گام به گام با امام موسی صدر

جلد: 6
صفحه: 111

حزبی در کابینه را نمی‌پذیریم، چون دستشان به خون آلوده است، زیرا آنان متهم هستند، زیرا ما در برابر قتل هزار نفر و ویران شدن ‌صدها خانه و از رونق افتادن اقتصاد و زندگی و کشاورزی و توقف امور کشور برای سرگرمی و شهرت آنان به مدت سه تا چهار ماه خاموش نمی‌مانیم و آن را نمی‌پذیریم. ما خواستار محاکم? عاملان این جنایات هستیم، هر که باشند و در هر سطح و موقعیتی که باشند. ما محاکمه و تحقیق را تا پایان دنبال می‌کنیم. شهروند لبنانی باید بداند چه کسی اعتبار و آبروی او را خدشه‌دار کرده است. باید بداند چه کسی همسای? او را کشته است. نسل آینده باید بداند چه کسی پدر و مادر او را کشته است. باید بدانند.

و برای اینکه بدانند، لازم است کابینه‌ای بی‌طرف و دور از هرگونه گرایش تشکیل شود تا تحقیق کند و بر تحقیقات نظارت داشته باشد و مسائل را برای مردم روشن کند و هم? کسانی را که مرتکب این جنایات شده‌اند، محاکمه کند تا ساحت لبنانیان و کشور از اتهام پاک شود. وطن ما امروز متهم است؛ شهروندان متهم‌اند. باید بی‌گناهی آنان را ثابت کنیم. باید جنایت‌کار را پیدا کنیم. نباید جنایت‌کار را در جامعه رها کنیم. بنابراین، کابینه باید غیرحزبی باشد و دربار? آنچه رخ داده است تحقیق کند.

کابینه ابتدا باید به توسعه بپردازد و آشتی برقرار کند؛ امّا کدام آشتی؟ آشتی صوری و روی هم را بوسیدن هیچ سودی ندارد. آشتی یعنی آشتی میان مردم و حاکمان؛ آشتی میان گروه‌های مردمی که استثمار شده‌اند و از آنان در راه جنگ داخلی سوءاستفاده شده است. آشتی یعنی شناخت درست نیازها و تمایلات و مواضع آنان و تدوین منشور همزیستی میان لبنانیان؛ تدوین قرارداد یا توافق‌نامه‌ای که همه آن را پذیرفته باشند.

بنابراین، اولاً، باید جنگ و خون‌ریزی را متوقف کرد و آثار آن را از بین برد، ثانیاً، باید کابینه‌ای غیرحزبی تشکیل شود که در کنار ادار? کشور شفاف و بی‌پرده عمل کند و در پی ایجاد آشتی میان مردم و میان رقیبان و میان گروه‌های مختلف باشد تا اصول و قواعدی نو برای همزیستی در لبنان پایه‌گذاری شود؛ همچنین به مسئل? محرومیت‌زدایی و مسئل? تحقیق دربار? حوادث اخیر توجه کند.

دیروز گفتیم محرومان بسیارند. امروز محرومی دیگر به محرومان افزوده شد که همان لبنان است. محروم‌ترینِ ما میهن ماست که به ما همه‌چیز داده است ولی ما فرزندان بدی برای او بودیم و هیچ‌چیز به او ندادیم؛ آبروی او را بردیم؛ آن را ویران کردیم؛ آن را در معرض تهدید قرار دادیم، به طوری که چیزی نمانده تا از صفح? روزگار محو شود.

من در اعتراض به این فجایع تحصن کرده‌ام؛ یعنی غذا نمی‌خورم. آب می‌نوشم ولی غذا نمی‌خورم و تا الآن حالم خوب است. تا الآن همین که من و برخی همراهانم تحصن کرده‌ایم کافی است، تا زمانی که توان داشته باشیم، شاید هم نیاز پیدا کنیم و از جوانان بخواهیم که بیایند و در کنار ما تحصن کنند و بدون اسلحه اینجا بمانند. ما اینجا می‌مانیم و در مسجد و بیرون از مسجد و در خیابان‌ها تحصن می‌کنیم. برخی از برادران مسیحی ما نیز یا اینجا یا در کلیساهایشان تحصن خواهند کرد. خیابان‌ها را پر می‌کنیم و با جسم خود در برابر اسلحه‌ می‌ایستیم. با حق خود پاسخ باطل را می‌دهیم. با روز? خود پاسخ جنایت‌ها و سرکشی‌های آنان را می‌دهیم. این است آنچه از ما برمی‌آید و به عقید? من، نیرومندترین سلاح است.