به مسائل و مشکلات لبنانیان مهاجر در سراسر جهان بازداشتند و تنها در چارچوب تنگنظریهای فرقهای به این مسئله پرداختند. مناصب دولتی را برای نزدیکان خود انحصاری کردند تا فرار مغزها و استعدادها را موجب شوند. طرحهای عمرانی و حیاتی کشور را ناقص و ناتمام رها کردند، در حالی که لبنانیان مقیم خارج، دهها مورد مشابه آن را در کشورهای محل اقامت خود انجام میدهند.
بدینترتیب، آمال و امید را، که برای هم? جهانیان نعمت به شمار میآید، برای لبنانیان به عذاب تبدیل کردند. حتی تلاش کردند خونی را که باید در مرزها و برای پاسداری از میهن به زمین بریزد و جاودانه شود، در کوچهها و خیابانها و در اثر اقدامات مجرمانه بر زمین بریزند و سلاح را که باید عامل حیات و امنیت میهن باشد، وسیل? کشتار و نابودی شهروندان قرار دادند و هوشمندی و خرد را که موجب پیروزی و شکوه و نجات میهن است، به عامل سرافکندگی و تفرقه و توطئه تبدیل کردند.
در نتیجه دولت از هم پاشید و ارتش پراکنده شد. مصیبت ما از درون خودمان برخاست و میهن سقوط کرد، بیآنکه مصیبت و بحران ما، وجدان کسی را به درد آورد.
خداوند متعادل میفرماید: «قُلْ هُوَ الْقَادِرُ عَلَى أَن یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذَابًا مِّن فَوْقِکُمْ أَوْ مِن تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعًا وَیُذِیقَ بَعْضَکُم بَأْسَ بَعْضٍ.»[17] در تفسیر آمده است که نزول عذاب از بالای سر، به معنای حکومت طاغوتیان است و عذاب از زیر پا، به معنای پیدایش فتنه و آشوب در میان ملت است و مصیبت بزرگ آن است که ملت به هر سه نوع عذاب دچار شود.
برادران عزیز!
بحران لبنان فقط زمانی به پایان میرسد که شهروندان فرصت پرداختن به آمال بلند خود را بیابند و میهن، قومیت عربی خود را بازیابد و آدمی رسالت خویش را بازشناسد.
لبنان کشوری است در خطِ مقدم رویارویی و حال که اهداف دشمن در جنوب برای همگان آشکار شده، چارهای ندارد جز اینکه در دفاع از ملت و سرزمین خود، توانمند و باصلابت ظاهر شود. جامع? لبنان نیز باید جامعهای مبارز و جدی باشد، نه جامعهای مصرفگرا و مرفه.
لبنان کشور جهاد و پایداری است، زیرا به حکم جغرافیای خود، در برابر اسرائیل قرار گرفته است. باید بار دیگر لبنانیان را با افقهای گسترد? پیشِروی خود آشنا کنیم تا تأثیرگذار باشند و در ساختن تاریخ سهیم شوند.
نهادها و سازمانهای لبنانی باید به حرکت درآیند و مسئولیت عربی و جهانی خویش را بر عهده گیرند و این مستلزم آن است که به دور از گرایشهای فرقهای و سیاسی، به استعدادهای موجود در کشور تکیه کنیم.
لبنانیان با توجه به حقایقی که با آن مواجهاند، وظیفه دارند که با استمرار همزیستی خود، نقش خویش را در فرهنگ و تمدن جهانی ایفا کنند و حلق? اتصال در روند هماندیشی میان اعراب و اروپاییان باشند. این مهم جز با تکیه بر عدالت و برابری فرصتهای شهروندان و بینش وسیع و نگرش فراگیر زمامداران، ممکن نخواهد بود.
مسئولان کشور باید حقایق مربوط به این ملت و سرزمین و تاریخ لبنان را دریابند و نظام جدید را
[17].?«بگو: او قادر بر آن است که از فراز سرتان یا از زیر پاهایتان عذابی بر شما بفرستد، یا شما را گروهگروه در هم افکند و خشم و کین گروهی را به گروهی دیگر بچشاند.» (انعام، 65)
