبنان رو به بهبود و سلامتی است و کشور به سوی پویایی و حرکت پیش میرود و عقبگردهایی که رخ میدهد، بسیار محدود و گذرا خواهد بود که نمونه آن انفجار عکاوی است که مصیبتها و گرفتاریهای شدیدی در پی داشت و بدون هیچ علتی و به سبب تحریک عدهای، واکنش نسبت به آن به زیان مردم بیگناه تمام شد. دهها نفر در واکنش به این حادثه کشته شدند، ولی نه خود حادثه و نه واکنشهایی که برانگیخت، چیزی بیشتر از یک توفان نبود که بر لبنان گذشت. از این رو، اوضاع لبنان به نظر من رو به بهبود است.
بحران لبنان ارتباط تنگاتنگی با وجود جبهه فلسطینی در لبنان داشت. تصور شما از وضع کنونی چیست؟
مسلماً وجود جبهه فلسطین در لبنان نقش بزرگی در بحران لبنان داشت و حلّ بحران لبنان باید تا حد بسیاری روابط لبنان و فلسطین را روشن و مشخص کند. ولی دوست دارم اینجا تأکید کنم که من با توجه به روابط محکمی که با رهبران مقاومت فلسطین در طول این بحران داشتم، بر این عقیده بودم و هنوز هم معتقدم که اگر لبنانیان بخواهند روابط خود را با جبهه مقاومت تنظیم کنند، این امر بسیار ساده است و باید به رهبران فلسطین کمک کنیم تا بتوانند توافقنامههای خود با لبنان را اجرا کنند و یا ارتقا بخشند؛ همچنانکه آنان نیز باید با دخالت نکردن در امور داخلی لبنان و همپیمان نشدن با احزاب لبنانی -هر جایی که باشد- به لبنان و به خودشان کمک کنند و باید به شفافسازی و اجرای این اصول و مبانی روشن درلبنان کمک کنند. کوتاه سخن اینکه مسئله در گرو اراده خود لبنانیان و فلسطینیان است و
