تا او به کار کردن نیازی نداشته باشد و به کارهای خانه رسیدگی کند. سوم اینکه امتیازات معنوی که اسلام برای مقام مادری قرار داده است، بسیار بزرگ است. تربیت فرد از شئون مادری است که از هیچ کار واجب دیگری کماهمیتتر نیست. مثلاً مادر نقش معلم و عالم دینی و قاضی و طبیب را ایفا میکند. زیرا اگر مادر در ایام حاملگی و در زمان زایمان و شیردهی، اصول بهداشتی را رعایت نکند، فرزندش بیمار میشود و ممکن است بزرگترین پزشکان هم از پس درمان او برنیایند. دیگر اینکه راهنمایی فرزند از سوی مادر، هسته شکلگیری شخصیت فرهنگی و دینی فرزند را پدید میآورد. اگر طفل در کودکی در فضایی وهمی و خیالی و افسانهای تربیت شود، به جن و افسانهها و از این قبیل خرافات اعتقاد مییابد. منظورم از جن مفهوم رایج از آن است که میگویند در حمام ظاهر میشود و سرش چنین و چنان است و پاهایش مثل سُم است و … و در خانه فلانی جن است و فلانی را جنها کشتند و … تمام اینها خرافات و چرندیات و اوهامی است که مغز ما را پر کرده است. مادری که میخواهد فرزندانش را به این شیوه تربیت کند، کاری میکند که بعداً درمان آن ناممکن است.
طبعاً، اگر مادر آگاه باشد، میتواند شخصیت فرهنگی و دینی طفل را بهگونهای شکل دهد که وی بتواند در آینده در مقابل انحرافات مقاومت کند. ولی اگر مادر نحیف بود و ذهنی خرافهای داشت و اینگونه اندیشهها را داشت، فرزندش نیز از این دشواریها نجات نخواهد یافت.
پاسخ: این سخن درست نیست، زیرا فرزندان امام علی از حسن و حسین و محمدبنحنیفه و عباس و سه برادرش، هیچکدام، اموالی دریافت نکردند و دیگر فرزندان امام علی که آنان را امامان شیعه میشناسیم نیز چیزی دریافت نکردند و در سختترین اوضاع مالی زندگی میکردند. چنانکه در جلسه گذشته گفتم، دختران امام موسیبنجعفر لباس مناسبی برای ادای نماز نداشتند. امامان شیعه در بدترین اوضاع اقتصادی زندگی میکردند و در محاصره اقتصادی قرار داشتند و سیاست حاکمان بر فقیر نگهداشتن آنان مبتنی بود. پس این ادعا نادرست است. البته، برخی سادات یعنی نوادگان ائمه به تعبیر آن دوران، شرفا بودند که مقرب خلفا بودند و امامان شیعه مواضعی منفی در قبال آنان داشتند و با آنان مخالفت میکردند. آنان هم فرزندان ائمه نبودند، نوادگان و نوادگان نوادگان بودند.
پاسخ: بزرگوار، کدام سیاست است که ما نمیخواهیم
