گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 7
صفحه: 192

لبنان و افزایش تبلیغات منفی و وجود شایعاتی مبنی بر تلاش نیروهای سوریه به منظور سرکوب مقاومت فلسطین و ایجاد کنفدراسیونی متشکل از سوریه، اردن،‌ فلسطین و احتمالاً لبنان برای مذاکره با اسرائیل، مسئولان سوریه به این شایعات حساسیت پیدا کرده بودند و فضای آکنده از اتهامات و شایعات، رهبران سوریه را آزرده می‌کرد، در حالی که به باور ما جناب حافظ اسد به قومیت عربی، آزادی امت عرب، پیروزی انقلاب فلسطین و حمایت از مقاومت ایمان دارد و ما نیز بر این عقیده‌ایم که حکومت سوریه حکومتی ملی است و از این تهمت‌ها به دور است. از طرفی مقاومت فلسطین و احزاب و نیروهای ملی لبنان از لحاظ نظامی نمی‌توانند از کمک و حمایت سوریه بی‌نیاز باشند. کارشناسان نظامی این حقیقت را می‌دانند و نبردهای اخیر هم آن را به اثبات رسانده است. از سوی دیگر، پس از نبردهای منطق? جبل از داوطلبان اروپایی برای حضور در لبنان دعوت شد و ناوگان ششم در نزدیکی سواحل ما حضور یافتند و کم‌کم سکوت غرب در برابر این نبردها شک‌برانگیز شد.

مواضع دین براون نیز در دومین حضورش در لبنان، مبهم بود و به نظر می‌رسید که مسئله خطرناک شده است. از?این?رو، تلاش‌های مستمر خود را ادامه دادم و هم? توان خود را برای بهبود روابط سوریه با مقاومت فلسطین و نیروهای ملی‌گرای لبنان به کار گرفتم. از سوی دیگر، تلاش برای توقف درگیری‌ها و ارائ? راه‌حل سیاسی ضرورت داشت. انتخاب رئیس‌جمهور جدید و استعفای فرنجیه و گردهمایی طرف‌های لبنانی اساس این راه‌حل سیاسی بود. از?این?رو، نشست‌هایی با رهبران مقاومت فلسطین و نمایندگان سوریه ترتیب دادم و نشست مشترکی میان آن‌ها و با حضور این‌جانب برگزار شد. سپس صبح روز پنجشنبه، ششم مه 1976، در پیامی خطاب به جناب حافظ اسد، نتایج و پیامدهای برگزار نشدن جلس? پارلمان لبنان را که قرار بود در هشتم مه 1976 برای انتخاب رئیس‌جمهور برگزار شود، برای ایشان تشریح کردم و گفتم که این امر موجب افزایش تشنج و وقوع درگیری‌های شدید خواهد شد. همچنین یادآور شدم که در صورت موفقیت‌آمیزبودن جلس? پارلمان، بحث و بررسی دربار? تثبیت امنیت و یاری ‌گرفتن از نیروهای لازم انجام خواهد شد.

در ادامه، احتمالات مختلف را مطرح کردم و توطئه‌ای را که برضد سوریه و به منظور خارج ‌کردن جناب حافظ اسد از صحنه در حال اجراست، یادآور شدم و گفتم که باید نیروهای فلسطینی و سوری برای مقابله با استعمار با هم متحد و همسو شوند. در پایان هم نکته‌ای را به‌صراحت مطرح کردم که ناچار باید به آن اشاره می‌کردم و گفتم که دیدار رو‌در‌رو میان حافظ اسد و یاسر عرفات ضروری است و پیشنهاد کردم که این دیدار پیش از تاریخ هشتم مه صورت گیرد. ظهر روز پنجشنبه، پاسخ مثبتی دراین‌باره واصل شد و من و یاسر عرفات عصر همان روز عازم دمشق شدیم و در دیداری هفت‌ساعته با حافظ اسد، رئیس‌جمهور سوریه، مذاکره کردیم. در آغاز جلسه به آن دو گفتم که امت عرب، اختلاف میان شما دو نفر را نمی‌پذیرد و این امر خارج از اراده و اختیار شماست. امت عرب تاکنون با مشکلات بزرگی روبه‌رو بوده و امروز امید بسیار دارد که جناب حافظ اسد نجات‌دهند? امت باشد و ما نیز به ایشان اعتماد کامل داریم. از طرفی، همچنان‌که اسرائیل را شرّ مطلق می‌دانیم، مقاومت فلسطین هم از نگاه ما خیر مطلق است. براساس این باورها، پرسش ما آن است