آینده ناتوان است، امّا دیدهها مینگرند، گوشها میشنوند و دلها -اگر دلی بر جا مانده باشد- به درد میآیند و ریش میشود و خرد فردی و جمعی لبنانیان دو انتخاب پیش رو دارد:
نخست، رئیسجمهور باید استعفا دهد تا کشتارها متوقف و ذهنها آرام شود. فرماندهان نظامی و سیاسی و مردم نیز باید حاکمیت قانون را تضمین کنند. پارلمان باید رئیسجمهور جدیدی انتخاب کند که بتواند بحران را حلوفصل کند و راهکاری برای حفظ آرامش و تضمین آیند? کشور و حفظ حقوق برادران مارونیها بیندیشد و بدینترتیب، به سوگند خود عمل کرده باشد که دربردارند? حفظ میهن و صیانت از آن و تمامیت ارضی کشور و هموطنان است تا آیند? خود و فرزندان و گروه خود را حفظ کند. رئیسجمهور بهتر از هر شخص دیگر میتواند روشی را برای حفظ کرامت مردم و استمرار نظام و همزیستی و جلوگیری از سقوط میهن در دام این سرنوشت شوم ارائه کند. جناب رئیسجمهور میدانند که کشور برادر، سوریه با اقتدار و اخلاص از گفتههای ایشان در بیانی? چند هفت? گذشته حمایت کرده است و حقوق گروههای مختلف را در کنار حقوق اکثر قاطع لبنانیان -که جز حفظ لبنان هدف دیگری ندارند- تضمین میکند، امّا متأسفانه آنچه در عمل شاهد بودیم، تماماً معکوس شد، به گونهای که ادام? وضع موجود، سراسر میهن و حاکمیت قانون و وحدت ملی و همهچیز حتی خود رئیسجمهور را تهدید میکند و امنیت سوریه و دوستان لبنان و هم? اعراب را نیز تهدید میکند.
این منطق سلیم است که هر شهروندی به دور از گرایش و غرضورزی آن را میپذیرد.
دوم آنکه از برادران مارونی اعم از رهبران مذهبی، سیاستمداران، نظامیان و عموم مارونیها، چه آنان که درگیر جنگاند و چه دیگران، میخواهیم که در نجات میهن پیشتاز و پیشقدم شوند و برای پایان دادن به بحران و از میان بردن شبح هولناک کشتار، ویرانی و تجزی? کشوری به پا خیزند که همواره به آن بالیده و درصدد دفاع از آن بودهاند. به نام ادیان الهی و به نمایندگی از هم? نهادهای مدنی و به پاس آینده و آمال هموطنان و به نمایندگی از میلیونها مهاجر لبنانی و دوستانی که در جهان چشم به راه پایان بحراناند، خواهان استعفای رئیسجمهور برای حفظ میهنیم.
